به عنوان نمونه، یک قسمت از برنامه که در آستانه عید سعید قربان پخش شد، بهطور کامل اختصاص داشت به مساله بهداشت دام که مربوط میشد به مراسم قربانی کردن گوسفند به مناسبت بازگشت زائران خانه خدا. موضوع محوری این قسمت، ضرورت خریداری دام از مراکز معتبر و دارای مجوز بود، یکی به دلیل بهداشت دام و حصول اطمینان از سلامت جسمی و مراقبت درست هنگام پرورش دام و دیگر اینکه برخی فروشندگان غیرمجاز از طریق افزایش کاذب وزن دام در لحظه فروش، اقدام به کلاهبرداری از مشتریان میکنند حال آنکه در این مراکز، کنترل بخصوصی در اینباره انجام میشود و خریدار میتواند دام را به قیمت واقعی خریداری کند. پیداست که این موضوع تنها در قالب مصاحبه یا نریشن میتواند به مخاطب منتقل شود. گزینه برنامه دوربین هفت که در همه قسمتها مورد استفاده قرار گرفته، مصاحبه با شهروندان، در کنار گفتوگو با مسوولان و کارشناسان مربوط است. اینکه برنامهای با این مدت زمان کوتاه هر بار موضوعی خبری و مناسبتی را مورد توجه قرار دهد و درخصوص آن برنامه تهیه کند، اتفاقی است که کمتر رخ میدهد. این مستندهای گزارشی، آیتمی از یک بخش خبری کامل یا قسمتی از یک مجله خبری تلویزیونی هستند یا به صورت میانبرنامه در تاکشوها و برنامههای ترکیبی پخش میشوند. دوربین هفت اما مجموعه برنامه مستقلی است که بنا دارد هر بار دوربین رسانه را به میان مردم برده، درباره موضوعات روز با آنها به گفتوگو بپردازد و از این طریق، در جهت رفع نیاز مخاطبان ایفای نقش کند. آنچه این برنامه را از نمونههای مشابه متمایز میکند، این است که دوربین هفت بدون هیچ پیشفرض و گزینش و سانسوری ـ که برخاسته از گرایش سیاسی یا اجتماعی خاصی باشد - با شهروندان گفتوگو میکند و تمایل دارد تریبونی برای شنیدن حرفهای مردم باشد نه اینکه از این قبیل مصاحبهها القای نظری خاص به مخاطب را مدنظر داشته باشد.
یکی دیگر از قسمتهای مجموعه برنامه هفت زمانی پخش شد که اولین برف پاییزی در اکثر نقاط کشور بارید و شهر چهرهای زمستانی پیدا کرد. این مهمترین اتفاق آنروز بود و طبعا دوربین هفت هم موضوع برنامه آن شب را همین پاییز برفی قرار داد. اشتیاق مردم برای به اشتراک گذاشتن احساس لذت ناشی از تماشای برف با شنیدن حرف دیگر شهروندان از تلویزیون پاسخ داده میشد و این یعنی همان رسالت اولیه صدا و سیما که برآوردن نیاز مخاطب است.
یکی از ویژگیهای ساختاری برنامه دوربین هفت، استفاده از گرافیک مناسب برای نماهای گفتوگو و نیز تصاویر چشمنواز دیگر به تناسب موضوع برنامه است. ژانر مستند گزارشی را معمولا سادهانگارانهترین ژانر مستندسازی میدانند چراکه اقتضای کار خبری و گزارشی این است که بسیاری از نقصهای ساختاری کار و اشکالات موجود را بنا بر فوریت موضوع توجیه کند. نتیجه این است که اثر تولیدی به لحاظ محتوا منظور تهیهکننده را برآورده میکند اما از نقص ساختاری فراوانی رنج میبرد که هیچکدام هم متأسفانه به نظر مهم نمیآید، حال آنکه امروزه فوریترین سوژههای خبری روز هم با استانداردهای ساختاری مشخصی تولید میشوند. برنامه دوربین هفت البته بینقص و استاندارد نیست اما با توجه به تعدد قسمتهای آن و کم بودن زمان تولید هر قسمت، ساختار قابل قبولی دارد و حتیالامکان سعی دارد شکل و شمایلی متفاوت با دیگر گزارشهای خبری سیما داشته باشد. این ویژگی در کنار استقلال برنامه از مجلههای تلویزیونی، مجموعه دوربین هفت را برنامهای شایان توجه کرده که مخاطب میتواند با صرف زمان اندکی در شبانهروز با آن همراه شود و بسان مطالعه یک صفحه یا ستون خواندنی روزنامه از آن بهره برده و از زمانی که صرف این همراهی کرده پشیمان نشود.
ویژگی دیگر دوربین هفت، تدوین مناسب نماهای تصویربرداری شده است، به طوریکه با مدت زمان کوتاه برنامه مطابقت داشته باشد. مثلا به جای اینکه مصاحبهکننده یک پرسش کلیشهای و تکراری را از یکایک مصاحبهشوندگان بپرسد و سپس پاسخ آنها شنیده شود، یک بار این پرسش پخش و در دفعات بعدی پاسخ شهروندان به این سوال واحد دنبال میشود، آن هم نه به صورتی که همه یک معنا را با الفاظ مختلف تکرار کنند بلکه تدوین پاسخها به گونهای است که اعتماد مخاطب را به برنامه جلب و خیال او را از بابت دستکاری نشدن پاسخها مطمئن میکند. به عبارت دیگر بخشهایی از جواب شهروندان که در برنامه گنجانده شده، مهمترین بخش سخنان آنهاست نه مناسبترینشان با نظر عوامل سازنده. البته پیداست که اقتضائات کار رسانه و همچنین استانداردهای کار تلویزیونی این اجازه را به هیچ برنامهسازی نمیدهد که هر اظهارنظری را بدون جرح و تعدیل روی آنتن بفرستد اما هنر برنامهساز در تدوین درست و هوشمندانه نماهای تصویربرداری شده است و جز این اگر باشد، هر کسی میتواند با یک سری ابزار فنی مشخص اقدام به تولید برنامه تلویزیونی کند و دیگر تخصص در این زمینه معنا نخواهد داشت. این را هم باید اضافه کرد که موضوعات مورد توجه برنامه دوربین هفت بهرغم اهمیتشان جزو خطوط قرمز به حساب نمیآیند و مزایای ذکر شده برای این برنامه چه بسا ریشه در همین چارچوب کلی اثر داشته باشد، نه دقت نظر عوامل دستاندرکار ساخت مجموعه.
شاید یکی از اشکالات برنامه دوربین هفت، بهره گرفتن از راوی یا مجری گزارشگر باشد که در مستندهای گزارشی عاملی مؤثر در جذب مخاطب و درگیر کردن او با موضوع مورد بررسی به شمار میآید. به طور کلی آن دسته از مستندهای گزارشی که از زاویه دید یک شخصیت تلویزیونی بخصوص ارائه میشوند، تأثیر بیشتری در بیننده بر جا میگذارند تا برنامههای اینچنینی که به نظر میرسد از دید ارگان رسمی صدا و سیما روایت میشوند. مخاطب تلویزیون ترجیح میدهد با زاویه دید برنامهای که میبیند آشنایی داشته باشد و بر مبنای ویژگیهای شخصیتی فرد آشنایی که برنامه از منظر او روایت میشود، با اثر مواجه شود. این الگو در بسیاری از شبکههای تلویزیونی دنیا از دیرباز مورد استفاده بوده و حتی در تلویزیون ما هم مدتی است به آن توجه میشود. چنانکه امروزه شاهدیم، برخی خبرنگاران و گزارشگران خبر تلویزیون تبدیل به شخصیتهایی مشهور شدهاند که مخاطب بیشتر علاقهمند است گزارشهای خبری آنها را دنبال کند تا گزارشهایی را که با عنوان «تهیه شده در گروه خبر سیما» تولید و ارائه میشوند.
محمد کامیار