حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بخشهای مختلف این معادله هم چندان عجیب و پیچیده نبودند. تهیهکنندگان و کارگردانها میدانستند که اگر فلان بازیگرها در فیلمی حضور داشته باشند و کمی بار حسی یا حادثهای را در فیلمشان پررنگ کنند فروش شهرستان فیلمشان تضمین شده خواهد بود.
به تعبیری دیگر ساخت فیلم اکشن یا پرسوز و گداز مساوی بود با اقبال عمومی شهرستانها و از طرف دیگر فیلمهایی که کمی از این فضای کلیشهای دورتر بودند مشتریان بیشتری در تهران داشتند تا شهرستانهای دیگر.
اما آمار و جدول فروش فیلمهای در حال اکران خبر از اتفاق دیگر میدهند. اتفاقی که هم اجزای معادله سابق را تغییر میدهد و هم پاسخ آن را.
به عنوان مثال فیلم «یه حبه قند» و «سعادتآباد» از جمله فیلمهایی هستند که با توجه به موضوع آنها اگر بنا بود طبق معادله گذشته، فروشی داشته باشند، باید در تهران بسیار بیشتر میفروختند و در شهرستانها فروشی متوسط یا ضعیف میداشتند یا فیلمهایی مثل «پیتزا مخلوط» و «اخلاقتو عوض کن» که به تعبیری برای مخاطب عام ساخته شدهاند، میشد روی فروش شهرستان آنها سرمایهگذاری کرد. اما طبق آخرین آمار، «یه حبه قند» تا روز پنجشنبه 870 میلیون تومان در تهران فروخته و 300 میلیون در شهرستانها فروش داشته است. با ذکر این نکته که فروش شهرستان این فیلم در حال بهتر شدن است و همچنان با شیبی صعودی ادامه دارد. «سعادتآباد» هم در تهران حدود یک میلیارد تومان فروش داشته و در شهرستانها 350 میلیون فروش داشته است. فروش این فیلم هم مانند «یه حبه قند» همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر، فیلمی مثل «پیتزا مخلوط» در شهرستانها، تنها توانسته است 190 میلیون تومان فروش داشته باشد. با این اوصاف میتوان ادعا کرد که با توجه به پیشینه فروش فیلمهای مشابه در شهرستانها، اقبال شهرستانیها از فیلمهای متفاوت بهتر و بیشتر از گذشته شده است و با همان اشتیاق، پایتختنشینها به دیدن این دست فیلمها میروند. شاید حالا دیگر تهیهکنندگان، کارگردانان و انجمنهای سینمایی باید در معادلاتشان تغییرات چشمگیری را لحاظ کنند. تغییراتی که حاصل گرایش هنری و فرهنگی مخاطبان شهرستانها به آثار هنری عمیق و مفهومتر است و دلسرد شدن ایشان از آثار سطحیتر.
کیوان امجدیان / دبیر گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....