هم فال و هم ‌تماشا در‌ تئاتر شهر

چمن‌ها عاجز شده‌اند از بس که هر‌روز و هر‌روز قانون «روی چمن‌ها پا نگذاریم» در پارک دانشجو توسط گردشگران زیر پا گذاشته می‌شود؛ گردشگرانی که خیلی از آنها به هوای باز شدن درهای ورودی سالن‌های نمایش «تئاتر شهر» و تماشای جان گرفتن نقش‌ها روی صحنه، روی چمن می‌نشینند یا کیف و کتابشان را بالش می‌کنند و دراز می‌کشند، بلیت‌ها را از این دست به آن دست می‌چرخانند و چشم می‌دوزند به پوسترها و بنرهایی که شناسنامه فلان نمایش هستند.
کد خبر: ۴۳۳۰۸۳

گردشگرانی که با داعیه فرهنگی، پرچم تئاتر را بالا نگه‌ می‌دارند و برای تماشای آخرین راه‌یافته‌ها به صحنه تئاتر در سرما و گرما از دور و نزدیک راهی چهار راه ولیعصر، تقاطع خیابان انقلاب و ولیعصر تهران می‌شوند، مجموعه تئاتر شهر نامی آشنا برای آنهایی است که دستی بر آتش نمایش دارند یا گردشگرانی که برچسب فرهنگی خورده‌اند یا کسانی که برای گذران چند ساعت از اوقات فراغتشان به پارک دانشجو می‌آیند و در همسایگی حال و هوای گردشگران فرهنگی نفس می‌کشند.

ما هم رفتیم به پارک دانشجو که یکی از مهم‌ترین مکان‌های فرهنگی شهر را روی چشم خود گذاشته است. این گزارش در جوار استخری با فواره‌های پر جوش و خروش، بوفه‌ای با هات داگ و فالوده و بستنی و در هیاهوی گردشگرانی نوشته شد که معلوم نیست روی چه حساب، بیشترشان در حالی که روی نیمکت‌های بتنی مدور نشسته‌اند یا پا گذاشته‌اند روی چمن یکی از مهم‌ترین مراکز توریستی قلب تهران، در گوشی تلفن همراهشان از بسته شدن درهای سالن‌ها و آغاز نمایش‌ها به شخص آن سوی خط خبر می‌دهند.

اینجا تئاتر شهر است در پارک دانشجو. تصویر امروزی مجموعه تئاتر شهر در پارک دانشجو عبارت است از یک ساختمان مدور با ستون‌های قطور و مشابه ستون‌های قرینه تخت‌جمشید که ایستگاه مترو کنارش نشسته و عبور و مرور اتوبوس‌های تندرو، مشتریان کتاب‌فروشی‌ها، کافه‌ها یا سینماهای خیابان‌های انقلاب و ولیعصر به هیاهوی سیال در فضای باز آن دامن می‌زند، اما قصه جذب گردشگر فرهنگی در این مکان سر دراز دارد. آش جاذبه‌های گردشگری فرهنگی در این نقطه از شهر ما اواخر دهه 30 بار گذاشته شد و تا اوایل دهه 40 خوب جا افتاد. مکانی که امروزه با نام مجموعه تئاترشهر و پارک دانشجو می‌شناسیم در آن سال‌ها کافه شهرداری نامیده می‌شد و پاتوق روشنفکرانی چون جلال آل احمد، دکتر نفیسی و... و بازار سیاه‌بازی، معرکه‌‌گیری و رفت‌وآمد سیرک بازان با حیوانات وحشی و اهلی و رام شده‌شان بود. در واقع کافه شهرداری یکی از مهم‌ترین پاتوق‌های روشنفکران آن دوران و تفرجگاه تهرانی‌ها به حساب می‌آمد.

موتورهای محرکه تئاتر شهر

بی‌شک زیادی تماشاچی از بین گردشگران برای تماشای نمایش‌هایی که در این محوطه اجرا می‌شود فکر تأسیس یک آمفی‌تئاتر برای شهر تهران را در سر یک گروه نمایشی انداخت. اینطور که بویش می‌آید این گروه نمایشی فقط شعار ندادند و دنبال ایده‌شان را گرفتند تا بالاخره در سال 46 یکی از شاگردان استاد هوشنگ سیحون به نام امیرعلی سردار افخمی که از بنیانگذاران معماری پیشرو محسوب می‌شود ساخت این مکان را برعهده گرفت. البته طرح مدور تئاتر شهر از تراوشات ذهنی بیژن انصاری متولد شد.

همین طرح مدور یکی از اصلی‌ترین جاذبه‌های توریستی اینجا محسوب می‌شود. تا یادمان نرفته بنویسیم که پلان‌های مدور، سوغات سفر ناصرالدین شاه به انگلیس و فرانسه برای معماری ایران بود. این شاه قاجار با بازدید از سالن اپرای پاریس سلیقه فرانسوی‌ها را ستود و هنوز عرق سفر فرنگ از تنش خشک نشده برای این‌که از اروپایی‌ها عقب نیفتد، دستور ساخت تکیه دولت به شکل دایره‌ای را صادر کرد. برای تئاتر شهر هم ده‌ها معمار و طراح و نقاش 5 سال تمام تلاش کردند تا بالاخره در روز هفتم بهمن سال 51 طرح این بنای فرهنگی در محل کافه شهرداری سابق از روی نقشه به روی زمین آمد. نمای بیرونی با آجرهای تزئینی، کاشی‌های فیروزه‌ای و سبز و گنبد نیم دایره‌ای بالای ساختمان که یادآور برج طغرل و در کل معماری دوره ایلخانیان است، از همان اول کلی گردشگر از هر قشر جمع و جور کرد‌؛ گردشگرانی که با آمدن به این مکان علاوه بر همه آنچه ذکر شد، با دیدن ستون‌های قرینه که با طولی معادل یک ساختمان 3 طبقه به سقف پر نقش و نگار چسبیده‌اند، یاد تخت‌جمشید می‌افتند. پیچ و خم‌های رازآلود فضاهای داخلی هم به یک بار دیدنش ‌می‌ارزد. حیف است بدون یادی از اولین نمایشی که در این مکان فرهنگی ـ گردشگری به روی صحنه رفت، به پاراگراف بعدی برویم. «آربی آوانسیان» نمایشنامه باغ آلبالو ـ اثر آنتوان چخوف ـ را در مجموعه تازه تأسیس تئاتر شهر که توسط دکتر علی رفیعی اداره می‌شد، به روی صحنه برد. اسامی داریوش فرهنگ، فهیمه راستکار، سوسن تسلیمی، مهدی هاشمی و پرویز پورحسینی با جان بخشی به نقش‌های این نمایشنامه به عنوان اولین بازیگرانی که پا روی صحنه تئاتر شهر گذاشتند در حافظه فرهنگی کشور باقی ماند. از آن سال به بعد از هر فرصتی برای افزایش امکانات این مکان و جذب گردشگر بیشتر استفاده شد تا هیچ‌ یک از سالن‌های اصلی، شماره 2، چهارسو، قشقایی، سایه و کوچک بدون مشتری نماند.

یک تیر و دو نشان

کسانی که برای تفریح چند ساعته به اینجا می‌آیند با یک تیر، دو نشان می‌زنند. اگر اهل تئاتر باشند که بالاخره در یکی از سالن‌ها یا محوطه باز این مکان نمایش دلخواهشان را تماشا می‌کنند و در غیر این صورت، فضای سبز و امکانات پارک دانشجو که در وسعتی معادل 32 هزار متر گسترده شده، گذشت اوقات را برای آنها دلچسب می‌کند. در این محوطه سردیس‌هایی از مشاهیری مانند کمال‌الملک و... نصب شده که تماشای آنها و خواندن اطلاعاتی که زیر هر کدام درج شده، یک دنیا صفا دارد. زمین‌بازی، نمازخانه، بوفه و کافه‌تریا هم سایر امکانات این بوستان هستند. از کتابخانه تخصصی این مجموعه هم بنویسیم که سال 66 افتتاح شد تا گردشگران در صورت تمایل بتوانند غذای فکرشان را هم در همین مجموعه پیدا کنند. به هوای هیچکدام از این موارد هم که گذرتان به مجموعه تئاتر شهر نیفتد، هیجانی را که در میان مشتریان همیشگی تئاتر بابت بسته شدن درهای سالن‌ها موج می‌زند از دست ندهید. یادتان باشد مجموعه تئاتر شهر، شنبه‌ها در خواب است و فقط می‌توان از محوطه باز آن استفاده کرد.

خاطره از هنرمندان

در تمام دنیا برای بناهای تاریخی و فرهنگی مشابه تئاتر شهر احترامی ویژه قائلند چرا که به این باور رسیده‌اند که بخشی از بار فرهنگی و حتی گردشگری، ‌برعهده این قبیل فضاها قرار دارد. ضرورت حفظ و نگهداری ساختمان تئاتر شهر به عنوان نماد تئاتر ایران آنقدر بدیهی است که نیازی به تاکید ندارد، اما متأسفانه به رغم گوشزد کردن‌های مکرر مبنی بر لزوم بازسازی اصولی و کارشناسانه این بنای فرهنگی و تاریخی توسط هنرمندان و اهل فن، این مهم همچنان انجام نشده باقی مانده است.‌باید یادآوری کرد که ساختمان تئاتر شهر، بنایی فرهنگی ـ هنری است، برای همه هنرمندان کشور حالت نوستالژیک دارد و بخشی از تاریخ تئاتر ماست. اگر این بنا تخریب شود، صرف‌نظر از این‌که بخشی از هویت فرهنگی ‌ما از دست می‌رود، دیگر تئاتری نخواهیم داشت. در ضمن احداث ساختمان کناری تئاتر شهر باید به‌گونه‌ای باشد که ضمن حفظ امنیت این مجموعه با معماری و ویژگی‌های آن هماهنگی داشته و تعریف و کارکرد آن با تئاتر شهر مرتبط باشد.

فراموش نکنیم بسیاری از هنرمندان در این مکان بازیگر، کارگردان، نمایشنامه‌نویس و... شده‌اند و باید قدر این بنای تاریخی جاذب توریست را دانست؛ بنایی که علاوه بر غنی‌کردن بخشی از فرهنگ این مرز و بوم، ‌عرصه را برای ورود و لذت بردن گردشگران از این بخش از خیابان ولیعصر فراهم می‌کند.

هما روستا ـ بازیگر و کارگردان تئاتر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها