حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
واقعیت آنجا ناگوارتر میشود که نهتنها هر ایرانی، بلکه کل دنیا بر غنی بودن میراث، فرهنگ، تاریخ و تمدن ایرانی اذعان دارند، اما هنگام نمایش این همه شکوه و تبلور آن در دید جهانیان، با هزار و یک مشکل که بخش بزرگ آن مدیریتی است، روبهرو هستیم. مشکل مدیریتی بر تمام بخشهای مختلف موزه سایه افکنده است؛ از کوچکترین بخش همچون ساعت کاری موزهها که در این فصل تابستان بدون هیچ تغییری همچنان در اوج گرما زمان بازدید از موزههاست تا بخشهای مهم دیگر همچون راهاندازی موزههای جدید و نحوه چیدمان و نمایش آثار هنری.
گاه با عبور از تمام مشکلات، یک موزه راهاندازی میشود که تنها نام موزه را با خود یدک میکشد و در حقیقت چیزی شبیه یک فروشگاه لوازم خانگی و حتی شاید کمتر از آن است.
اما با وجود این و در حالی که کشورهای دنیا در این زمینه همچنان پیشتازند و هر روز برنامه و روشی جدید برای جذب مخاطب ارائه میدهند، چرا لزوم بازنگری در مدیریت موزهداری کشور احساس نمیشود؟ چرا هنوز بسیاری نام و نشان موزههای شهر و محل زندگی خود را نمیدانند؟ چرا راهنمایان موزه تنها یکسری محفوظات تاریخی یکسان را برای همه سنین و مقاطع تحصیلی طوطیوار بیان میکنند؟ و هزاران چرای دیگر که میتوان در این زمینه مطرح کرد.
در دنیا تعریفهای مختلفی از موزه ارائه شده است که روی آنها اجماعنظر هم وجود دارد، اما مهمترین نکته این است که باید دانست موزه تنها یک مکان برای نگهداری اشیای تاریخی یا هنری نیست؛ چنانکه رضا مرادی غیاثآبادی از کارشناسان این حوزه چنین توضیح میدهد: «در دوران معاصر، موزهها به مکانی اطلاق نمیشوند که تعدادی از آثار باستانی یا هنری را در جعبههایی به تماشای عموم بگذارند؛ بلکه موزهها وظیفه حفظ و نگهداری مطمئن، برنامههای پژوهشی و کارگاههای آموزشی، انتشار نشریات و حاملهای چندرسانهای، تعامل گسترده با موزهها و مؤسسات پژوهشی، اجرای عملیات باستانشناختی، بررسی، کاوش و بسیاری فعالیتهای فرهنگی دیگر را نیز دارند.»
البته همه موزهها نیازمند آزمایشگاههای تخصصی و کتابخانه غنی نیز هستند و این در حالی است که به گفته همین کارشناس، حتی ابتداییترین لوازم موردنیاز مانند ابزارهای سالیابی و قدمتسنجی، در هیچ کدام از موزههای ما وجود ندارد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....