در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میتوان گفت 3 بازیگر مهم نقش اصلی را در مذاکرات صلح با طالبان ایفا میکنند و گشایش دفتر سیاسی طالبان در قطر از تغییر سیاستهای یکی از بازیگران کلیدی (پاکستان) حکایت دارد. تلاشهای پیشین چهرههای ارشد طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان و آمریکا همواره مورد مخالفت پاکستان قرار میگرفت.
دلیل مخالفت مقامات پاکستان، نگرانی آنها نسبت به از دست دادن کنترل خود بر نیروهای طالبان و البته تضمین منافع اسلامآباد در جریان گفتوگوهای صلح بود. سال پیش زمانی که رسانهها از گفتوگوهای محرمانه طیبآقا، منشی پیشین ملاعمر با دیپلماتهای آمریکایی و آلمانی پرده برداشتند، دولت پاکستان تمام اعضای خانواده وی را در بازداشت خانگی نگهداشت.
دور آخر گفتوگوها نیز که در نهایت به موافقت طالبان با گشایش دفتر سیاسی در قطر منجر شد، با هدایت و سرپرستی طیبآقا شکل گرفت. کارشناسان غربی مستقر در کابل بر این باورند که اگر دولت پاکستان با انجام این گفتوگوها موافق نبود، این طرح هیچگاه تا بدین حد پیشرفت نمیکرد.
آمریکا، دیگر بازیگر مهم در این عرصه نیز امیدوار است با دادن وعده احتمال آزادی زندانیان ارشد طالبان از گوانتانامو بتواند موافقت طالبان را برای حضور در فرآیند صلح به دست بیاورد. در عین حال، دیپلماتهای آمریکایی با تغییر لحن و تشدید مواضع خود تلاش دارند نیروهای طالبان را متقاعد کنند که این گروه دیگر نمیتواند در درازمدت به پیروزی برسد و هیچ شانسی نیز برای کسب مجدد قدرت و احیای رژیم پیشین خود ندارد.
امروز قندهار، فردا سایر نقاط جهان
میتوان گفت استدلالهای دولت آمریکا برای طالبانی که با ژئوپلتیک آشنا باشند، کاملا متقاعد کننده به نظر میرسد. بدون شک، شرایطی که موجب ظهور طالبان در سال 1996 شد، دیگر تکرار نخواهد شد. در آن سال، آمریکا توجه چندانی به مسایل افغانستان نمیکرد و اتحاد جماهیر شوروی نیز دیگر وجود خارجی نداشت. بدون حضور و مشارکت 2 ابر قدرت، زمین بازی برای پاکستان مهیا شده بود. پاکستان همواره خواهان استقرار یک رژیم ضعیف و سازش پذیر در افغانستان بود که با هند خصومت داشته باشد و هیچگاه ادعایی نیز برای بازپسگیری مناطق جدا شده از این کشور ـ که تحت فشار دولت بریتانیا در سال 1893 صورت پذیرفت ـ نداشته باشد. پاکستان سرانجام با حمایت از ملامحمدعمر توانست به تمام خواستههای خود برسد. سرویس اطلاعات پاکستان نیز با حمایت نظامی از طالبان و حذف رقبای آنها زمینه را برای به قدرت رسیدن این گروه فراهم کرد.
اما اکنون شرایط چندان برای گروه طالبان مطلوب نیست. هر چند ایالات متحده نگران افزایش تلفات نیروهای خود و هزینههای بالای جنگ در افغانستان است، اما به نظر نمیرسد که همانند دهه 1990 بار دیگر افغانستان را نادیده بگیرد. امروزه، مهمترین نیروهای شورشی در افغانستان تنها به یک گروه قومی و آن هم پشتونها محدود شده است. بدون شک، این گروه در مقایسه با حمایت مردمیاز مجاهدین در دهه 1980، از محبوبیت کمتری برخوردار است. نیروهای شورشی به لحاظ نظامی نیز شکستهای سنگینی را در جنوب افغانستان متحمل شدهاند. هماکنون آنها در بخشهای بسیار کوچکی حضور فعال و چشمگیر دارند و بهرغم ضعفهای مشهود دولت مرکزی، دولت افغانستان روند رو به رشدی را در پیش گرفته است. با در نظرگرفتن این شرایط است که نیروهای شورشی ترجیح میدهند تا هر چه زودتر به یک توافق صلح با دولت افغانستان دست پیدا کنند. با این حال، این نکته را نیز نباید دور از نظر داشت که ما در مورد افغانستان صحبت میکنیم و احتمال برقراری صلح در کوتاهمدت چندان امکانپذیر نیست.
البته سیاست کنونی آمریکا در افغانستان خطراتی را هم در پی خواهد داشت، چرا که این سیاست تحت تاثیر سیاستهای داخلی این کشور اتخاذ شده است. از سوی دیگر، نیروهای طالبان نیز برای انجام مذاکرات از انسجام درونی لازم برخوردار نیستند. یکی از مقامات ارشد افغانستان طی اظهارنظری اعلام کرده بود گروه مذاکرهکننده طالبان که در گشایش دفتر سیاسی در قطر حضور داشت، قصد شرکت در گفتوگوهای راهبردی را ندارد و تنها با هدف آزادساختن زندانیان ارشد طالبان در این گفتوگوها حضور پیدا کرده است. واکنش فرماندهان طالبان نیز در صورت تشدید اقدامات ناتو، رادیکالتر خواهد بود و منجر به عدم اطاعت از فرماندهان ارشد خود در پاکستان میشود. اقناع این افراد به اینکه هماکنون زمان آن فرا رسیده بر سر آرمانهای خود دست به مصالحه یا سازش بزنند، امری بسیار دشوار است. آرمانی که بسیاری از همرزمانشان برای تحقق آن جنگیدهاند و جان خود را از دست دادهاند.
رویای تحقق صلح
بازیگر مهم دیگر در این میان حامد کرزای و حامیان غیرپشتون رئیسجمهور افغانستان در شمال کشور است که مخالف سرسخت تقسیم قدرت با طالبان هستند. در واقع، نیروهای غیرپشتون تامین منافع خود را در گرو عدم تحقق فرآیند صلح میدانند و حتی ممکن است درصدد جداشدن از افغانستان برآیند.
هیچکس تمایل ندارد که ثبات جنوب افغانستان به بهای از دسترفتن شمال این کشور تمام شود. حامد کرزای پیش از این با افتتاح دفتر طالبان در قطر مخالفت کرده بود. ترس از در حاشیه قرارگرفتن و نیاز وی به حفظ ائتلاف شکننده با گروههای غیرپشتون موجب ایجاد شک و تردید در خصوص راهاندازی این دفتر شده بود. محمد نجیبالله، آخرین رئیسجمهور کمونیست افغانستان نیز دقیقا به همین دلیل مشابه (از دستدادن حامیان داخلی خود) در مقابل فشارهای میخائیل گورباچف برای مذاکره با گروههای مخالف مقاومت میکرد.
بهرغم تمام نگرانیهایی که در خصوص بینتیجهماندن این تلاشها وجود دارد، برخی تحلیلگران غربی در کابل بر این باورند که پیگیری این طرح از ارزش خاصی برخوردار است. آنها معتقدند حتی اگر این گفتوگوها واقعا هیچ دستاورد واقعی نداشته باشد، باز هم تصور و رویای آن خالی از لطف نیست و اگر چنانچه تمام افراد و گروهها به هر آنچه که در ذهن دارند، عمل کنند میتوان به نتیجه مطلوب دست یافت.
اکونومیست / مترجم: علیرضا ثمودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: