تا به حال ، به تعریف درست علم فکر کرده اید؛ فکر می کنید علوم مختلف چقدر باهم در ارتباط هستند؛ به ارتباط علم و هنر چطور؛ فکر می کنید بتوان مسائل هنری را از دیدگاه علمی بررسی ، یا قانون های علمی
کد خبر: ۴۲۶۲۹
برای آن تعریف کرد؛
ابزارهایی که به ما توان انجام کار هنری می بخشند، از قوانین علمی پیروی می کنند.
هرچه این ابزارها دقیق تر و درست تر کار کنند، به نیازهای ما پاسخ بهتری می دهند و کار ما را راحت تر می کنند. فناوری هم در بسیاری موارد به کمک علم و هنر آمده است.
هستند هنرمندانی که با پیشرفته ترین نرم افزارهای رایانه ای نقشهای بدیع می آفرینند.
افشین گرانمایه ، فوق لیسانس متالورژی دارد، او به عنوان یک مدرس دانشگاه اعتقاد دارد، علوم مختلف باهم در ارتباطند و هرکدام پرتوی از انوار لطف و بخشش الهی هستند.
او توانسته است با تلفیق اطلاعات فیزیکی خود در نحوه کوک کردن ساز سنتور تغییراتی بدهد. این گفتگو، حاصل صحبت چند ساعته با اوست:
از کی با ساز سنتور آشنا شدید؛
از سال 1357، خدمت استاد اسدالله ملک - که دایی ام بودند - نواختن سنتور را شروع کردم. البته در رشته ریاضی فیزیک درس خوانده ام و هیچ وقت به طور خاص موسیقی کار نکرده ام.
فکر می کنید نوآوری ، در موسیقی هم ارزش تلقی می شود؛
برخی هنرمندان اصرار دارند، بیشتر روشهای قدیمی را درک و تمرین کنند. اگر قرار باشد با نوآوری مقابله کنیم ، همان بهتر که به جای سیم فلزی رول شده با این همه فرآیند تولید سیم صاف ، روده گوسفند به سازها ببندیم.
به هر حال با پیشرفت علم ، هر هنری باید خود را با آن تطبیق بدهد، مضاف بر این که تک تک نوازندگان سنتور موافق اند که این ساز محدودیت های بسیاری دارد.
هرچند استادانی چون مرحوم اسدالله ملک ، تغییرات زیادی روی خرک و اکتاوها دادند، اما بازهم محدودیت آن خیلی وقتها نوازنده را اذیت می کند.
ساز سنتور را همیشه جزو سازهای اصلی و پایه ای طبقه بندی می کنند، پس دلیل محدودیت های این ساز چیست؛
اگر نوازنده بخواهد دستگاه خاصی را بنوازد، اصلا مشکلی ندارد. سازش را در دستگاه مورد نظر کوک می کند و... اما اگر قرار باشد در ارکستری با تار و کمانچه و سه تار همراهی کند، چون این سازها قابلیت این را دارند که سریع گام را عوض کنند، سنتور واقعا معضل دارد.
اینجا برای تغییر گام باید جای خرک عوض شود که در این صورت چون طول سیم را عوض کرده ایم ، دامنه ارتعاشی و فرکانس آن عوض می شود، بنابراین ، محیط پشت خرک را کاملا از دست می دهیم و محدودتر می شویم.
در اغلب ارکسترها نوازنده های سنتور مدام مشغول عوض کردن کوک هستند و گاهی برای راحتی کار چند ساز را با خود حمل می کنند.
حالا از کی به فکر راهی برای حل معضلات این ساز افتادید؛
وقتی ما جای خرک را روی ساز عوض می کنیم موقعیت داخلی تغییر می کند و ممکن است با این وضعیت جدید تطبیق پیدا نکند و روی طنین لهجه ساز تاثیر بدی می گذارد. مضاف بر این که سیستم های سنتور خطر تاب برداشتن هم دارند. تعداد سیم های ساز بسیار زیاد است.
ساز 9 خرک 72 سیم دارد و سازه 10 خرک 84 تا سیم و خیلی راحت هم نمی شود با این سیمها شوخی کرد و دست به آنها زد.
بسته به درجه حرارت و رطوبت محیط، قابلیت سیمها عوض می شود. نوازندگان حرفه ای اصولا ساز را در خانه کوک نمی کنند، بلکه در محل اجرا این کار را می کنند تا ساز با آب و هوای محل تطابق داشته باشد.
این سوال مدتها ذهن من را مشغول کرده بود، که چطور می شود این فرآیند را ساده تر کرد.
از کجا شروع کردید؛
در اینترنت و کتابها جستجو کردم و بعد از آن با محاسباتی که انجام دادم ، توانستم نرم افزاری طراحی کنم که می تواند عملا ساز سنتور را تحلیل کند.
یعنی کوک کردن ساز را به عهده رایانه گذاشتید؛
بله. شما ابعاد ساز را به رایانه می دهید. یعنی شرایط ساز را وارد می کنید و برنامه نرم افزاری آمار و اطلاعات لازم را به شما می دهد؛ یعنی این که کدام خرک را در چه فاصله ای و به چه اندازه ای باید جابه جا کنیم.
البته باز هم سعی کردم برای اطمینان و تکمیل این برنامه را با پیشرفته ترین نرم افزارهای صوتی چک کنم که خدا را شکر جواب هم داد.
برنامه ای که بتواند ظرف 3 ثانیه کوک سنتور را از دستگاه شور به ماهور یا هر دستگاه دیگری تغییر دهد، هر سنتورنوازی را متعجب می کرد. البته چون مدتی بود از دنیای موسیقی فاصله گرفته بودم ، دقیقا نمی دانستم کارم چطور است. محک خوبی نداشتم. نمی دانستم می توانم این راه را ادامه بدهم یا نه.
بالاخره چطور این موفقیت را معرفی کردید؛
یکی ازدوستان ، در دانشگاه پیشنهاد کرد این روش را به عنوان یک طرح پژوهشی به دانشگاه ارائه کنم. با توجه به این که روی دامنه ارتعاش کار کرده بودم و غالب کار من روی فیزیک صوت و ارتعاشات مکانیکی بود، موفق شدم و طرح تایید شد.
برای تایید این کار سراغ متخصصان فن موسیقی هم رفتید؛
بله ، از طریق یکی از دوستان خدمت استاد فریدون حافظی رسیدم ، ایشان جزو اولین نوازندگان تار رادیو هستند و هر چند با ناباوری اما کار را تایید کردند که این تاییدیه را هم به پروژه ملحق کردم.
چه شد که به فکر ثبت این اختراع افتادید؛
تصور من این بود که برای ثبت باید مراحلی دشوار و طولانی را طی کنم و اصلا به ذهنم نمی رسید، اما بعد متوجه شدم خیلی هم کار عجیب و غریبی نیست. نقشه کار و مشخصات را دادم و بعد تاریخی برای دفاع مشخص شد که رفتم و مراحل ثبت هم انجام شد.
مبنای محاسبات علمی شما در این زمینه چه بود؛
در بحث ارتعاشات تارهای درحال ارتعاش 2 فرمول اصلی داریم که بسته به موقعیت ، یک سری فاکتورها به آنها اضافه یا کم می شود، یکی این که فرکانس صدای تار در حال ارتعاش با طول نسبت عکس دارد؛ یعنی شما هر چه طول سیم را کمتر کنید، فرکانس بالاتر می رود و صدا ریزتر می شود و یکی مقدار تنش و کششی است که روی ساز اعمال می کند. هر چه این تنش بیشتر شود، فرکانس بالاتر می رود. این قاعده خواسته یا ناخواسته دقیقا روی سنتور دیده می شود. سیمهایی که طول بیشتری دارند فرکانس پایین و آنهایی که طول کمتری دارند فرکانس بالاتر ایجاد می کنند. دستمایه اصلی من برای این اختراع همین دو مساله بود.
چطور عمل کردید؛
اول ساز را به طول کلی تحلیل کردم ، این که فواصل خرکها و سیمها روی ساز بر چه اساسی است ؛ این که هر کدام از سیمها چه طول مفیدی دارند؛ این که با ایجاد یک گره خاص در طول این سیم در حال ارتعاش چه تغییراتی ایجاد می شود و در نهایت ، باز هم برای اطمینان بیشتر با جدیدترین نرم افزارها کارم را چک کردم.