عکاسخانه شبکه 2 در واقع یک نوع درام تاریخی است که لزوما یک واقعه خام تاریخی را روایت نمیکند و بیشتر میتوان داستانهایی حکیمانه و انتزاعی از آن بیرون کشید که بیشتر کارکرد سرگرمکنندگی و داستانگویی دارد و البته بیش از اینها لحنی پندآموزانه. در واقع سویه انضمامی از واقعیت تاریخی را چنانچه در سریالهای متعارف تاریخی وجود دارد نمیتوان درعکاسخانه ردیابی کرد هرچند این قصهها خیالپردازی خام اندیشانه و مطلق نیست. این شکل روایت تاریخی را نه فقط در ساختار روایی و ذات درام که در فرم و ساختار سریال نیز میتوان مشاهده کرد، حتی در نوع گریم، لباس، طراحی صحنه و فضاسازی اثر. جالب اینکه خود عکاسخانه نیز مشمول تقدیر تاریخی شد و این سری چهارم سریال است که از شبکه 2 سیما پخش میشود.
سری اول عکاسخانه سریالی از گروه کودک و نوجوان شبکه 2 بود که سال 84 توانست مخاطب زیادی به دست آورد و در حال حاضر تهیهکننده و نویسندگان آن سری چهارم این مجموعه را روی آنتن بردهاند. ماجرای این سریال درباره یک عکاسخانه بازارچه قدیمی در بافت سنتی تهران قدیم است. حیران خان با نقش آفرینی مهدی سلطانی، صاحب قهوهخانهای در بازارچه با جعفرخان (با بازی طوفان مهردادیان) که بتازگی از فرنگ بازگشته و در حوالی قهوهخانه وی کافهای راه انداخته دچار اختلاف میشود و از آنجا که جعفرخان با انتخاب نام «کافه تهران» برای کافه خود قصد دارد آن را گسترش دهد و به رونق آن بیفزاید با حیران خان بر سر کار، سنتها و برخی باورها و ارزشها دچار تعارض میشود و همین مساله موجب شکل گیری ماجراهایی بین آنها و روایت قصههای شنیدنی از این دو شخصیت در قالب عکاسخانه خواهد شد. هر قسمت از این مجموعه، قصهای مستقل دارد که محوریت کلی آن را قصههای مردم کوچه و بازار و به طور کلی مسائل فرهنگی و آداب و رسوم آنها تشکیل میدهد و سری چهارم نیز به نوعی ادامه دهنده همان آدمها و داستانهای آنهاست.
تهیهکنندگی هر دو مجموعه را سیدحسین مناجاتی به عهده دارد. فیلمنامه سری جدید مجموعه عکاسخانه را فرهاد نقدعلی به نگارش در آورده و داستان آن بر اساس روایتی از زندگی مردم در 100 سال گذشته و دوره رضاخان شکل گرفته است.
عکاسخانه سعی کرده داستان خود را بر پایه طنز موقعیت بنا کند و بهطور لحظهای مخاطب را هنگام تماشای برههای از تاریخ کشور غرق در شادی و نشاط کند. در سری جدید از بازیگران دیگری هم استفاده شده و فضای قصه از تنوع و تعدد شخصیتی بیشتری برخوردار شده، هر چند ریتم کار همچنان کند است و این ضرباهنگ آرام با ماهیت درونی درام و موقعیت زمانی قصه انطباق دارد، اما از حیث سریالسازی و مخاطبشناسی از کندی ریتم رنج میبرد. فاصله تاریخی سریال با زمان حال البته آنقدر دور نیست که بسیاری از مناسبات و موقعیتها برای مخاطبان امروزی قابل درک نباشد. با این حال به نظر میرسد طیف اصلی بینندگان این سریال افراد میانسال به بالا باشند.
واقعیت این است قصه عکاسخانه، شخصیتپردازی و فضای بصری سریال خیلی ایرانی است و گاهی میتوان آن را در یک قیاس مع الفارق با «هزاردستان» علی حاتمی مقایسه کرد و دستکم حدس زد کارگردان و نویسنده متاثر از این سریال ماندگار بوده است. شخصیتها و قهرمان قصه نه فقط یک قهرمان دراماتیکی و مجازی، بلکه بازنمایی از پهلوانی ایرانی است. کاراکتر جوانمردانهای که ریشه در فرهنگ توده داشته و قابلیت همذات پنداری با مخاطبان ایرانی دارد و این شباهتها با مجموعه «پهلوانان هرگز نمیمیرند» سنخیت و همسویی بیشتری دارد.
عکاسخانه بر خلاف بسیاری از سریالهای تاریخی، بیشتر به زندگی اجتماعی ایرانیان در زمینه تاریخی میپردازد.
عکاسخانه با اینکه شخصیتهای ثابتی دارد اما هربار قصه جدیدی را روایت میکند و در واقع از ساختاری اپیزودیک برخوردار است. این شخصیتها به نوعی نمادها و کدهایی برای بازخوانی فرهنگی ـ اجتماعی برههای از تاریخ ایران هستند که ریشه و فهم بسیاری از واقعیتهای اجتماعی معاصر را نیز بازنمایی میکنند. این سریال تاریخ را با فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهای ایرانی میآمیزد و نظام خانوادگی یا نظام اعتقادی و اجتماعی ایرانی را میتوان در این قصه نشانهشناسی کرد.
در نهایت و آنچه در پس این لایههای مختلف تاریخی برجسته شده و در سطح پیام اصلی سریال صورتبندی میشود، خصلتهای نیکوی ایرانی است که این روزها به واسطه تغییر و تحولات تاریخی کمرنگ شده یارنگ باخته است. واقعیت این است که دوران قاجار و پهلوی در سرنوشت تاریخ معاصر ما آنقدر موثر بوده و ابعاد گوناگونی دارد که هنوز از همه ظرفیتهای دراماتیک آن بخوبی استفاده نشده است. عکاسخانه، روایت متفاوتی از این برهه تاریخی است.
سیدرضا صائمی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)