حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خوششانسی، کفه ترازوی فضای سبز پایتخت را به نفع تهرانیها سنگین کرد و بالاخره 100 هزار متر مربع از 300 هزار متر مربع تپهماهورهای موسوم به عباسآباد که از میدان ونک تا خیابان شهیدبهشتی (عباسآباد) امتداد داشت به وزارت کشاورزی تعلق یافت.
سال 1324 یعنی زمانی که خیلی از ما هنوز چشم به این دنیا باز نکرده بودیم، مهندس کریم ساعی ـ یکی از استادان دانشکده کشاورزی کرج ـ ایدههایش را یک کاسه کرد و چنار و عرعر را که با آبیاری مختصر و مفید، خیلی زود خودی نشان میدهند و در عوض آبی که ریشههایشان را سیراب میکند اکسیژن خالص و سایه خنک ارزانی میکنند، به مهمانی این زمینها برد؛ مهمانی که تا امروز همچنان ماندگار شدهاند. دستان این استاد دانشگاه طی 4 سال یک گودال را به جنگلی تبدیل کرد و نام او زینتبخش دستپرودهاش شد. سالهاست مردم تهران نام پارک ساعی را به عنوان یکی از زیباترین بوستانهای شهر به زبان میآورند و گردشگران از اقصی نقاط کشور و حتی خارج از کشور با قدم گذاشتن در تهران دلشان هوای رفتن به پارک ساعی را میکند.
اگر در دفتر خاطرات شفاهی خیلی از مردم تهران هم کنکاش کنی، ردی از خاطرات آنها در این پارک به چشم میآید. اجلی که سال 1331 هواپیمای حامل مهندس ساعی را دنبال میکرد، به او مهلت نداد تا رشد بیشتر دستپروردهاش را ببیند. جنگل ساعی همچنان باقی ماند و در اختیار وزارت کشاورزی بود تا اینکه تعیین محدوده شهر بر عهده یک گروه 50 نفره از شهرسازان آلمانی، آمریکایی و ایرانی افتاد.
پس از توسعه و تعیین محدوده شهر سال 1337 این فضای سبز وسیع، تحت پوشش شهرداری تهران قرار گرفت و سال 1341 سازمان پارکها هویت آن را به پارک عمومی تغییر داد. همین تغییر، نقطه آغازی بود بر اینکه تهرانیها دلخوش باشند که یک پارک وسیع با درختانی سایهگستر در شهرشان هست که شش دانگ به نام عموم سند خورده و در همه روزهای سال آغوشش را برای پذیرایی از آنهایی گشوده است که نیت میکنند چند ساعت از شبانهروزشان را زیر سایه درختانی بگذرانند که خیلی از آنها با دستان مهندس ساعی در این زمین جا خوش کردهاند.
کمکم سایه و میوه سرو شیراز، نارون، افرا، سدورس، بید، زالزالک، سیب، گردو و... هم به جمع ساعینشینان افزوده شد و این درختها برای خودشان مشتاقانی از هر قشری جمع و جور کردند؛ یکی برای سایه آمد، دیگری برای میوه و آن دیگری هنوز که هنوز است برای خاطره و مزه مزه کردن طعم خاطرات خوش روزهایی که در این پارک به سرآورده است. سالهای 1342 تا 1352 شاهد اوج تغییرات پارک ساعی به عنوان یکی از بزرگترین پارکهای شهری و جاذب گردشگر بود؛ پارکی که پیکرهاش در برخی بخشها مطابق الگوی باغهای ایرانی با حرکتهای اسلیمی برای ایجاد اختلاف سطح و استفاده بهینه از منابع آب مورد نیاز و سهولت تردد خردسالان و کهنسالان و در کل، راحتی عبور و مرور گردشگران ساخته شد و در بعضی قسمتها مثل اطراف برکه از مدل باغهای ژاپنی پیروی کرد تا گردشگران را به سوی خود جذب کند.
جذابیتهای جانوری
حتی مسافران اتوبوسهای تندرویی که از مقابل ورودی غربی پارک ساعی میگذرند با یک نیم نگاه چشمشان به جمال زیبای فنچها و مرغ عشقهایی روشن میشود که درون یک قفس شیشهای از سروکول یکدیگر بالا میروند و روی قرهنیها به بازیگوشی مشغولند. لذت تماشای بازیگوشی این مرغکان رنگارنگ وقتی بیشتر به دل مینشیند که در کمترین فاصله از محفظه شیشهای ایستاده باشی و صدای آن بازیگوشها را هم بشنوی.
