در تازهترین موضعگیری وی ضمن تکرار ادعاهای گذشته در قبال فعالیت های صلح آمیز هستهای ایران، سناریوی حمله به ایران را که از سوی «پانه تا» وزیر دفاع آمریکا مطرح شده بود تلویحاً مردود دانسته و ادعای دیپلماسی را مطرح کرده است البته وی بار دیگر اعمال تحریمهای یک جانبه علیه ایران را نیز تکرار کرده است.
مواضع اوباما نشان میدهد که وی مانند سه سال حضورش در کاخ سفید همچنان به دنبال اجرای اصل هویج و چماق است تا به زعم خود بتواند جمهوری اسلامی را به پذیرش خواستههای آمریکا یعنی اجرای سه اصل کنار نهادن حقوق هستهای ملت ایران، دور شدن از جبهه مقاومت و در نهایت عدم دشمنی با رژیم صهیونیستی وادار سازد.
در این میان مشاهده میشود که اوباما برای رسیدن به این مقصود با چالش های گستردهای مواجه شده است که به نوعی سردرگمی را برای آن به همراه داشته است چرا که اولا اوباما برای آنکه بتواند ریاست جمهوری خود را تکرار نماید چشم به دستان لابی صهیونیست دوخته و در ماه های اخیر نیز تمام مواضع و اظهارات خود را براساس خواستههای آنها تدوین کرده است.
این امر چنان مشهود است که وی صراحتاً اعلام کرده است هیچ دولتی به اندازه دولت من به تل آویو خدمت نکرده است. با توجه به اینکه شرایط انتخابات آمریکا را صهیونیست ها رقم میزنند و آرای مردم نادیده گرفته میشود اوباما برای حفظ قدرت سراسیمه به دنبال جلب رضایت آنها است. مواضع صهیونیستی وی و نزدیکانش برگرفته از این اصل میباشد.
ثانیاً در مسالهای متضاد با این امر، اوباما میداند که از ارکان پیروزی در انتخابات دگرگونی در خاورمیانه و به نوعی کاهش چالش های آمریکا در این منطقه است. در این حوزه نیز آمریکا جز رویکرد به ایران چارهای در پیش روی ندارد چنانکه جهانیان اذعان دارند که تحولات خاورمیانه بدون حضور ایران قابل حل نخواهد بود و ایران بازیگری است که باید نقش اصلی را برای آن در نظر گرفت.
حال اوباما در یک تضاد رفتاری گرفتار شده است، از یک سو باید رضایت صهیونیستها را جلب کند و از سوی دیگر نیازمند ایران است در این شرایط مشاهده میشود که اوباما با سیاست هویج و چماق و بازی از فضای شدید تا دیپلماسی تلاش دارد تا هر دو مقوله را با هم انجام دهد در حالی که روند تحولات نشان میدهد که وی توان اجرای این معادلات را نداشته که نتیجه آن نیز تناقضات رفتاری و سردرگمیهای وی در قبال روند تحولات میباشد.
قاسم غفوری-جام جم آنلاین