به گزارش پایگاه پلیس، الهام، دختر 24 سالهای است که به جرم حمل و مصرف مواد در بازداشت پلیس است. وی در دایره مشاوره کلانتری 25 اصفهان در ارتباط با انگیزهاش از فروش موادمخدر گفت: در یکی از شهرهای جنوبی همراه برادر و مادرم زندگی میکردم، آخرین بچه خانواده هستم و برادران دیگرم به غیر از احمد که از همه کوچکتر است همگی ازدواج کرده و به خاطر فقر مالی رفت و آمد چندانی با ما ندارند و سرگرم زندگی خودشان هستند.
وی افزود:پدرم چند سالی است فوت کرده و احمد خرج زندگی من و مادر پیرم را تامین میکرد تا اینکه احمد نیز بیمار شد و به علت فقر مالی و عدم درمان بموقع از دنیا رفت.
متهم تصریح کرد: با رفتن احمد همه چیز طوری دیگری رقم خورد و ما که تنها بودیم، تنهاتر شده و زندگی برایمان سختتر از گذشته شد. الهام ادامه داد: کمکم پساندازی که حاصل کارگری احمد بود تمام شد، طوری که دیگر هیچ گونه خرجی و درآمدی نداشتیم و کسی هم نبود که به ما کمک کند.
الهام افزود: اینجا بود که تلاش کردم تا هرچه زودتر شغل مناسبی پیدا کنم و با درآمد آن به زندگیمان سر و سامانی دهم ولی متاسفانه به علت نداشتن تحصیلات کافی با بن بست مواجه شدم.معمولا اکثر شغلها متعلق به آقایان بود و اگر کسی شغلی به من پیشنهاد میکرد چون دختر بودم به نوعی میخواست از من سوءاستفاده کند.
در جستجوی پول
وی گفت: تمام افکارم شده بود پول. نمیدانستم چه آیندهای در انتظارم است؛ نه سرپرستی نه حمایتکنندهای و نه چیزی که به آن دل ببندم. مدت زیادی دنبال شغل مناسب گشتم اما ناچار تصمیم گرفتم برای کسب درآمد به شهر بزرگتری مانند اصفهان بیایم.
دختر جوان اضافه کرد: ابتدا مادرم با آمدنم به اصفهان موافقت نمیکرد اما با گریه و زاری سرانجام رضایت او را کسب کردم و راهی دیار غربت شدم. در اصفهان اقوام بسیار دوری داشتیم که پیش آنان رفتم و سرنوشتم را برایشان شرح دادم تا اینکه بتوانم با راهنماییهای آنها شغل مناسبی پیدا کنم.
وی افزود : اما هر چه گشتم باز هم با در بسته مواجه شدم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را به شکل پسران درآورم تا از گزند خطرات و آسیبهای احتمالی درامان باشم اما از بخت بدم در دام بزرگتری چون اعتیاد گرفتار شدم.
الهام گفت: با این ترکیب جدید با افرادی دوست شدم که فروشنده موادمخدر بودند. آنها میگفتند اگر برای ما کار کنی میتوانی پول خوبی به جیب بزنی و من هم که خیلی سختی کشیده بودم بدون فکر قبول کردم.روزها گذشت. اولین درآمدم را برای مادرم پست کردم و برایش نامهای نوشتم که مادر جان نگران من نباش شغل مناسبی پیدا کردم که درآمد خوبی دارد قول میدهم بزودی زندگیمان سروسامان پیدا کند.
کنجکاوی و اعتیاد
وی گفت: کنجکاویهایم کار دستم داد و همین باعث شد تا من هم شروع به مصرف مواد کردم. اغلب در محفلهای شبانه آنان تا صبح بیدار بودم و مواد مصرف میکردم و فردای آن روز را در خواب به سر میبردم، طوری شده بود که به جای پول از آنها مواد میگرفتم و گرنه از درد خماری هروئین میمردم و این باعث شد همان حقوق اول که برای مادرم پست کردم بشود حقوق آخرم.
الهام که تا مقطع راهنمایی بیشتر درس نخوانده و به خاطر بیپولی و فقر مالی مسیر زندگیاش تغییر کرده است گفت: فقط برای مادر پیرم ناراحتم که بیچاره از من هیچ خبری ندارد و فکر میکند دخترش در حال کار کردن است.
الهام گفت: در پمپ بنزین در حال سوختگیری بودیم که پلیس به ما مشکوک شد و مرا با 38 گرم شیشه و 9 گرم هروئین دستگیر کرد.
وی افزود: اکنون آرزوهایم به کابوس دردناکی مبدل شده است و هیچ امیدی به زندگی ندارم. اگر دیروز دچار مشکل مالی بودم امروز اعتیاد نیز به مشکلات قبلی ام اضافه شده و نمی دانم چگونه باید در آینده زندگی کنم.
الهام اضافه کرد: کاش روزگار با من و مادرم کمی مهربانتر بود و ای کاش هیچ گاه هوس نمی کردم تا خود را به دست تقدیر سپرده و عازم شهر و دیاری شوم که سر انجام آن برای من آوارگی در کوچه و خیابان ها بود.
دختر جوان خاطرنشان کرد: کاش زندگی به من فرصت دیگری می داد تا می توانستم کمی عاقلانه فکر کنم و امروز خود و مادر رنج کشیده ام را دچار مشکلات مضاعف نمی کردم.در پی این اظهارات، بازپرس دادسرای اصفهان دستور ادامه تحقیق از دختر جوان را صادر کرد.
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد