حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما خنده بازار فارغ از این بحثها، به عنوان یک برنامه چند آیتمی محاسن و معایبی دارد. مدتها بود چنین برنامههایی از تلویزیون ما رخت بربسته و جایشان را به شیوهها و ساختارهای نوینتر کمدیسازی داده بودند. مجموعههای داستانی 90 شبی و این نوع برنامههای چند آیتمی که خاطرات فراوانی از آنها داریم مدتهاست ساخته نمیشوند که البته یک امر کاملا طبیعی است، چون یک الگوی کلیشهای و از مد افتاده تلقی میشوند، اما همینکه این مدل برنامه به عنوان یک برنامه جانبی و نه اصلی، کنار مجموعههای دیگر قرار گیرد اتفاقا کارکردهای خاص خودش را دارد. هم میتواند سرگرم کند و بخنداند و هم حس خوبی را در مخاطبان برنامههای چند آیتمی قدیمیتر تلویزیون به وجود آورد.
خنده بازار، ضعفها و قوتهای خاص خودش را دارد. البته پیش از آنکه بخواهیم به این موارد بپردازیم باید حتما اشاره کنیم که آیتمهای برنامه را به 2 گروه میتوان تقسیم کرد. دسته اول آیتمهایی هستند که مستقیم به یک شخص خاص، یک برنامه خاص و یک موضوع خاص اشاره دارند و سعی همه بازیگران آن در وهله اول تقلید درست و قابل باور از آن شخص یا برنامه است. مثلا میتوان به شوخی با برنامه نود، هفت یا برنامه آشپزی، بهونه و کنترل نامحسوس اشاره کرد و همچنین شوخی با افرادی چون فریدون جیرانی، عادل فردوسیپور و مسعود فراستی. دسته دوم آیتمهایی هستند که قرار نیست به شخص خاصی اشاره داشته باشند و صرفا یک آیتم طنز هستند که البته اشارات انتقادی خودشان را نیز دارند. مثلا آیتمهایی درباره رفتار و شیوههای مدیریتی برخی مسوولان که البته به فرد خاصی اشاره نمیشود و کلا از فرهنگ مدیران داخلی، طنزی را بیرون کشیده که انتقادهایی هم به آن وارد است.
با این تفسیر، راحتتر میتوان به ضعفها و قوتهای این برنامه اشاره کرد. در دسته اول که اتفاقا مردم در گذشته نیز با اینگونه آیتمها آشنایی دارند و شاهد تقلیدهای هنرمندانهای از افراد و برنامهها بودهاند، خیلی واضح است که قوتها به هنر بازیگرانی برمیگردد که به شکل کم نقصی توانایی تقلید حرکات، بیان و خصوصیات اخلاقی فرد مورد نظر را دارند. هیچ بینندهای وجود ندارد که با دیدن اینگونه تقلیدهای هنرمندانه دست به تحسین نزند، حتی اگر با کلیت این کار مخالف باشد، اما نکته اینجاست که در همین روند، سازندگان برنامه باید دقت بیشتری در ساخت این آیتمها به خرج دهند و تا جایی که از تحسین مخاطب اطمینان دارند دست به ساخت آن بخش بزنند، اما در بسیاری از موارد، تقلید از افرادی صورت میگیرد که بیننده به هیچ وجه احساس نمیکند، تقلید خوبی انجام شده است. حتی در برخی موارد کار به لودگی کشیده میشود و بیننده را آزرده خاطر میکند.
خب پرسش اینجاست، آیا این کمیتگرایی به کیفیت کار و بازخورد آن نزد مردم آسیب نمیزند؟ چه لزومی دارد برخی آیتمها به برنامه اضافه شوند در صورتی که هیچ تبحری در ساخت آن وجود ندارد؟ آیا بهتر نیست به همان بخشهایی که باعث تحسین بینندگان میشود،بسنده کرد؟
در آیتمهایی که به فرد یا برنامه خاصی اشاره نمیکنند ما شاهدیم که انتقادها و گلهها به شکل صادقانهتر و با جسارت بیشتری بیان میشوند. به نوعی به جنبه کمدی بودن بیشتر شبیه است و شاهد یک طنز خنثی نیستیم. در این آیتمها، انتقادهای جدیتر و شجاعانهتری نسبت به خیلی از حوزههای اجتماعی، مردمی، سیاسی و اقتصادی وجود دارد.
اما در این آیتمها نیز بشدت ضعف فیلمنامه احساس میشود. یعنی فیلمنامهنویس یا گروه فیلمنامهنویسان به یک اندازه به جنبه انتقادی و سرگرمی و طنز آن بها ندادهاند و بازیگران با اغراقهای فراوان و حرکات نه چندان جذاب سعی در این کار میکنند.
اما در آخر و با وجود تمام این محاسن و معایب به جرات میتوان گفت، جنبههای مثبت این برنامه آنقدر زیاد است که ضعفها و ایرادهایش را نادیده بگیریم. البته اگر برنامه بخواهد ادامهدار باشد قطعا باید در جهت برطرف کردن این نقایص تلاش جدی کند، اما در شرایط فعلی نیز وجود چنین برنامهای، بیشتر از نبودنش حسن و فایده دارد.
حسین گودرزی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....