حال وقتی سخن از آشناسازی مخاطب با موضوع پیش میآید باید به دنبال یک فرم و قالب برای ارائه آن بود که این فرم میتواند انواع و اقسام بیشماری داشته باشد و بنا به خلاقیت و تصمیم کارگردان مورد استفاده قرار میگیرند.
گاهی پیش میآید موضوع و هسته اصلی سریال در زندگی روزمره مردم عادی بسیار نادر است و به هیچ وجه با آن برخورد ندارند که بخواهد ارتباطی با آن برقرار شود یا در بسیاری از آثار سینمایی دیده شده موضوع اثر در مورد چیزی است که به یک مکان خاص اختصاص دارد یا به عبارت دیگر، موضوعی بومی است و قاعدتا نباید جذابیتی برای افراد خارج از آن فضا داشته باشد؛ اما فضاسازی و توجیه مساله اصلی داستان در تیتراژ باعث میشود مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند و حتی پس از آن به یکی از مسائل فکری مخاطب تبدیل شود و جایی برای آن در ذهنش باز کند.
این نکتهای است که در تیتراژ سریال «شهر دقیانوس» هم رعایت شده است. موضوع استخراج اشیای قیمتی و قدیمی چیزی است که مردم ما به صورت روزمره با آن برخورد ندارند و به همین دلیل ابتدای سریال بخشی قرار داده شده که کاملا با لحن و تصاویر مستند سعی کرده موضوع اصلی سریال را بازگو کند، بنابراین سراغ اصل مطلب رفته است و بخوبی توانسته مختصات سریال را در تیتراژ ترسیم کند. سپس تصاویری پراکنده از آثار باستانی بر زمینهای سیاه رنگ به نمایش در میآید و عنوانها روی آن دیده میشود، فونتی که برای عناوین انتخاب شده است مناسب است و با فضای سریال همخوانی دارد.
موسیقی تیتراژ هم مناسب است و موفق شده فضاهایی را که در لوکیشن داستان وجود دارد به ذهن متبادر کند و از این نظر میتوان گفت تا حدودی منحصر به خود سریال است و قابل تحسین است. نکته قابل ذکر دیگر در مورد تیتراژ شهر دقیانوس این است که نام سریال در یکی از نقاط اوج موسیقی میآید و این ظرافت در هماهنگی نام و موسیقی، نکتهای است که بسیاری از سازندگان آن را در نظر نمیگیرند حال آن که رعایت همین نکته سبب میشود اثرگذاری آن چند برابر شود و شکلی پر ابهت به اثر دهد که در تیتراژ شهر دقیانوس میتوان مشخصا به آن اشاره و تحسیناش کرد.
حمیدرضا رفعتنژاد
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.