خانواده‌ از‌‌ همه چیز‌ مهم‌تر ‌است

کد خبر: ۴۴۵۷۳۸

ما امروز یک دختر کوچولوی عزیز و دوست داشتنی داریم و یک کوچولوی دیگر هم در راه است. من عاشق خانواده‌ام هستم؛ همسرم، دختر عزیزم و کوچولوی دیگری که هنوز ندیدمش اما خیلی دوستش دارم.

امروز می‌توانم صادقانه و با اطمینان بگویم مهم‌ترین و با ارزش‌ترین چیزی که من در زندگی دارم، خانواده‌ام هستند. باور کنید خانواده من برایم ‌خیلی مهم‌تر از پول، کار، سرگرمی‌ها، لذت‌ها یا هرچیز دیگری در این دنیاست. اگر شما هم به خانواده‌تان عشق بورزید، اگر آنها را دوست داشته باشید و اگر به هم احترام بگذارید، متوجه منظورم می‌شوید؛ آن وقت است که می‌توانید از بودن در کنار هم و همراهی با هم راضی و خوشحال باشید.

من هم روز اول فکر‌نمی‌کردم ازدواج تا این حد مرا شاد و خشنود کند، اما حالا می‌فهمم چقدر در زندگی پیشرفت کرده‌ام و چطور در سخت‌ترین روزها همسر و دختر کوچکم همراه من بودند.

سال اول که من و کیت زندگی مشترکمان را شروع کردیم، مشکلات زیادی داشتیم؛ من بتازگی کار پیدا کرده بودم و هنوز وضعیتم مشخص نبود، پس انداز زیادی هم نداشتم و در ضمن آدم خیلی ضعیفی هم بودم. می‌ترسیدم و فکر می‌کردم ازدواج من با کیت اشتباهی بزرگ بوده است، اما کیت به من نشان داد زندگی یعنی دوست داشتن و بخشیدن. او اولین کسی بود که ‌به من یاد داد‌ که دوست داشتن و بخشیدن هم تمرین می‌خواهد و برای داشتن یک زندگی موفق باید آنها را تمرین کنیم.

چند ماه بیشتر از ازدواج ما نگذشته بود و من تصور می‌کردم همه چیز باید مانند داستان‌ها باشد؛ زندگی آرام، شاد و بدون مشکلات، اما کم‌کم متوجه واقعیت ‌شدم؛ اول کارم را از دست دادم، بعد از آن چون نتوانستم هزینه خانه را بپردازم، مجبور شدیم به خانه‌ای کوچک‌تر برویم و...

تحمل این وضعیت برایم سخت بود و فکر می‌کردم دارم شکست می‌خورم. علاوه بر این، احساس می‌کردم من باید پشتیبان کیت باشم و وقتی می‌دیدم نمی‌توانم از او حمایت کنم، بیشتر ناراحت می‌شدم، اما کیت نه تنها ناراحت نبود، بلکه سعی می‌کرد من را آرام کند. در آن روزهای سخت، کیت همیشه به من یادآوری می‌کرد زندگی هیچ کس کامل و بدون عیب نیست و البته هیچ خانواده‌ای هم بدون مشکل نیستند. او دائم به من می‌گفت روزهای سخت برای همه وجود دارد و مهم نحوه برخورد ماست.

«این ماییم که نباید به دنیا اجازه دهیم ما را شکست دهد. بیا از این به بعد در روزهای سخت زندگی به جای ناراحتی و غصه خوردن با هم درباره اتفاقات خوب حرف بزنیم. قبول؟»

در آن لحظه حس کردم کیت اصلاً متوجه شرایط من نیست. از دستش عصبانی بودم و دلم می‌خواست فریاد بزنم. حس می‌کردم او اصلاً معنای سختی را نمی‌فهمد و نمی‌داند من با چه وضعیتی زندگی می‌کنم، اما حالا و پس از گذشت 3 سال می‌فهمم که اگر او نبود، من هم قدرت مبارزه با زندگی را نداشتم.

هیچ وقت جمله کیت را فراموش نمی‌کنم؛ او از روز اول ازدواجمان یک جمله را تکرار می‌کرد و هنوز هم به آن اعتقاد دارد: «ما همدیگر را داریم؛ اعضای یک خانواده بهترین دوستان یکدیگر هستند. فقط باید تمرین کنیم که در روزهای سخت هم بخشیدن و دوست داشتن را فراموش نکنیم.»

شاید تکرار همین جمله بود که خانواده کوچک ما را نجات داد و به ما کمک کرد روزهای سخت را به خوبی و بدون مشکل پشت سر بگذاریم. هنوزهم کیت همیشه همراه من است و برای حل مشکلات کمکم می‌کند. من مطمئنم ما همیشه می‌توانیم زندگی خوب و آرامی داشته باشیم، چون رمز موفقیت را پیدا کرده‌ایم.

زهره شعاع

articledashboard.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها