پایان تلخ خرس‌های قهوه‌ای

کسی نمی‌داند چند قلاده خرس قهوه‌ای در ایران باقی مانده، این‌که قلمرویشان دقیقا کجاست، در کدام قسمت‌ها بیشتر در مضیقه‌اند یا سالی چند توله به دنیا می‌آورند و هر سال چند قلاده‌یشان به خاطر بیماری یا اصابت گلوله‌های شکارچیان می‌میرند، خرس‌های قهوه‌ای ایران به امان خدا رها شده‌اند!
کد خبر: ۴۳۰۴۸۹

خرس‌ها اما امان هم ندارند، آنها مانده‌اند با مردمی که از خرس‌ها طلبکارند و متولیانی که مرگ یا تولد خرس‌ها بی‌اهمیت‌ترین اتفاق دوران مدیریتشان است. وقتی فیلم کشته شدن خرس‌ها در اصفهان و لرستان به دست شکارچیان آن هم با فجیع‌ترین روش‌ها در اینترنت و گوشی‌های موبایل دست به دست شد خیلی‌ها اشک ریختند و به خاطر ضجه‌های جگرخراش توله خرس‌ها مو بر اندامشان راست شد، اما دریغ از یک واکنش، دریغ از یک ابراز تاسف، انگار مسوولان محیط‌زیست در رده‌های بالایی سازمان فکرش را هم نمی‌کردند که چنین فیلمی تهیه شود و باز هم مدرکی به دست آید و ثابت کند که زیستگاه‌های طبیعی ایران تا چه حد برای خرس‌های قهوه‌ای در حال انقراض خطرناک است.

سمیرم یکی از این مناطق خطرناک است که هنوز خیلی‌ها جرات نکرده‌اند فیلم هولناک مرگ خرس‌ها در آن را ببینند. آن روز خرس مادر به ضرب گلوله از پا درآمد و 2 توله‌اش ماندند و 4 شکارچی با چاقوهایی در دست. آنها توله‌ها را در گوشه‌ای گیر انداختند و شکمشان را با چاقو پاره کردند و در حالی که خونریزی شدید داشتند رهایشان کردند تا آنقدر خودشان را روی زمین بکشند و از درد به خودشان بپیچند تا جسدشان خاصیت درمانی پیدا کند! اما کدام مسوولی می‌داند که بچه خرس‌ها موقع جان دادن چه زجری کشیدند و مادر خرس‌ها وقتی جان خودش و توله‌ها را در خطر می‌دید چه حس بدی داشت؟ شکارچیان اما می‌دانستند دقیقا دنبال چه چیزی آمده‌اند، عقاید خرافی آنها می‌گوید اگر توله خرسی به این روش کشته شود و امعاء و احشایش روی زمین کشیده شود روده‌ها و دیگر احشای شکمی‌اش برای درمان بیماری‌ها معجزه می‌کند.

شکارچیان سفیدکوهی هم وقتی خرس مادر و بچه را کشتند دنبال معجزه بودند. آنها 2 خرس را کشتند و زبانشان را با چاقو بریدند چون شنیده بودند که زبان خرس راه علاج خیلی از بیماری‌هاست. آنها از این نسل‌کشی فیلم هم گرفتند و جسورانه آن را برای مردم بلوتوث کردند تا آنهایی که اهل اشک ریختن و سوگواری برای حیوانات هستند یک‌بار دیگر رخت عزا بپوشند و آنهایی که بی‌اعتنایی به چنین جرائمی عادت دیرینه‌شان است چشمشان را یک‌بار دیگر نیز ببندند.

اهالی روستاهای ایدرشان و هریس سراب هم کاری کمتر از جنایت زیست‌محیطی نکردند. آنها خرس‌های قهوه‌ای را که از دامنه‌های کوه بزقوش برای پیدا کردن غذا پایین آمده بودند آنقدر زدند و زخمی کردند تا آنها هم عصبانی شدند و به مردم حمله کردند و کار به محاصره خرس‌ها از سوی پلیس و محیط‌بانان کشید. البته آن روز ماموران حفاظتی به جای این‌که بلافاصله به خرس شلیک کنند منتظر رسیدن گلوله‌های بیهوش کننده از تبریز ماندند، اما گلوله‌ها آنقدر دیر رسید تا این‌که شکارچی‌ها از راه رسیدند و مقابل چشم پلیس و محیط‌بان‌ها، خرس‌ها را به گلوله بستند؛ چه کسی می‌داند، شاید شکارچی‌ها می‌دانستند که اگر این کار را بکنند می‌توانند ژست حمایت از مردم بگیرند و آن وقت بدون آن که زحمتی به خودشان بدهند به پوست و زبان و گوشت پرارزش خرس‌ها برسند!

منطقه کیاسر چهاردانگه ساری هم بیشتر شبیه قتلگاه خرس‌هاست. هنوز هم در این منطقه صدای ناله‌های خرسی که با صورت متلاشی شده از اصابت ساچمه‌ها 4 روز در رودخانه ناله کرد به گوش می‌رسد. آن روز هم وقتی همه فهمیدند که این خرس گرسنه فقط به خاطر نزدیک شدن به یکی از باغ‌های سیب و شکستن چند شاخه این گونه سلاخی شده باز هم مسوولان ساکت ماندند، چون حتما حفظ سمت مهم‌تر از مرگ یک قلاده خرس است! اما اگر اوضاع این‌گونه پیش برود خرس‌های قهوه‌ای ایران خیلی زودتر از آن چیزی که ما پیش‌بینی می‌کنیم منقرض می‌شوند، ولی ای‌کاش لااقل مسوولان برای آن روز جواب قانع‌کننده‌ای داشته باشند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها