جبران اشتباه من سخت است

شان ویلمر مرد 39 ساله‌ای است که به اتهام سوءاستفاده از دختر 10 ساله‌اش در انجام کارهای روزانه دستگیر شده است. این پدر که به تنهایی با‌دخترش زندگی می‌کند متهم است با وجود نداشتن همسر، دخترش را مجبور به انجام کارهای سنگینی می‌کرده که او به‌سختی از پس آنها بر می‌آمده و تنها به‌خاطر اجبار پدرش مجبور به اطاعت بوده است.
کد خبر: ۴۳۹۷۶۶

وقتی همسرم، من و دخترمان را برای همیشه ترک کرد با خود فکر می‌کردم دنیا به آخر رسیده است. چطور می‌خواستم به تنهایی از دختری که تنها 7 سال داشت، نگهداری کنم. من هیچ چیز در مورد کودکان نمی‌دانستم و همسر بی‌رحمم بدون آن که فکری در مورد فرزندمان بکند او را برای همیشه با من گذاشته و ترکمان کرده بود. اوایل مدام به این فکر می‌کردم که حضانتش را به پرورشگاه بسپارم و خودم را از مسوولیت سنگینی که داشتم نجات بدهم، اما آنقدر به او علاقه داشتم که نمی‌توانستم چنین کاری در حقش بکنم. او واقعا دختر خوب و آرامی بود که همیشه در طول زندگی کوتاهش سعی کرد مشکل‌ساز نباشد و من و مادرش را به دردسر نیندازد.

روزی که متوجه شدم مادرش برای همیشه ترکمان کرده و او را برای من گذاشته چندین ساعت بدون هیچ صدایی گریه کرد و من که نمی‌دانستم چطور باید با او برخورد کنم آنقدر به اتاقش نرفتم تا خوابش برد و آرام شد. دیدن دخترم در آن وضع قلبم را فشرده می‌کرد و تنها می‌توانستم مادرش را که رهایم کرده بود، مقصر بدانم. چطور می‌توانست دخترش را در آن سن بحرانی تنها بگذارد و بی‌خیال ترکمان کند؟ تصمیم گرفتم از دخترم کسی بسازم که روی پای خودش بایستد و بتواند بی‌نیاز به کسی زندگی کند. من او را مثل مردها بار آوردم.

شان ویلمر مرد 39 ساله‌ای است که به اتهام سوءاستفاده از دختر 10 ساله‌اش در انجام کارهای روزانه دستگیر شده است. این پدر که به تنهایی با‌دخترش زندگی می‌کند متهم است با وجود نداشتن همسر، دخترش را مجبور به انجام کارهای سنگینی می‌کرده که او به‌سختی از پس آنها بر می‌آمده و تنها به‌خاطر اجبار پدرش مجبور به اطاعت بوده است.

ساعت‌ها رانندگی کردن در خیابان و انجام امور خانه از کوچک‌ترین کارهایی است که آقای ویلمر دخترش را مجبور به انجام آنها کرده است. ماموران پلیس زمانی این پرونده عجیب را تشکیل دادند که دختر 10 ساله این مرد را حدود ساعت 3 صبح در حالی که در پمپ بنزین ایستاده بود تا پدرش برای خرید به سوپرمارکت برود در وانت قرمز رنگشان متوقف کردند. راننده بودن این دختربچه که به نظر بسیار ماهر می‌رسید، سبب شد آنها بلافاصله خودرو را توقیف کرده و آقای ویلمر را دستگیر کنند. در صورت اثبات اتهامات این پدر او جریمه نقدی و از دست دادن حضانت دخترش را پیش‌رو خواهد داشت.

سعی کردم بهترین باشد

وقتی این واقعیت را پذیرفتم که همسرم برای همیشه من و دخترمان را ترک کرده و دنبال زندگی خودش رفته تصمیم گرفتم لااقل برای دخترم پدر خوبی باشم که کمتر احساس کمبود کند. من به‌عنوان راننده در یک شرکت پخش مواد خوراکی کار می‌کردم و کارم درآمد متوسطی داشت که می‌توانستم به هر شکلی که هست زندگی را اداره کنم. دخترم بسیار قانع بود و از وقتی که مادرش ترکمان کرده بود آرام‌تر شده و دیگر هیچ اعتراضی نمی‌کرد. بعد از رفتن مادرش او دیگر حتی یکبار هم اسمش را نیاورد و حاضر نشد در این‌باره بامن حرفی بزند. من که آرامش دخترم را می‌دیدم، سعی می‌کردم هر طور شده زندگی خوبی برایش مهیا کنم و کمبودهایی را که حتما در زندگی از لحاظ عاطفی پیش‌رو داشت، جبران کنم. او مدام به من می‌گفت که آرزو داشته پسر باشد چون در این صورت می‌توانست از پس مسائل زندگی‌اش راحت‌تر بر بیاید و هر زمان که می‌خواهد در برابر هر چیزی که برخلاف میلش است، اعتراض کند. حرف‌هایش باعث شد من مصمم‌تر شوم که او را سخت و خشن بار بیاورم تا زندگی نتواند بیش از این به او زور گفته و اذیتش کند.

اولین قدم یاد دادن رانندگی و دفاع شخصی به دخترم بود که هردوی آنها را خیلی خوب می‌دانست. ورزش‌های روزانه و تمرین رانندگی در لیست کارهای مشترکمان قرار داشت و چیزی طول نکشید که او همچون پسر نوجوانی که سال‌ها تمرین کرده می‌توانست رانندگی کند و در برابر هرحمله‌ای کاملا آماده باشد. اینها باعث می‌شد اعتماد به نفسی که رفتن مادرش از او گرفته بود بازگردانده شود و بالاخره دخترم تبدیل به شخصی شود که باز هم لبخند به لب دارد و می‌تواند هیجان زده شود. من نمی‌خواستم از او سوءاستفاده کنم. تنها هدفم به‌روز کردن دختری بود که باید به تنهایی در جامعه زندگی می‌کرد و مادری نداشت که نکات لازم را به‌او گوشزد کند. به نظر نمی‌رسید که او از تمرینات روزانه ورزش رزمی یا رانندگی ناراضی باشد. اگر این‌طور بود حتما متوقفش می‌کردم و اجباری برایش قرار نمی‌دادم. جزئیاتی که در پرونده من درج شده از روی وهم و خیال مامورانی است که مرا مردی خشن و پدری بی‌رحم توصیف کرده‌اند که سال‌هاست از دخترم سوءاستفاده می‌کنم.

دختربچه راننده پدرش بود

پلیس دیترویت در آمریکا به محض مشاهده دختر بچه‌ای که در صندلی راننده یک وانت قرمز رنگ نشسته بود تا باک بنزین خودرواش پر شود بلافاصله عکس‌العمل نشان داد. بنا به آنچه دخترک به محض اولین سوال و جواب تحویل ماموران داد، او به همراه پدرش به این محل آمده بود تا او باک بنزین خودرو را پر کند و پدرش هم برای خرید کردن به سوپر مارکت برود. این‌که دختری که ادعا می‌کرد 10 ساله است و جثه نحیفی هم داشت و ساعت 3 صبح در محلی خلوت به عنوان راننده وانت حضور داشت آنقدر جرم سنگینی بود که ماموران بلافاصله پدر دخترک را که خود را شان ویلمر معرفی می‌کرد و بشدت تحت تاثیر الکل قرار داشت، دستگیر کردند.

این مرد اعتراف کرد از آنجا که بشدت تحت تاثیر مشروبات الکلی قرار داشته، خودش رانندگی نکرده و از فرزندش درخواست کرده تا او را به‌سوپرمارکت برساند و در عین حال باک بنزین را برایش پر کند. رانندگی خوب دخترک که نشان می‌داد مدت‌ها تمرین کرده سبب شد ماموران پرونده قطور استفاده از دختر به عنوان راننده پدرش را برای آقای ویلمر تشکیل دهند و او را به اتهام سوءاستفاده از دخترش راهی بازداشتگاه کنند. ویلمر که اتهاماتش را نمی‌پذیرد مدعی است هیچ ایرادی در رانندگی دختر بچه‌اش وجود نداشته و او آنقدر به این کار مسلط بوده که جانش هرگز در خطر نبوده و هیچ چیز تهدیدش نمی‌کرده است. ادعایی که از نظر دادگاه قابل قبول نیست و حضانت این دختر فورا به پرورشگاه سپرده شده تا در مورد پدر خلافکارش تصمیم‌گیری شود.

کارم خلاف نبود

وقتی شب‌ها بسختی به خواب می‌رفتم به ناچار از الکل استفاده می‌کردم. آنقدر به آن اعتیاد پیدا کرده بودم که تنها با خوردنش می‌توانستم چند ساعتی را بخوابم و صبح سر کار بروم. آن شب هم همین اتفاق افتاده بود. من با خوردن مقدار زیادی الکل حالت عادی نداشتم و نمی‌توانستم رانندگی کنم اما در عین حال باید به سوپر مارکت می‌رفتم تا برای ناهار فردای خودم و دخترم کمی خرید کنم. از طرفی هم خودروی متعلق به محل کارم که با آن بار جا به جا می‌کردم بنزین نداشت و باید باک آن را پر می‌کردم. دخترم که خیلی خوب رانندگی را یاد گرفته بود پیشنهاد کرد با هم بیرون برویم اما او رانندگی کند تا خطری ما را تهدید نکند. با این‌که می‌دانستم کارم خلاف است، اما حرف دخترکم را زمین نزدم و با او از خانه خارج شدم.

رانندگی اش بسیار حرفه‌ای است و به همین خاطر هیچ جای نگرانی وجود نداشت. وقتی ماموران داخل سوپرمارکت شدند و مرا به پاسگاه پلیس منتقل کردند باورم نمی‌شد که باید پاسخگوی اتهامات سنگینی باشم که هیچ کدام را قبول ندارم. ادعاهای مطرح شده مبنی بر سوءاستفاده من از دختر کوچکم برای این‌که کارهای خانه‌مان را انجام بدهد صحت ندارد و حتی فرزندم هیچ کدام از آنها را تایید نکرده است. این‌که او در کارهای خانه به من کمک کرده یا حتی گاهی آشپزی کرده است سوءاستفاده محسوب نمی‌شود و کار خلافی نیست. چون مادر ندارد و به تنهایی با من زندگی می‌کند هرکمکی به من کرده جرم محسوب شده و باید در موردش جواب پس بدهم. من او را مجبور به هیچ کاری نکردم و هر کمکی به من کرده با میل و رغبت خودش بوده است.

او دختری با قابلیت‌های زیاد است که می‌تواند براحتی روی پاهای خودش بایستد و حتی از خودش دفاع کند. کمتر کسی در سن و سال او چنین قابلیت‌هایی دارد و خودش هم این را می‌داند. یاد دادن رانندگی و دفاع شخصی خلاف نیست و من اتهاماتم را به هیچ عنوان نمی‌پذیرم. قبول دارم مصرف بیش از اندازه الکل و خارج شدنم از خانه با دختر بچه 10 ساله‌ام کار درستی نبوده اما تاوان آن تا این حد سنگین نیست که من حضانت تنها امید زندگی‌ام را از دست بدهم. این انصاف نیست.

مترجم: المیرا صدیقی

منبع :کورت نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها