قصد داشتید با نیمه مارس فیلمی سیاسی بسازید؟
اصرارم بر این است که پسزمینه سیاسی فیلم بیشتر به عنوان وسیلهای مناسب و دمدستی به کار گرفته شود تا داستانی را که میخواهم درباره تصمیمگیری سخت یک آدم در یک شرایط بحرانی تعریف کنم، با زبان بهتری به تصویر بکشم. زمانی که شما وارد دنیای سیاست میشوید و میخواهید فیلمی درباره این مناسبات پیچیده سیاسی بسازید، مشکلات متعددی خودش را به شما نشان میدهد. در کل، ساخت نیمه مارس، سرشار از لذت و تفریح بود. نمیخواستم فیلمی صددرصد سیاسی بسازم و بیشتر میخواستم مناسبات انسانی و اجتماعی را در بستر مناسبات سیاسی به تصویر بکشم. با این حال، انکار نمیکنم که این قصه انسانی، دیدگاهی سرراست از استفاده بد و نادرست از قدرت در آمریکا را ارائه میکند. سیستم سیاسی، تاثیر انکارناپذیر خود را بر زندگی واقعی میگذارد و در عین حال از آن تاثیر میگیرد. فکر نمیکنم بد باشد آینهای روبهروی خودمان بگیریم و در آن به تماشای خود بپردازیم. این نگاه کردن به ما کمک میکند تا متوجه برخی از کارهایی بشویم که در دنیای سیاست انجام میدهیم.
ولی هدف اصلی نیمه مارس که همین مساله نبود؟
خیر. هدف اصلی فیلم همان طور که گفتم نمایش مناسبات پیچیده بین آدمها در یک شرایط سخت و تصمیمگیریهای مشکلی است که در این رابطه پدید میآید. در شرایط معمولی و در زندگی روزمره، همه آدمها تصمیمگیریهایی میکنند که برای خودشان خوب و پرثمر است و در همان حال باعث رنجش و آزار دیگران میشود. ما نمیتوانیم بگوییم آیا کاری که انجام میدهیم درست است یا خیر و همیشه در حال توجیه کردن کارهایمان هستیم. به اعتقاد من، این یک نگرش و رفتار عمومی است و همه به همین شکل عمل میکنند. به همین دلیل است که داستان نیمه مارس نمیتواند در مکانی مثل وال استریت اتفاق بیفتد که همه به بد بودن آدمهای حاضر در آن اعتقاد داریم.
آیا مسائل سیاسی موجود در آمریکا، تاثیری در تولید فیلم داشت؟
بله. به خاطر همین مسائل سیاسی ما چند بار برنامه و جدول فیلمبرداری را تغییر دادیم. بیش از 4 سال بود که در فکر تولید نیمه مارس بودم. کار نگارش فیلمنامه را از حدود 4 سال و نیم قبل با همکاری گرانت هسلو شروع کردم. داشتیم مقدمات کار فیلمبرداری را شروع میکردیم که باراک اوباما در اوایل سال 2009 وارد کاخ سفید شد. خوشبینی و امیدواری که در سطح کشور به وجود آمده بود، در نقطه مقابل حال و هوا و لحن تلخ و افشاگرانه فیلم قرار داشت. طبیعی بود که چارهای نداشتیم کار فیلمبرداری را عقب بیندازیم، اما اتفاقات و تحولات بعدی، همه چیز را عوض کرد. حالا پرسشهایی برای بخش بزرگی از مردم به وجود آمده و شرایط برای تولید فیلم ما مهیا شده بود.
جالب است که در مقام تهیهکننده، برای تولید فیلم به سراغ بهترینهای سینما در رشتههای مختلف رفتید.
خیلی خوششانسم که توانستم با بهترین بازیگران معاصر سینما این پروژه را به انجام برسانم. میدانید، این راز هنر کارگردانی است! همیشه میخواستم وقتی فیلمی را کارگردانی میکنم، با بهترینهای حرفه بازیگری کار کنم.
آیا انتخاب این گروه از بازیگران توانا و مستعد بود که باعث شد تا فیلم دیالوگهای کمتری داشته باشد؟
بله. بازیگران بزرگ نیازی ندارند حس و حال خودشان را با دیالوگ بیان کنند. آنها از بقیه ابزار بدن خود استفاده میکنند تا مقصودشان را برسانند. در این حالت، شما بیشتر از هر چیز با تصاویری سر و کار دارید که بدون بهرهگیری از صحبت و نطق، حرف خودشان را به بیننده منتقل میکنند. برخی صحنهها وجود دارند که آنها را به گونهای فیلمبرداری میکنید که جواب آنها را تصورات تماشاگران خواهد داد و نه خود آن صحنه. در این حالت، شما صحنهای را با حضور چند بازیگر میگیرید، ولی نمیتوانید بشنوید آنها چه میگویند. با این کار به تماشاچی فرصت میدهید قوه تخیل خود را به کار بیندازد و برای خودش تصمیم بگیرد که چگونه به این صحنه نگاه کند.
