آمریکا به سان شیر پیری است که اکنون ‌نسبت به از دست رفتن قدرت، حریم و متحدان سابقش ناامیدانه نعره می‌کشد

جنجال ترور در ‌آمریکا، نعره‌ای شبیه ‌آه

سناریوی کاملا هماهنگ شده جنگ روانی و تبلیغاتی جدید آمریکا علیه ایران در قالب طرح اتهام برنامه‌ریزی برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن که از منظر ساختاری کودکانه، اما از نظر به‌کارگیری گسترده ابزارهای نرم، مدرن حساب می‌شود عمر کوتاهی خواهد داشت. این برنامه مهیج هالیوودی بیش از آن که یک تهاجم روانی باشد، یک دفاع منفعلانه روانی برای جلوگیری از تغییر معادلات سیاسی در صحنه هسته‌ای است که به ضرر واشنگتن و ظاهرسازی‌های ریاکارانه آن در حال چرخش بود.
کد خبر: ۴۳۶۵۵۸

همچنین این سناریونویسی، تلاشی است برای حفظ منافع در حال از دست رفتن آمریکا در منطقه خلیج فارس و جهان اسلام و تلاشی ناامیدانه و ذلیلانه برای روحیه‌دادن به متحدان در حال سقوط آن کشور که از ناتوانی آمریکا در ارائه حمایت حداقلی از آنها در مقابل قیام‌های مردمی تعجب‌زده هستند و نمی‌خواهند آن چیزی را که مدت‌ها همه جهان شاهد آن است، باور کنند که همان اتمام بسیار زودهنگام قرن آمریکایی و پایان 2 دهه دوران سلطه بلامنازع لیبرالیسم سرمایه‌داری آمریکاست.

تمامی ناظران سیاسی اعتقاد دارند آمریکا از منظر داخلی به یک بمب رسانه‌ای نیاز داشت تا اذهان داخلی و خارجی را از اوجگیری نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی‌اش منحرف کند. ادامه توجه گسترده مردم جهان به تظاهرات بر ضد‌نظم سیاسی ـ اقتصادی حاکم در آمریکا که البته دولت تلاش دارد آن را به مخالفت با کارتل‌ها و شرکت‌ها محدود کند، برخورد خشونت بار پلیس با مردم آن کشور، انواع روش‌های سانسور مدرن رسانه‌ای و محدودیت آزادی بیان، بتدریج آثار خود را بر تغییر نگاه جهانی به آمریکا بر جای می‌گذارد و هزینه‌های جبران‌‌ناپذیری بر تصویر آمریکا تحمیل می‌کند که اندک قدرت نرم آن کشور ـ قدرتی که مبتنی بر فرهنگ و ارزش‌های شعار داده شده است ـ را نیز بسرعت نابود می‌سازد.

از سوی دیگر، دولت آمریکا بدون تشدید هراس داخلی از وجود یک دشمن خونخوار خارجی ولو دشمن ساختگی، به آسانی نمی‌توانست توجیهی برای وادار کردن مردم به بازگشت به خانه‌ها، ادامه سکوت و رعایت منافع و مصالح ملی، در دوران بروز تهدیدات خارجی پیدا کند. این که چنین تدبیری عاقلانه یا موثر خواهد بود، بحث متفاوتی است و یک متغیر وابسته به چند متغیر اصلی دیگر است: عمق نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی و سیاست‌های اجتماعی دولت، چشم‌انداز آینده،‌ میزان امید به بهبود وضع معیشتی و رفاه عمومی در آینده و نیز میزان سرمایه اجتماعی، مشروعیت و‌ دولت اوباما.

مطالعات نشان می‌دهد نارضایتی‌ها در آمریکا سطحی نیست، بلکه تقاضای انباشته شده عمومی برای الگوی متفاوتی از حکومتداری است، لذا مقاومت آن طولانی مدت خواهد بود. دولت‌های آمریکا سابقه زیادی در بهره‌برداری ابزاری از تهدیدات امنیتی برای سرپوش‌گذاردن بر فقر، اختلافات طبقاتی، ناکارآمدی دولت، تبعیض نژادی و نابسامانی‌های گسترده عمومی دارند. بعد از 10 سال جنگ و خونریزی مداوم، توده مردم آمریکا دیگر از زندگی در شرایط هشدار دائمی خسته شده‌اند. نوشته‌های تحلیلگران مختلف نشان می‌دهد این گفتمان عمومی در حال رشد است و مردم ترجیح می‌دهند بعد از این دیواری به دور آمریکا کشیده شده و ثروت آن صرف بازسازی آمریکا و ایجاد زندگی بهتر برای مردمش شود تا آن را در راه لشکرکشی‌های بیهوده ـ‌ با هدف تامین امنیت غیر قابل دسترسی ـ‌ هزینه کنند.

10 سال است به مردم وعده داده شده باید برای کشورشان از خودگذشتگی و سختی‌های دوران جنگ را برای رسیدن به امنیت پایدار تحمل کنند، اما اکنون نه‌تنها هیچ کس نمی‌تواند هیچ تضمین امنیتی به مردم بدهد، بلکه دولت هر روز از بروز ناامنی‌های گسترده خبر می‌دهد، اخباری که اعتماد عمومی به اظهارات مقامات دولتی را کاهش داده است.

نمونه این امر، گستردگی مخالفت مردم آمریکا با ادعای جدید رهبران آن کشور درباره ایران است. بسیاری از رسانه‌های آمریکایی مملو از اظهارنظرهای کسانی است که معتقدند این ادعاها بیشتر به یک قصه‌پردازی هالیوودی شباهت دارد و برخی مردم معتقدند دادستان کل آمریکا برای انحراف توجهات از پرونده فساد خود، به چنین سناریویی نیاز داشته است.

همه این تحلیل‌ها نشان‌دهنده بروز شکافی عمیق در اعتماد عمومی به دولت است. چنین دیدگاه‌هایی موجب تردید در احتمال موفقیت ترفند اخیر دولت آمریکا در اقناع افکار عمومی مبنی بر لزوم حفظ اتحاد داخلی در برابر دشمن خارجی می‌شود. اگر دولت و نمایندگان ملت ایران بتوانند بسرعت با در دست گرفتن ابتکار دیپلماتیک، صحنه بین‌المللی را برای مانورهای آتی ضدایرانی دولت آمریکا تنگ کنند و جامعه جهانی را درباره اهداف پشت پرده دولت آن کشور، از این تهدیدآفرینی دروغین توجیه نمایند، آنگاه دولت آمریکا چه در داخل و چه خارج دچار یک شکست فاحش خواهد شد که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آن کشور برای طراحان این گونه سناریوها وحشت‌آور خواهد بود.

3 دهه توطئه علیه ایران

رژیم حاکم بر آمریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی و جلوگیری از تبدیل شدن آن به یک الگوی موفق از حکومتداری مبتنی بر 2 اصل دین و مردم، حیله‌ها و تدابیر زیادی را در 3 دهه گذشته به کار بسته است؛ از اقدامات و تحریکات نظامی، مداخله‌های قومی گرفته تا تهدیدهای روانی و سیاسی. اقدام اخیر آن رژیم در متصل کردن ایران به تروریسم و اقدامات تروریستی در قالب ترفندهای سیاسی و نرم دسته‌بندی می‌شود که اصولا پدیده جدیدی نیست.

نکته: ‌گستردگی واکنش رسمی و عمومی ایران و تهاجم رسانه‌های ایرانی به این موضوع و تمسخر طراحان آن در داخل آمریکا و خارج آن، ‌باعث تغییراتی در طرح توطئه کاخ سفید خواهد شد

مدت‌هاست آمریکایی‌ها تحت تاثیر لابی تحمیل‌گر صهیونیستی می‌کوشند از ایران تصویر یک کشور حامی تروریسم ترسیم کنند، ولی بجز حمایت معنوی ملت و دولت ایران از ملت مظلوم لبنان و فلسطین هیچ پاپوش دیگری برای این ادعای خود نمی‌یابند. جنجال‌آفرینی اخیر که آخرین حلقه از سلسله چهارگانه جنجال‌های روانی و بی‌پایه علیه ملت ایران (جنجال‌های هسته‌ای، حقوق بشری، موشکی و تسلیحاتی و تروریستی) است، تنها به این اعتبار جدید است که این بار صهیونیست‌ها تلاش کرده‌اند با طراحی یک سناریوی ساختگی جاسوسی اثبات کنند ایران برای ملت آمریکا هم تهدید است و تهدید ایران (به عنوان منادی جهان اسلام) صرفا منحصر به موجودیت اسرائیل نمی‌شود و ثانیا شکافی بین ملت و دولت ایران درباره هدف ایجاد کنند.

اما طراحان این سناریو چنان ناشیانه و احتمالا عجولانه آن را پردازش کرده‌اند که حتی گروه‌های دست راستی جنگ‌طلب در آمریکا نمی‌توانند آن را باور کنند و تردیدهای زیادی در محافل علمی و رسانه‌ای درباره اصالت این قصه ایجاد شده است.

پرسش‌هایی که واشنگتن پاسخ نمی‌دهد

بسیاری از مردم آمریکا می‌پرسند بر فرض صحت این ادعای احمقانه، آیا دستگاه امنیتی ایران راهی بهتر از نقل و انتقال بانکی برای انتقال این حجم پول به آمریکا ـ آن هم در شرایط تحریم مالی ـ پیدا نکرده بود؟ و آیا این دستگاه امنیتی اینقدر ناشی بود که نمی‌دانست تلفن‌ها شنود می‌شود؟ و آیا برای اقدام تروریستی در آمریکا هیچ هدفی بهتر از سفیر عربستان نبود؟ یا برای ترور سفیر عربستان هیچ جایی بهتر از آمریکا پیدا نمی‌شد؟ یا فردی بهتر از یک دزد سابقه‌دار که دارای اختلالات روانی و پرونده قضایی است و تحت نظر پلیس است، پیدا نمی‌شد که به اتفاق پسر عمه‌اش! هم طراح عملیات باشد، هم مذاکره‌کننده با یک کارتل بزرگ مواد مخدر و هم سازمان‌دهنده نقل و انتقال پول وهم شخصا به‌عنوان گروگان نزد کارتل مواد مخدر برای پرداخت مابقی پول. تمام اسناد هم مربوط به مکالمه این دو فامیل آن هم پشت تلفن باشد. این چنین طراحی‌هایی فقط از ذهن نویسندگان سناریوهای تخیلی فیلم‌های پلیسی برمی‌آید.

ردپای اهداف صهیونیستی از سر تا پای این سناریو‌پردازی می‌بارد. به ادعای آمریکایی‌ها، عامل این اقدام فرضی قرار بوده به سفارت عربستان و اسرائیل در آمریکا و در آرژانتین حمله کند. وقتی دو نفر هدف یک حمله واحد فرض شوند، طبعا با یکدیگر احساس قرابت خواهند کرد. اسرائیلی‌ها طی چند سال اخیر بشدت تلاش داشته‌اند عربستان را از محور جهان اسلام جدا کنند و اکنون که مصر از دست آنها رفته است، نیاز به یک متحد بزرگ عرب برایشان از نان شب هم واجب‌تر است. سناریو طوری طراحی شده که متهمان در دادگاه‌های نیویورک که در اختیار قضات صهیونیست هستند و سابقه پرونده‌سازی‌های مکرر علیه ایران دارند، به محاکمه کشیده شوند تا اسرائیل کاملا بر روند پرونده مسلط باشد. واکنش فوری وزارت خارجه آمریکا درباره این اتهامات و اعلام عجولانه تلاش‌های جدید برای اعمال تحریم‌های مورد نظر صهیونیست‌ها علیه ایران، در حالی که هنوز متهم اصلی پرونده تفهیم اتهام نشده و وکیل وی از رد هر گونه اتهام خبر داده است، نشان دیگری از مداخله صهیونیستی در این سناریوست.