یکی از لذتبخشترین و جذابترین داشتههای پارک ساعی همین طوطیها، بلدرچینها، کبکها، طاووسها، مرغهای شاخدار و در کل پرندگانی است که گرچه در حصار قفس گرفتارند، اما انگار بیخیال دنیایی که آزادیشان را محدود کرده به زندگی مشغولند؛ دانه میچینند، با رنگ و ظاهر و صدایشان از گردشگران دل میبرند و آنها را به پشت قفسها میکشانند.
خرگوش، اردک، لاکپشت، سنجاب و... هریک در محوطهای ویژه، بخشی از این بوستان 12 هکتاری را به خانه خود تبدیل کردهاند.
پیر باشید یا جوان فرقی نمیکند؛ همین که دلتان برای تماشای این حیوانات، سر ذوق آمد میتوانید مسیر پارک ساعی را که از شمال با کوچه ساعی، از جنوب با کوی گلبرگ، از شرق با خیابان خالد اسلامبولی و از غرب با خیابان ولیعصر (بالاتر از خیابان شهید بهشتی) مرز مشترک دارد، بپیمایید و از یکی از 6 ورودی آن داخل شوید.
مسوولان شهرداری سالهای 1376 تا 1377 گرچه حیواناتی از قبیل روباه و شغال را به پارک پردیسان منتقل کردند، اما گونههای جانوری دیگر را به این پارک آوردند تا از جاذبههای گردشگری پارک ساعی کم نشود.
امکاناتی برای گردشگران
اگر اهل اسکیتبازی هستید یا دلتان میخواهد این ورزش مفرح را در سطوح مبتدی، تکمیلی و پیشرفته بیاموزید، پیست اسکیت پارک ساعی شاید مکانی مناسب برای تحقق این آرزو باشد. اگر هم اهل رستوران سنتی هستید، در پارک ساعی یکی از این رستورانها فعالیت میکند که البته قیمت غذاهایش حسابی از خجالت جیبتان در میآید!
اگر بین راه ماندهاید و جایی برای نماز خواندن ندارید، نمازخانه پارک ساعی آماده میزبانی از شماست.
خلاصه جمع بسیاری از امکانات از قبیل زمین بازی، سالن اجتماعات، شهربازی، خانه کودک، سینمای چهار بعدی و... در این پارک جمع است تا گردشگری یک روزه، نیم روزه یا چند ساعتهتان به بهترین شکل ممکن انجام شود.
مهندس ساعی در پارک ساعی
تندیسها به جزئی از زیباییهای شهر و پارکها تبدیل شدهاند و شاید کمتر کسی فکرش را میکرد که این عناصر شهری، خیلی زود در دل شهروندان جا باز کنند و خود یکی از جاذبههای گردشگری شوند.
تندیس مهندس کریم ساعیـ سازنده پارک ساعیـ در این بوستان هم به یکی از جاذبههای گردشگری آن تبدیل شده است و کمتر توریستی پیدا میشود که بدون گرفتن عکس یادگاری با این تندیس از پارک خارج شود.
شناسنامه این تندیس روی یک لوح سنگی در کنار آن، حاوی مختصری از بیوگرافی ساعی است؛ همان استاد دانشگاهی که گرچه سال 31 در سانحه سقوط هواپیما جان سپرد اما جنگل مصنوعیای که ساخت تا امروز به عنوان یکی از بزرگترین و جذابترین پارکهای شهری، بخشی از اوقات فراغت شهروندان و گردشگران را پر میکند.
هم گردش هم تیشه به ریشه اعتیاد
وسوسه اعتیاد دست از سر معتادانی که میخواهند شر این بلای خانمانسوز را از سر زندگیشان کم کنند، بر نمیدارد. هر لحظه وسوسه سراغشان میآید و هلشان میدهد به طرف جهنمی که در آن دست و پا میزدند. اما رهاشدگان از دام اعتیاد دست روی دست نمیگذارند و جلوی این وسوسه، قد علم میکنند. یکی از راههای امتحان پس داده قلع و قمع کردن وسوسه شروع دوباره مصرف مواد مخدر، بودن در میان جمع آنهایی است که زمانی اعتیاد، پر و بال زندگیشان را سوزانده است. جلسات هفتگی و ماهانه، معتادان را در جمعی نگه میدارد که هر یک از اعضای آنها گذشتهای تلخ را یدک میکشد به امید پاک بودن در بقیه عمر؛ آنها این خاطرات را مرور میکنند تا چند قدم از وسوسه جلوتر باشند.
پارک ساعی یکی از مکانهایی است که آغوشش را هم به روی گردشگران گشوده، هم به روی آنهایی که از یک ایستگاه مانده به آخر به این دنیا و زندگی بازگشتهاند.
مریم گودرزیمقدم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....