میدانید معنای رسوب کردن یعنی چه؟ رسوب شدهها کسانی هستند که در فرآیند ساماندهی بیخانمانها و متکدیان ، هیچ سازمانی حاضر نشده است مسوولیت نگهداریشان را بپذیرد و بنابر این هرچند شهرداری پس از صدور حکم قاضی درباره این افراد، مسوولیتی در قبال نگهداریشان ندارد، ناچار شده است آنها را ماهها یا سالها در مراکزش پناه دهد.
به گفته جاگیری، سازمان بهزیستی در پذیرش کارتنخوابها دست به گزینش میزند و آنها را که مبتلا به ایدز باشند نمیپذیرد و کمیته امداد هم فقط کسانی را قبول میکند که شناسنامه و ضامن داشته باشند و با این شروط میشود نتیجه گرفت از آنجا که معمولا هیچ کارتنخوابی شناسنامه و ضامن ندارد کمیته امداد با چنین شرطهایی فقط تعدادی انگشتشمار از این افراد را سر و سامان میدهد.
روز گذشته نیز مجید ملکشاهی مدیر کل تحقیقات، پذیرش و خدمات مددکاری کمیته امداد امام خمینی(ره) در واکنش به اظهارات این مسوول آب پاکی را روی دست شهرداری ریخت و اعلام کرد که منابع مالی امداد به تنهایی پاسخگوی همه کارتنخوابهای نیازمند حمایت نیست و کمیته امداد نمیتواند برای تمام آنها، مسکن، اشتغال و تسهیلات فراهم کند زیرا منبع مالی مشخصی برای این حرکت در نظر گرفته نشده است و دلیل درخواست ضامن از بیخانمانها نیز، پایبندی کمیته امداد به اصول قانونی است که بر این مسوولیت تاکید دارند.
با این حساب، بار مسوولیت کارتنخوابها روی دوش هیچکس نیست و اگر زمستان آنقدر سرد نمیشد که خون در رگهای ساکنان هتل کارتن یخ بزند، شاید شهرداری هم حتی برای پناه دادن به آنها آستین بالا نمیزد و گرمخانههایش را راه نمیانداخت و مثل بهزیستی و کمیتهامداد، پا پس میکشید.
اما شهرداری هم مسلما تا مدتی مشخص قادر است کارتنخوابها را نگه دارد و از آنجا که این مسوولیت در مجموعه وظایف قانونیاش نمیگنجد میتواند آنها را در شهر رها کند و مسلما، پرسه زدن مجدد شماری از متکدیان و بیخانمانها و معتادان که به گواه شهرداری تعداد زیادشان مبتلا به ایدز هستند ، امنیت شهروندان را خدشهدار میکند.
شاید پس از سالها پاسکاری مسوولیت ساماندهی کارتنخوابها و تعیین تکلیف برایشان، میان سازمانهای مختلف، دیگر وقتش رسیده باشد که برای ساماندهی پایدار به کارتنخوابها و بخصوص رسوبیهایی که هیچ سازمانی حاضر به پذیرششان نیست، فکری شود؛ کارتنخوابهایی که وقتی میان زبالهها و خرابههای شهر میمیرند، کارشان سریعتر و بیمعطلیتر راه میافتد و دیگر نه سازمانی مسوولیتشان را گردن دیگری میاندازد و نه کسی برای پناه دادن به آنها ضامن میخواهد؛ کارتنخوابهایی که زندهبودنشان برای برخی مسوولان از مرگشان، بیدردسرتر است.
مریم یوشیزاده - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم