وی معتقد است خیلی خودش را متعلق به سینما یا تلویزیون نمیداند، چرا که به اعتقاد وی این دو مدیومهای متفاوتی هستند که حضور متفاوتی از بازیگر را میطلبند. او میگوید: چیزی که در کل مهم است این که نحوه بازی بازیگر در این دو مدیوم خیلی نباید تفاوت ویژه و اساسی داشته باشد. متاسفانه در سالهای اخیر خیلی از بازیگران این قانون را رعایت نمیکنند و در هر برهه از زمان بسته به اینکه نخستین حضور خود را در سینما یا تلویزیون داشتهاند، خود را به طور مجزا متعلق به یکی از این دو طیف میدانند و خیلی از آنها تلویزیون را به این دلیل انتخاب میکنند که سینما در سالهای اخیر هویت و استقلال منسجمی نداشته و نتوانسته جایگاه تثبیتشدهای برای بازیگران بهوجود بیاورد. سینمای این سالها خیلی از الگوهایش را از تلویزیون میگیرد، چون که تلویزیون بودجه نامحدودی در اختیار دارد که میتواند دستبازتر از سینما باشد. شاید تنها دلیلش هم این باشد که تلویزیون بیان رکتری به نسبت سینما دارد و خیلی از بازیگران راغبتر هستند در تلویزیونی که میدانند همیشه مخاطب خود را داشته است، ایفای نقش کنند. این اتفاق تمایز ویژهای را میان سینما و تلویزیون رقم میزند و در مدت زمان طولانی خیلی اتفاق خوشایندی نیست.
وی میافزاید: به نظرم در شرایط فعلی تفاوتی جدی بین سینما و تلویزیون در کشور ما وجود ندارد. سینما در کشور ما با بحرانهای زیادی روبهرو شد، اما تلویزیون بنا به ماهیت خودش که ارتباط برقرارکردن با عموم مردم است، به ساخت سریال و فیلم ادامه داد و متاسفانه سینمای ما برای بقا به مرور شبیه تلویزیون شد و تهیهکنندهها شروع به ساخت فیلمهای ملودرام و کمیک شبیه فیلمهای تلویزیونی کردند و چنین شد که اکنون بندرت میتوان فیلم ملی و بزرگی در آن یافت.
کیمیایی معتقد است: حتی در چند سال اخیر اتفاق بزرگی در زمینه بازیگری رخ نداده است. زمانی فکر میکردم بازیگر سینما هرگز نباید در تلویزیون بازی کند، چون این دو تفاوتهای اساسی با هم دارند؛ اما وقتی دیدم سینما با تلویزیون در کشور ما تفاوت چندانی ندارد، دوست داشتم بازی در سریالهای تلویزیونی را نیز تجربه کنم.
تلویزیون برای من جذابیت داشت، چون میخواستم بازی در سریالی چندقسمتی را تجربه کنم و از نزدیک احساس کنم چگونه میتوان در چند قسمت از یک سریال بیننده را با خود همراه کرد و او را پای تلویزیون نشاند؛ بینندهای که کنترل تلویزیون را کنار خود دارد و هر لحظه میتواند کانال را تغییر دهد و برنامه دیگری را برای دیدن انتخاب کند.
پولاد کیمیایی در ششمین نفر نقش ادیب را بازی میکند. وقتی از او میپرسم این نقش برایش چه ویژگیهایی داشت، میگوید: حضور در تلویزیون برای من فرصت خوبی بود تا خود را در تجربههای دیگری نیز بیازمایم بخصوص اینکه من اصول و فنون بازیگری را نزد مسعود کیمیایی آموختهام و اساس بازیگری در فیلمهای ایشان بازیگرمحوری است. از طرفی معمولا یک بازیگر در تلویزیون زمانی میتواند خوب بدرخشد که از بازی رئال به دور نباشد و به اصولی معتقد باشد که بتواند با بازی خود بیننده را پای تلویزیون بنشاند. من در بازیگری به اصولی پایبند هستم. صدا و بدن برایم مهم است. به بازی چشم خیلی اهمیت میدهم چون معتقدم در بازیگری چشم حرف اول را میزند. وقتی دوربین به بازیگر نزدیک میشود، نوع نگاه خیلی از حرفها را میتواند به مخاطب القا کند. من در مدتی که بازیگری را به صورت جدی پیگرفتهام خواستهام خیلی متفاوت ظاهر شوم، زیرا معتقدم بازیگری مثل زندگی است و رنگهای مختلف دارد.