اصلا از آن زمان که سیداحمد به خمین آمد این شهر جلای دیگری گرفت، آن زمان که قصد ماندن کرد و تولد سیدمصطفی را به چشم دید و مصطفی هم صاحب روحالله شد و در طول روزهای انقلاب اسلامی مأمنی برای انقلابیون خمین شد که در آن خانه کاهگلی گرد هم آمدند و روزهای پرشور خون و قیام را رقم زدند.
دیوارهای آجری و کاهگلی خانه خمین چه میدانستند که یک روز تا این حد مشهور میشوند. آنها چه میدانستند که روحاللهی که در 4 ماهگی پدرش سیدمصطفی را از دست داد، چطور نبض تاریخ را به دست میگیرد؛ اما اینگونه شد. آن زمان که دوره خان و شاه و خانزادهها بود، خانه خمین ستمدیدهها را در خود جمع میکرد، اما حالا که نزدیک 2 قرن از عمر این خانه میگذرد، آنجا رهگذر تاریخ و عبرت است. مردمی که برای دیدن خانه امام به محله سرپل خمین میروند، مهمان خانهای چهار هستهای با 4326 متر میشوند، از «جلوخان» (بخش نسبتا وسیعی است که به صورت فرورفتگی در کنار مسیر و در جلوی در اصلی قرار دارد) میگذرند و فضای ورودی اصلی و پیش طاق (در اصلی این خانه در پیش خان قرار دارد این در دو لنگه بوده و هر لنگه متشکل از چند ردیف تخته ضخیم طولی است) را از نظر میگذرانند و پس از گذشتن از هشتیها (بعد از عبور از ورودی که در پیش طاق قرار دارد وارد فضایی کاملا سربسته به نام هشتی میشویم که یک هشت ضلعی کامل است) و دالانها (بعد از هشتی در راهروی طویل و کمعرض و تاریکی قرار میگیریم که به آن دالان میگویند. این دالان مانع ورود ناگهانی به فضای داخل عمارت است) و حیاط وارد اتاقها میشوند.
اتاقهای عمارت که به صورت سهدری، پنجدری و تالار ساخته شده بعضیهایشان زمستان نشینند و بعضیهایشان تابستاننشین، اما چه برف بیاید و چه آفتاب بتابد، تمام اتاقها گرم و روشن است. خانه خمین شبستان (شبستان دارای 4 دالان مستقیم است که از 2 طرف به حیاط راه دارند. این مکان به علت داشتن سقف دو پوسته و شدت جریان هوا خنک بوده و محل مناسبی برای نگهداری مواد فاسد شدنی و استراحت ساکنین در تابستان است) و انبار و آشپزخانه و اصطبل هم دارد، اما مهمتر از همه برج بلندی است که در حاشیه یکی از حیاطهای چهارگانه عمارت قد راست کرده؛ همان برجی که از پس سالها به بازدیدکنندگان نهیب میزند که هنوز هم بیپناهان میتوانند در سایه این خانه خود را از آماج تردیدها و تهدیدها در امان نگه دارند.