این کار، بازی را برای رایان گاسلینگ، سخت نمیکرد؟
تمام مساله به مقدار هوش و ذکاوت بازیگر برمیگردد. البته در کل فیلم، صحنههایی از این دست زیاد نداریم، ولی رایان توانست از عهده بازی در تمام آنها برآید. کارکردن با او خیلی خوب و راحت بود.
خودتان فیلم را در کدام ژانر قرار میدهید و به عنوان یک بیننده معمولی، استنباطتان از آن چیست؟
به نظر من نیمه مارس یک کار دلهرهآور سیاسی است، هر چند که ضرورتا آن را فیلمی سیاسی ارزیابی نمیکنم. احساس میکنم اگر بخواهیم لفظ سیاسی را برای فیلم به کار ببریم، باید بگوییم نیمه مارس یک فیلم سیاسی
غیر تبلیغاتی است که تلاش دارد نگاهی صادقانه به پشت پرده انتخابات بیندازد. برایم مهم بود فیلمی بسازم که قصهای واقعی، غیرتکراری و غیرشعاری را تعریف کند. به همین دلیل است که در طول قصه خیلی به مسائل سیاسی نزدیک نمیشوم و سیاست و دنیای آن در خدمت کاراکترها و تحول و تغییر آنها قرار میگیرد. انگیزههای شخصیتمحوری داستان به واسطه رویدادهای سیاسی تغییر میکند و او با تجربههای تازهای روبهرو میشود. او یک مامور تبلیغاتی خیالپرداز است که رویاهای خودش را در وجود مردی میبیند که برایش کعبه آمال است، اما خیلی زود متوجه تناقضهای درون دنیای سیاست و پیچیدگیهای چند وجهی آن میشود، ضمن آن که متوجه بازیهای پشت پرده نیز میشود و تصمیم میگیرد در این بازیها شرکت کند و با مبارزهای شدید مانع از شکست خود شود.
تبدیل نمایشنامه «فاراگوت نورث» به فیلمنامهای سینمایی چگونه بود؟
کار راحتی نبود. فاراگوت نورث قصه خود را برای اجرای صحنهای نوشته بود و میدانید تئاتر تفاوت زیادی با سینما دارد. برای تبدیل آن نمایش به فیلمنامه، مجبور شدیم تغییراتی در آن بدهیم. یکی از بزرگترین تغییرات مربوط به کاراکتر فرماندار موریس است.در متن نمایش فقط از او صحبت میشود و خودش حضوری در صحنه ندارد، ولی در فیلم لازم بود که او حتما حضور داشته باشد. پس او تبدیل به یکی از کاراکترهای ماجرا شد. برخلاف نمایش، در فیلم او را میبینیم که حرف میزند و نظر میدهد و خود و عکسهایش در همه جا هستند. حضور او در فیلم در همه جا سنگینیاش را تحمیل میکند، در حالی که در نمایش فقط سایهای از وی وجود داشت. موریس در قصه فیلم حضور دارد تا روند قصهگویی آن بهتر انجام شود. استفن مهیرز (رایان گاسلینگ) به وی اعتقاد دارد (همان طور که بقیه اعضای کارزار تبلیغاتی هم)، پس باید او در روی پرده دیده شود تا به میزان اعتقاد و اعتماد استفن مهیرز به او پی ببریم. در ابتدای ماجرا، موریس موجودی بیگناه و قابل افتخار به نظر میرسد، ولی بعدا متوجه میشویم او همان کسی نیست که نشان میدهد و ما دربارهاش فکر میکنیم.
شما نام نمایش را هنگام تبدیل کردن آن به فیلم سینمایی تغییر دادید.
خب، راستش را بخواهید فاراگوت نورث یک نام عالی برای یک نمایش صحنهای است، ولی نه برای یک فیلم سینمایی. فکر میکنم برای فیلمی سینمایی، چنین نامی کمی ویژه و خاص باشد. قصه فیلم در اواسط ماه مارس اتفاق میافتد و رگههایی از مضمونهای شکسپیری هم در آن وجود داشت. به همین خاطر احساس کردم نام
نیمه مارس نهتنها نام بدی برای فیلم نیست، بلکه خیلی هم به آن میخورد.
کار جدید در مقام بازیگر چه دارید؟
درام علمی ـ تخیلی و دلهرهآور «جاذبه زمین» را برای آلفونسو کارون فیلمساز مکزیکیتبار سینما بازی کردهام که قرار است اواسط سال جدید میلادی به نمایش عمومی درآید. احساس میکنم فیلم غریبی است و هنگام اکران عمومی، سر و صدا به پا خواهد کرد. فیلم بازیگر و لوکیشن اندکی دارد و داستان تنها بازمانده یک ماموریت فضایی برای تعمیر تلسکوپ هابیت را تعریف میکند که میخواهد به زمین برگردد و به دختر کوچکش ملحق شود.
موویوب / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم