گفت‌وگو با «دنیس برگ کمپ» مهاجم سابق تیم ملی هلند و آرسنال

برای قهرمانی در جام جهانی شانس نداشتیم

ماسیمو موراتی، مالک باشگاه اینتر زمانی که برگ کمپ را به آرسنالی‌ها می‌فروخت به دیوید دین، مالک این باشگاه گفت: اگر این بازیکن بتواند 10 گل برایتان بزند خوشحال باشید. اما یک سال بعد با حضور ونگر روی نیمکت آرسنال و کسب 2 جام حذفی و لیگ، مشخص شد پیش‌بینی موراتی درباره مرد یخی توپچی‌ها تا چه حد اشتباه بوده است. برگ کمپ در 8 بازی اول برای آرسنال گلی نزد اما در ادامه فصل روی 75 درصد گل‌های این تیم نقش موثر داشت یا این‌که خودش آنها را به ثمر رساند.
کد خبر: ۴۴۰۳۶۷

او به طور متوسط در هر 5/2 بازی برای این تیم لندنی گل زد اما با وجود ادامه این گلزنی‌ها، در تیم ملی هرگز با نارنجی‌پوشان هلند به عنوان چشمگیری نرسید. او در این گفت‌وگو خاطرات تلخ و شیرینش را مرور می‌کند.

قهرمانان شما در دوران کودکی کدام بازیکنان بودند؟

گلن هادل را دوست داشتم. تکنیک خوب و بازی یکسان با دوپا، او را بدل به بازیکنی موثر کرده بود. در آژاکس هم یوهان کرویف ستاره بزرگی بود. یک روز او به تمرین ما آمد و حضورش برای ما که 12 سال بیشتر نداشتیم مهم بود. او مرا به تیم اصلی آژاکس برد در حالی که خیلی‌ها می‌گفتند از نظر بدنی شایسته حضور در ترکیب اصلی نیستم. اولین بار در 11 سالگی شانس داشتم به آژاکس بروم اما والدینم که فکر نمی‌کردند پسرشان بتواند در ترکیب اصلی باشد اجازه ندادند ولی سال بعد با درخواست مجدد باشگاه آژاکس به این تیم رفتم.

شما 3 فصل پیاپی در هلند آقای گل شدید اما در آرسنال فقط زننده گل‌های مهم بودید، چطور با این تغییر کنار آمدید؟

نقش من در بازی عوض شد. در آژاکس در هر بازی حداقل 5 موقعیت گل داشتم ولی در اینتر اگر خوش شانس بودم یک موقعیت به من می‌رسید. ولی در آرسنال پشت مهاجم بازی می‌کردم و کمتر اجازه پیدا می‌کردم داخل محوطه جریمه شوم و گل بزنم. در مقاطع مختلف «یان رایت» و «تیری آنری» این کار را انجام می‌دادند و در کارشان هم مسلط بودند.

از این‌که در اولین تورنمنت رسمی سال 1992 بهترین گلزن شده بودید چه حسی داشتید؟

تیم سال 1988 قهرمان شده بود و بعد از جام جهانی 1990 می‌خواستم شرایط بهتری در تیم ایجاد کنم. من مقابل آلمان و اسکاتلند گل زدم و دوست داشتم بعد از موفقیت با آژاکس در تیم ملی هم نقش مهمی داشته باشم.

گفته می‌شود کرویف شما را متقاعد کرد به اینتر بروید.

این‌طور نبود. او به تیم‌هایی اشاره کرد که من نباید می‌رفتم و البته بارسلونا بین آنها نبود! من همیشه می‌دانستم می‌توانم به یک تیم بزرگ در ایتالیا بروم چون بهترین لیگ را در آن زمان داشت. البته میلان در دسترس نبود چون 3 بازیکن هلندی داشت و یووه و اینتر گزینه‌های دیگر بودند. بازی در اینتر را بیشتر دوست داشتم. آنها قول‌های زیادی به من دادند ولی بعد فهمیدم به همه این قول‌ها را می‌دهند و به آنها عمل نمی‌کنند. قرار بود سیستم تیم را برای من عوض کنند اما این اتفاق تنها یک ماه رخ داد.

می‌گفتند خانواده شما طرفدار منچستریونایتد بوده و خود شما هم گلن هادل را دوست داشتید که در تاتنهام بازی می‌کرد. چرا به آرسنال رفتید؟

پدرم طرفدار «دنیس لاو» بود نه یونایتد و خودم هم «هادل» را دوست داشتم و نه تاتنهام! من همیشه می‌خواستم بعد از ایتالیا به انگلستان بیایم و مدیر برنامه‌هایم دیوید دین مدیر باشگاه آرسنال را می‌شناخت. آنها به او گفته بودند برای تغییر در تیم برنامه‌هایی دارند و قرار است تیم تهاجمی‌تر بازی کند اما با تجربه‌ای که از اینتر داشتم نمی‌خواستم حرفهایشان را باور کنم. با این حال آرسنال هم تیم خوبی بود که جام برندگان جام را برده بود و همیشه با ترکیب تقریبا ثابتی بازی می‌کرد و به نظر تیم باثباتی می‌آمد. البته هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم 11 سال در این تیم بمانم.

بهترین گل شما در تمام آن سال‌ها کدام بود؟

قطعا گلی که به آرژانتین در یک چهارم نهایی جام جهانی زدم.گل زدن به آن شیوه در آن مرحله واقعا ارزشمند بود. من گل‌های خوب زیادی زدم اما آن گل معنای دیگری داشت و ما را به جمع 4 تیم نهایی رساند. عکس‌العمل من بعد از آن گل احساسی بود، چون همیشه از 8 سالگی رویای رسیدن به نیمه‌نهایی جام جهانی را داشتم.

هلند با تمام ستاره‌هایی که در دهه 1990 داشت به هیچ عنوانی نرسید. مشکل از بازیکنان بود یا در هدایت تیم‌ها؟

سال 1992 ما نزدیک به جام شدیم اما در ضربات پنالتی مغلوب شدیم. البته چون در دوره قبل قهرمان شده بودیم عطش لازم را دربازی‌ها نداشتیم. شاید اگر یک گام بلندتر در بازی‌ها برداشته بودیم قهرمان می‌شدیم. سال 1994 آن قدر خوب نبودیم که قهرمان شویم اما نباید به برزیل می‌باختیم. ما بهتر از آنها بودیم.

در 1996 هم موضوع مشخص بود. بازیکنان آژاکس در داخل تیم اختلاف ایجاد کردند. ولی سال 1998 واقعا مشکلی نبود و باید قهرمان می‌شدیم. ما بهترین تیم بودیم و باید برزیل را می‌بردیم. ما در فینال می‌توانستیم فرانسه را از پیش‌رو برداریم و خود آنها هم این موضوع را می‌دانستند. سال 2000 هم همین طور بود. باید ایتالیا را بسادگی می‌بردیم و به فینال می‌رسیدیم. در هلند ما با پنالتی باختیم که اصلا برای ما قابل درک نبود. ما همه بازیکنان تکنیکی و خوبی بودیم ولی گاهی تیم برای نتیجه گیری به شانس هم نیاز دارد که متاسفانه در تمام آن سال‌ها فاقدش بودیم.

کیکر ‌/ مترجم : امیررضا نوری‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها