پسزمینه اصلی تصویر تیتراژ حالتی مانند کاغذ کاهی دارد و به همان رنگ است و بخوبی توانسته فضای سنتی داستان سریال را نمایش دهد.
بیشترین تکنیک در تیتراژ، استفاده از عکسهایی است که در حالات مختلف روی پسزمینه به نمایش درمیآیند. این تصاویر با توجه به هر شخصیت فرق میکند و نکته مهم این است که سعی شده ویژگیهای پرسوناژها در تصاویری که از آنها به نمایش درمیآید، نمایان باشد. به تعبیر بهتر، تلاش شده از طریق تصاویر، شخصیتپردازی هم صورت بگیرد و نقاشی آبرنگ پشت آنها هم کاملکننده است. ترسیم ابزار یا المان به درک بهتر شخصیت در ابتدای تیتراژ کمک میکند و اجرای این بخش هم بخوبی و با ظرافت انجام شده است. نکته قابل ذکر دیگر این که رعایت هارمونی رنگی در میان تصاویر، پسزمینه اصلی است. مثلا اگر در یکی از عکسها بازیگر شال قرمز رنگ روی دوش انداخته است، تصویری که اطراف او رسم میشود، تم کلی رنگیاش گرم و به سمت قرمز میل میکند و به همین دلیل فضای عکس را حفظ میکند و نمیگذارد عدم هارمونی رنگی پیش بیاید.
همچنین تغییر المانهای تصویری با توجه به موضوع عنوانی که در حال نمایش است، بسیار خوب از کار درآمده است. برای مثال هنگامی که در عنوانبندی نام تدوینگر نوشته میشود، تصاویری که در پس آن به نمایش درمیآید، کاملا مرتبط با کار تدوین است و این مساله برای باقی عناوین هم رعایت شده و این دقت در فضایی که اهمیتی به کیفیت سریالها داده نمیشود، جای تحسین دارد.
در مورد عنوانبندی و فونتها بهتر بود از همان فونتی که برای نام سریال استفاده شده، در بقیه عناوین هم استفاده میشد و فونت تغییر نمییافت، البته فونتی که برای عناوین استفاده شده، مناسب است و با محیط تیتراژ تناسب دارد، اما اگر یک فونت غالب وجود داشت، تیتراژ و بالطبع سریال را بیشتر در ذهن ماندگار میکرد.
موسیقی تیتراژ کاملا فضای شوخ سریال را به ذهن متبادر میکند، موسیقیای که المانهای سنتی و مدرن را در خود گنجانده است و توانسته توازن خوبی میان آنها برقرار کند و نگذارد مانند بسیاری از سریالهای دیگر، برخی مرزها را نادیده بگیرد و موسیقیاش را به سمت موسیقی هزل ببرد. موسیقی کاملا هدفمند و با توجه به ریتم تیتراژ و فضای سریال ساخته و نواخته شده است.
حمیدرضا رفعتنژاد