حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
گفتن از اهمیت، جایگاه و ارزشهای راهبردی در حوزه اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتی فرهنگی و اجتماعی تکرار مکررات است، همین اهمیت و جایگاه باعث حضور 5 قرنی بیگانگان در منطقه شده است، نقش آیندهساز خلیج فارس، شیوخ تازه به دوران رسیده عرب را بر آن داشته تا نفوذ و حضور خود در این منطقه مهم را با استفاده از ابزارهای مختلف مستحکم کنند.
ادعاهای واهی و بدون پایه و اساس مطرح شده توسط اماراتیها در مورد جزایر ایرانی تنب و ابوموسی تازگی ندارد و گذشته نشان داده که آنها همچنان بر این ادعای غیرقانونی خود پای خواهند فشرد، اما شیوخ اماراتی در طول سالهای گذشته به این ادعاها بسنده نکردهاند بلکه با درک بیشتر نسبت به اهمیت موضوع وارد عرصههای مختلف به صورت عملی شده و در حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی و حتی نظامی و امنیتی فعالتر شدهاند.
آنها در حوزه فرهنگی و تاریخی در سال 2002 موسسه معظمی را با هزینه چند میلیون دلاری در امیرنشین دبی با نام «مرکز الخلیج للابحاثات» یا همان مرکز مطالعات خلیج فارس تاسیس کردند. این مرکز با استفاده از ظرفیت نویسندگان و مورخان عرب در تمام کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و در بعد وسیعتر خود اتحادیه عرب و حتی بهره گرفتن از استادان مربوط به این حوزه در کشورهای اروپایی و آمریکا، اقدام به تاریخسازی و تاریخنویسی در حوزههای مختلف مطالعاتی مربوط به خلیج فارس کرده است.
نشستهای هفتگی، ماهانه و سالانه آن، محلی برای تحریف تاریخ و در بعد بزرگتر و وسیعتر آن تاریخسازی برای کشورهای بیهویت و کمهویت اطراف آن است.
علاوه بر این مساله، مرکز مطالعات خلیج فارس در دبی وظیفه مهم و راهبردی دیگری هم دارد و آن نیز خرید مورخان و پژوهشگران در مراکز دانشگاهی و پژوهشی اروپا و آمریکاست.
این اقدام به صورت سیستماتیک و منظم صورت گرفته و با تزریق پول به این مراکز، آنها را وادار به تحریف تاریخ بخصوص در عنوان خلیج فارس و تایید ادعاهای ارضی اماراتیها علیه ایران میکنند.
برگزاری نشستهای سالانه با دانشگاههای اروپایی و آمریکایی، حمایت از رسالههای دکتری و کارشناسی ارشد در حوزه خلیج فارس، چاپ و ترجمه کتابهای مربوط به این حوزه به 2 زبان انگلیسی و عربی از دیگر فعالیتهای این مرکز است که با انتشار یک ماهنامه تکمیل میشود.
اما در این سوی آب چه خبر است، با این همه دفاعی که از نام خلیج فارس میشود و آن همه شعاری که هر ساله توسط مسوولان داده میشود، آیا فکری به حال این موضوع شده است؟ آیا ما در ایران چنین مرکزی داریم؟ در کشوری که بیشترین ساحل را با خلیج فارس دارد و مرگ و زندگیاش بسته به این آبراهه است؛ موسسهای وجود دارد که بتواند در این زمینه، نقش اصلی را ایفا کند و مصدر امور خلیج فارس باشد؟ آیا در کشوری که به هر بهانهای، میلیاردها تومان هزینه میشود، هزینه چندصد میلیون تومانی برای ایجاد یک موسسه ملی مطالعات خلیج فارس خیلی زیاد است؟ آیا در کشوری که بیشترین درآمد خود را از خلیج فارس دارد، نباید مرکزی به همین نام وجود داشته باشد تا زیر و بم این دریا را روشن کند؟
همان گونه که پیشتر هم آورده شد، خلیج فارس و مسائل مرتبط با آن تنها به گذشته بازنمیگردد که ما ثابت کنیم خلیج فارس، نامش همین است و جزایر سهگانه متعلق به ماست، خلیج فارس، خلیج فارس است و ما هم در هر سه جزیره حضور قدرتمند داریم و هیچکس هم هیچ اقدامی نمیتواند بکند، بلکه باید برای آینده خلیج فارس فکر کرد.
80 درصد صادرات و واردات ما از خلیج فارس است، بزرگترین سرمایهگذاری صنعتی ما در حوزه نفت و گاز در این منطقه قرار دارد و اگر اغراق نباشد 80 درصد درآمد ایران هم به این منطقه وابسته است، خلیج فارس یکی از بزرگترین ذخایر دریایی جهان را دارد؛ به عنوان یک خلیج کوچک زندگی میلیونها ایرانی وابسته به آن است. در همین رابطه باید به زندگی اجتماعی و فرهنگی در سواحل آن اشاره کرد که خود مثنوی 70 من کاغذ است.
از مسوولان امر تقاضا داریم تا مطالعه تاسیس یک بنیاد خلیجفارسشناسی یا مرکز و موسسه ملی مطالعات خلیج فارس را در دستور کار قرار دهند چراکه موضوعات گسترده مربوط به این حوزه بسیار مورد مراجعه قرار میگیرد و باید برای آن متولی در نظر گرفت.
تشکیل چنین مرکزی میتواند مکانی برای ارائه مشورتهای راهبردی به مراکز عالی تصمیمگیری در مورد خلیج فارس باشد، امروز بزرگترین تهدیدی که ایران با آن مواجه است، تهدید دریا پایه است و شناختن این دریا و معرفی آن باید در اولویت مسائل باشد، اما مشخص نیست چرا در این کشور به همه چیز فکر میشود، بجز تاسیس چنین مرکزی؛ هر چند به نظر میرسد دستهایی در کار است تا مانع از تاسیس چنین اقدامی شود که امیدواریم این تنها یک حدس و گمان دور و غلط باشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....