کور کردن مسیر مذاکره‌ای که به نفع غرب نبود

به اعتقاد برخی تحلیلگران، هدف دیگر صهیونیست‌ها از این سناریوپردازی، تغییر فضای سیاسی موجود در آمریکا بوده است. دولت آمریکا طی چند ماه اخیر در مقابل ابتکارات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، تحت فشار و سوال محافل داخلی آن کشور قرار گرفته بود تا پیشنهادهای ایران را بپذیرد و ضمن ارائه سوخت راکتور پزشکی دانشگاه تهران، به طور تلویحی یا رسمی غنی‌سازی 3 درصدی توسط ایران را بپذیرد. در این فضا بحث از اعمال تحریم‌های جدید هیچ مقبولیتی نداشت. صهیونیست‌ها و دوستان آنها در راس هرم قدرت در آمریکا، با سناریو پردازی جدید یک تغییر تاکتیکی در صحنه سیاسی ایجاد کردند و زمینه مذاکره‌ای را که به‌هیچ‌وجه در جهت مصالح آنها نبود، کور کرده تا بتوانند دوره‌ای دیگر از فشار بر ایران را توجیه نمایند.

اما گستردگی واکنش رسمی و عمومی ایران در سازمان ملل و در تهران و تهاجم رسانه‌های ایرانی به این موضوع و تمسخر طراحان آن، در داخل آمریکا و خارج آن، احتمالا باعث ایجاد تغییراتی در دستور کار جدید آنها خواهد شد. ملت ایران ملتی متمدن، مسالمت‌جو و انسان دوست است ولی این فرهنگ و ارزش مداری زیاد نباید باعث شود برخی افراد خیال باطلی درباره ضعف ایران به سر راه دهند.

نعره‌ای شبیه آه

این سناریوی ناشیانه نه برای افزایش قدرت نرم آمریکا نفعی دارد، نه تظاهرکنندگان نگران و خشمگین آمریکایی را به خانه‌ها باز خواهد گرداند، نه باعث نجات متحدان منطقه‌ای آن از مسائل داخلی‌شان می‌شود و نه سبب هراس و عقب‌نشینی ایران خواهد شد، بلکه فقط ورود نسبتا زودهنگام آمریکا به دوران پیری و ضعف مفرط قدرت را آشکارتر می‌سازد. این شیر سابقا جوان، اکنون از راه دور نسبت به از دست رفتن قدرت، حریم و متحدان سابقش، نعره‌ای ناامیدانه می‌کشد، اما همگان می‌دانند که این نعره بیشتر شبیه آه است.

متحدان منطقه‌ای آمریکا اکنون باید به فکر تغییر در رفتار داخلی و خارجی خود باشند، دوران دیکتاتوری‌های سنتی با تکیه بر قدرت خارجی گذشته است. آنها برای ادامه حکومت به مشروعیت داخلی نیاز دارند و در سطح خارجی باید نگاه خود را با تحولات سریع در سطح جهانی تطبیق دهند و تغییر محور قدرت از غرب به شرق و به سوی محورهای جدید قدرت را متوجه شوند و به سمت اتحادهای موثرتر و پایدارتر حرکت کنند.  

اما تحرک وسیع ملت ایران در مقابل اقدام آمریکا می‌تواند همان سطح اندک از امید به موفقیت در سناریوی جدید را نیز از طراحان آن بگیرد. نمایندگان سیاسی و دیپلماتیک ملت ایران نیز باید حداکثر تلاش خود را برای توجیه کشورهای جهان درباره اهداف خصمانه سیاسی آمریکا در قبال ایران به کار گیرند و مانع تاثیر‌گذاری این سناریو در اذهان جهانی شوند.

محمد متین / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها