حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تجاوز، آدمربایی و جعل عنوان مامور، اتهاماتی است که به تو وارد شده است، آنها را قبول داری؟
نه قبول ندارم. دختر جوان خودش خواست که بیاید و من و دوستانم او را به زور نبردیم.
اما روند پرونده نشان میدهد شما دست به آدمربایی زدید؟
البته اول که دخترجوان را دیدم او را به عنوان مامور سوار کردیم اما بعد وقتی خواستیم با او ارتباط داشته باشیم، او مقاومت نکرد.
دخترک را چطور شناسایی کردید؟
شب بود و ما داشتیم در خیابان چرخ میزدیم. در منطقهای بالای شهرتهران بودیم که دختری جوان را دیدم، او تنها بود. ما فکر کردیم دختر فراری است چون وضعیت حجابش هم مناسب نبود، از آنجا که نمیتوانستیم بهطور مستقیم از او بخواهیم سوار ماشین شود، خودمان را مامور معرفی کردیم و از دختر جوان خواستیم سوار ماشین شود.
چه چیز باعث شد آن دختر به شما اعتماد کند؟
ما بیسیم داشتیم، نوع لباس پوشیدنمان هم نشان میداد که مامور هستیم. از آن دختر خواستیم سوار ماشین شود، او مقاومت کرد اما ما گفتیم تو بدحجاب هستی و باید سوار ماشین شوی. دخترک اعتماد کرد و سوار شد.
شما اجازه دادید تا او به پدرش زنگ بزند، چرا اینکار را کردید؟
خیلی التماس کرد میگفت که مادرش پیر است و نگران میشودبه همین خاطر هم به او اجازه دادیم که اینکار را بکند. دلمان برایش سوخت. ما خودمان هم پدر و مادر داریم.
او را به کجا منتقل کردی؟
به خانهای خالی در اطراف تهران بردیم، او فکر میکرد که ما مامور هستیم در خانه فهمید که مامور نیستیم و او را به خانه آوردیم تا مورد آزار قرار دهیم.
چرا اینکار را کردید؟
وقتی ما تصمیم گرفتیم با دخترک رابطه برقرار کنیم، من به او گفتم اگر دوست ندارد میتواند برود اما او خودش ماند و مقاومتی هم نکرد، بنابراین خواسته خودش بود که بماند. ما فرصت رفتن به او را دادیم.
اما شما 3 روز او را در خانه نگه داشتید و اجازه ندادید که برود؟
نه، او هر وقت که میخواست، میتوانست برود.
اما شما در بازجوییهای اولیه حرف دیگری زده بودید؟
وقتی ما را بازداشت کردند، واقعا ترسیده بودیم و نمیدانستیم چه میگوییم، هرچه میگفتند قبول میکردیم. البته همان زمان من گفتم که دخترک مقاومتی نکرد اما چون همدستانم اعتراف کرده بودند، حرف من خریداری نداشت.
اگر دخترجوان خودش با شما همراهی کرده بود، دلیلی نداشت که شکایت کند.
او شکایت کرد چون باید دلیلی برای خانوادهاش میآورد و مشخص میشد که برای چه 3 روز در خانه نبوده است.
پزشکی قانونی آثار تجاوز را تایید کرد، در اینباره چه میگویی؟
اگر واقعا تجاوزی در کار بود که این دختر اعلام رضایت نمیکرد. وقتی ما به اعدام محکوم شدیم، او دچار عذاب وجدان شد و گفت من نمیخواستم چنین حکم سنگینی برای شما صادر شود. به همین خاطر هم پشیمان شدم و میخواهم رضایت بدهم، او از اینکه ما به عنوان مامور او را بردیم، ناراحت بود و ترسیده بود.
چطور از او رضایت گرفتید؟
مادرم چند بار مقابل خانهشان رفت و با آنها صحبت کرد در نهایت هم دختر جوان تصمیم گرفت که رضایت بدهد و واقعیت را بگوید.
مدارکی وجود دارد که نشان میدهد شما مرتکب عمل زشت تجاوز شدید و حتما میدانید که جرم تجاوز نیاز به شاکی خصوصی ندارد. بنابراین احتمال اینکه شما دوباره به اعدام محکوم شوید وجود دارد؟
اگر این مدارک کافی بود که دیوان عالی کشور رای رانقض نمیکرد. من و دوستانم مرتکب تجاوز نشدیم من قبلا هم توضیح دادم که این دختر خودش رضایت داشت.
شاید او از ترسش مقاومت نکرده است؟
نمیدانم به چه دلیل این کار را نکرد اما اگر اعتراض میکرد و همراه ما نمیشد، ما هم کاری به او نداشتیم.
اگر شما قصد ربودن و تجاوز نداشتید پس چرا خود را مامور معرفی کردید؟
ما قصد داشتیم اما مقاومتی ندیدیم، پیشنهاد دادیم و دختر جوان هم قبول کرد. اگر مخالفت میکرد حداقل من یک نفر اینکار را نمیکردم.درست است که ما اول او را گول زدیم اما بعد خودش با ما همراه شد. ضمن اینکه کسی که مورد تجاوز قرار میگیرد، هرگز نمیتواند رضایت بدهد و آنطور که من شنیدم همیشه در عذاب و ناراحتی است اما این دختر خیلی راحت رفت و شکایتش را پس گرفت. خب او خودش خواست، به ما ربطی ندارد.
یعنی شما هیچ اشتباهی نکردید؟
خب چرا ما هم اشتباه کردیم. دزدیدن دخترجوان و گول زدن او اشتباه بود اما مستحق مجازات اعدام نیستیم. من بیچاره که هیچ کاره هم بودم. البته ما از اول نباید وارد این بازی میشدیم. اشتباه کردیم من قبول دارم.
چه کسی طراح اصلی بود؟
یکی از همدستانم که حالا مرده است، این نقشه را طراحی کرد. قضیه هم کاملا شوخی بود.
مگر آدم به خاطر شوخی بیسیم در جیبش میگذارد، بیسیم وسیله عادی نیست؟
بله، درست، اما میخواستیم خودمان را آدمهای مهمی نشان دهیم و مثلا بگوییم که خیلی نفوذ داریم.
یعنی به کسان دیگر هم گفته بودید که مامور هستید؟
خب به دوستانمان گفته بودیم البته نه اینکه بخواهیم دزدی کنیم و کار خلاف کنیم. الکی گفته بودیم که فکر کنند ما آدمهای مهمی هستیم.
گفتی دوستت خودکشی کرده است، چرا؟
ناامید بود خیلی حالش بد بود فکر میکرد اعدام میشود، نتوانست تحمل کند.
مگر دوستت نمیدانست که حکم اعدام نقض شده است؟
شماها فکر میکنید زندان رفتن آسان است، نه اینطور نیست. آدم خیلی سختی میکشد. آن بیچاره هم نتوانست تحمل کند.
هرسه شما در یک زندان بودید؟
تا چند ماه قبل با هم بودیم اما بعد از هم جدا شدیم.
چرا؟
نمیدانم. فکرمیکنم مسائل داخلی سازمان زندانها بود. زندانیها را از هم جدا میکردند. ما مشکلی نداشتیم.
چه زمانی متوجه شدی همدستت خودکشی کرده؟
آن زمان باهم بودیم. او از همه بزرگتر بود، وقتی خبر آمد که حکم اعدام برایمان صادر شدهاست خیلی حالش بد بود. چند روزی در خودش بود، نتوانست طاقت بیاورد. یک روز که برای هواخوری بیرون رفته بودیم، خبر رسید که خودکشی کرده است. نگهبانان سعی کرده بودند او را نجات دهند اما نتوانستند.
چطور خودش را کشت؟
خودش را دار زده بود. با گوشه پتو. خدا رحمتش کند. چند روز آخر اصلا حال خوبی نداشت.
فکر نمیکنی به خاطر عذاب وجدان اینکار را کرده است؟
نه اینطور نیست ما به زور کاری نکردیم که عذاب وجدان داشتهباشم.او هم نتوانست محیط زندان را تحمل کند، اگر دادگاه حرفمان را قبول ندارد، خودمان که میدانیم چه کردیم.
فکر میکنی اینبار تبرئه شوید؟
دفعه قبل که دخترجوان به دادگاه نیامده بود. او از اینکه دروغش در دادگاه مشخص شود، نگران است. فکر نمیکنم بازهم بیاید و فکر میکنم ما هم تبرئه میشویم بالاخره دلایلی وجود داشته که دیوان عالی کشور، حکم را نقض کرده است. آدم آسیب دیده تا آخر پای حرفش میایستد اما این دختر رضایت داد و دیگر هم نیامد بنابراین خودش هم میداند که ما به زور به او تجاوز نکردیم.
به هر حال شما به دختر جوان آسیب زدهاید، او را ربودهاید و حکم ربودن هم در مورد شما صادر شده و مورد تایید هم قرار گرفتهاست. از سوی دیگر، خود را مامور معرفی کردهاید. آیا تلاشی برای جلب رضایت این دختر از این جهات کردهاید؟
من بابت کارهایی که کردهام خیلی شرمندهام و بیشتر از همه خودم و خانوادهام عذاب کشیدند. من سالها باید در زندان بمانم و خیلی متاسفم. از دخترجوان هم عذرخواهی میکنم و میگویم کاش میشد او از همان اول واقعیت را میگفت، البته میدانم که از دست ما عصبانی بود و ناراحتیاش آنقدر زیاد بود که نتوانست موضوع را تحمل کند اما به هر حال باید بگویم که دروغگویی او آسیب شدیدی به من وارد کرد و من از این بابت ناراحتم. البته من و دوستم تاوان کار خودمان را پس میدهیم و من شکایتی ندارم.
اگر آزاد شوی، آیندهای برای خودت متصور هستی؟
خب، اول اینکه آدمی در شرایط من سعی میکند اول جانش را نجات دهد. من هم سعی دارم زنده بمانم و بعد برای آیندهام تصمیم بگیرم، البته خیلی امیدوارم. اگر از اعدام رها شوم، تصمیم دارم در زندان حرفهای یاد بگیرم تا وقتی بیرون آمدم بتوانم شغلی داشته باشم و برای خودم خانواده تشکیل دهم. امیدوارم رای دادگاه به نفع ما باشد و بتوانیم آزاد شویم.
مرجان لقایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....