او در توضیح اتفاقاتی که برای او افتاده است، به مهر گفت: سال 86 از سوی فدراسیون برای هدایت تیم ملی عربستان انتخاب شده و راهی این کشور شدم. یک روز در محل اقامت خود مشغول استراحت بودم که ناگهان عدهای ناشناس وارد اتاقم شدند و پس از زد و خورد به من آمپولی تزریق کردند که دیگر چیزی متوجه نشدم.
وی افزود: پس از این اتفاق 3 سال در تهران بستری بودم و کسی از من سراغی نگرفت . به دلیل مشکلات زندگی در تهران به یزد رفتم و در آژانس رانندگی میکنم تا خرج زندگی خانوادهام را تامین کنم. در شرایطی روزانه بیش از 10 ساعت کار میکنم که دکتر اعلام کرده تا آخر عمر نمیتوانم کار کنم و در روز چند قرص و آمپول مصرف میکنم تا بتوانم کار روزانهام را انجام دهم.
ساریخانی گفت: از مسوولان وزارت ورزش میخواهم به اوضاع من رسیدگی کنند.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.