حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به همین دلیل است که شاهد هستیم در دنیای پیشرفته امروزی، سیاستمداران و تصمیمگیران با آگاهی از این موضوع درکنار تولید علم، توجه خاصی به ترویج و همگانی کردن آن دارند. در ایران نیز سالهاست فعالیتهایی در این زمینه و عمدتا به صورت شخصی و با میل فردی برنامهریزی و اجرا شده است.
مقوله ترویج علم در ایران گرفتار پارهای مشکلات و نابسامانیهای ناشی از نبود متولی است. برای بررسی این مشکلات در آستانه برگزاری دوازدهمین دوره جایزه «ترویج علم ایران» گفتوگویی با مهندس طاهره رستگار، رئیس انجمن ترویج علم ایران، کارشناس ارشد مهندسی شیمی و مکانیک و عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت انجام دادیم.
منظور از علم در ترویج علم چیست و ملاک ترویج کدام علوم است؟
ترویج علم، علم مشخصی را ترویج نمیکند؛ همه شاخههای علم وجوه مشترکی دارند که هدف ترویج علم، ترویج آن وجوه مشترک و به عبارتی، ترویج تفکر علمی است. علم در حقیقت روشی برای شناخت طبیعت است که ما را به رسیدن دانش قابل اتکا رهنمون میکند. هر کدام از ما دارای یک سری دانستههایی هستیم، به عنوان مثال دانش من در ارتباط با داروهای گیاهی متشکل از دانستنیهایی است که از باور من شکل گرفته و فرد دیگر به آن نمیتواند اطمینان و اتکا کند، اما علم روش پژوهشی قابل اتکایی در شناخت طبیعت ارائه میکند که اگر به پاسخ بینجامد، آن پاسخ احتمال خطای کمی دارد و به دلیل قابل اتکا بودن احتمال رد شدن آن نسبت به سایر روشهای دیگر بسیار ضعیف است؛ گرچه این احتمال نیز وجود دارد. هدف انجمن، علاقهمند کردن مردم به کسب تفکر علمی است. شخصی که تفکر علمی دارد، در کسب دانستنیهایش از روش علمی استفاده میکند. بنابراین اگر یک فرد با مهارت کسب دانستههای قابل اتکا یعنی با روشهای پژوهش و تفکر علمی آشنا شود و در برخورد با مسائل روزمره بتدریج این روش را تمرین کند، او دارای تفکر علمی میشود و به این طریق علم در جامعه ترویج مییابد.
با اشاره به نفوذ گسترده اینترنت در دنیای امروزی آیا رسالت مروجان علم سنگینتر نشده است؟ تاثیر اینترنت در ترویج علم را چگونه ارزیابی میکنید؟
اینترنت نیز میتواند یک منبع اطلاعاتی خوبی برای افراد باشد. اینترنت اطلاعات مفصلی را در اختیار استفادهکنندگانش قرار میدهد، اما انتخاب اطلاعات و تحلیل آنها نیازمند این است که استفادهکننده تفکر علمی را به کار گیرد. اینترنت برای فرد جستجوگری که فقط به دنبال یافتن پاسخ یک سوال است هم خوب است، اما اگر فرد نتواند آن را به روش علمی به کار گیرد، صرفا یک منتقلکننده اطلاعات میشود.
آیا ترویج علم تنها به متخصصان علوم مختلف اختصاص دارد یا مربوط به عموم مردم هم است؟
ترویج علم منحصر به عالمان و اندیشمندان نیست؛ بلکه هدف اصلی آن، بیان علم به زبان آشنا برای عامه مردم است؛ به گونهای که سطح اطلاعات عمومی آنان گسترش پیدا کند و نیز توان تجزیه و تحلیل علمی در آنان رشد کند. به عبارت دیگر، دانشمند در یک مقوله خاص با روش علمی کار میکند، اما اگر عامه مردم که مربوط به هر قشری از طبقه اجتماعی هستند، برای حل مسائل زندگیشان با روش علمی برخورد کنند، احتمال گرفتن نتیجه مثبت بسیار زیادتر از برخورد عوامانه با مسائل میشود. این مثال در مورد هر طبقه اجتماعی صدق میکند و اصطلاحا میگوییم همه باید دارای سواد علمی فناورانه باشند تا بتوانند زندگیشان را بهبود بخشند.
ترویج علم باید از چه دورانی بین عموم مردم نهادینه شود؟
بهترین زمان ترویج علم و تفکر علمی باید از دوران کودکی و پیش از سن مدرسه رفتن در فرد آغاز شود. کودکی که چهار دست و پا روی فرش میخزد و هر چه میبیند به دهان میبرد، صاحب تفکر علمی است چون میخواهد با چشیدن و لمس کردن دنیای اطرافش را کشف کند، در اینجا نقش والدین بسیار مهم است، پس از آن در دوران پیشدبستانی و دبستانی به همین ترتیب در مقاطع سنی بعدی ادامه مییابد؛ اگرچه وظیفه آموزش و پرورش آموزش همگانی است، اما پرورش تفکر علمی از اوایل کودکی در فرد شکل میگیرد. همچنین اگر از دوران کودکی برای آموزش علوم تجربی، ریاضی یا هر مقوله علمی دیگر با روش علمی با دانشآموزان برخورد کنیم، باعث ترویج علم و نهادینهشدن این روش در نزد آنان میشویم. به عبارت دیگر، زمانی که دانشآموزی سوالی مطرح میکند، معلم نباید صرفا به عنوان منبع اطلاعاتی به او پاسخگو باشد بلکه باید او را به سمت روشهای علمی و پژوهشی هدایت کند تا به جواب مورد نظرش برسد. در واقع با این عمل، تفکر علمی را در او پرورش و نهادینه میکنیم و با سوق و هدایت دانشآموز به تجزیه و تحلیل، مسائل او را به تفکر علمی مجهز میکند.
انجمن ترویج علم به عنوان متولی این امر برای اجرایی شدن و نهادینه کردن ترویج علم در جامعه با چه چالش و مشکلاتی مواجه است و برای نیل به این منظور چه اقدامهایی انجام داده است؟
در حال حاضر کاری که ما در این انجمن درخصوص ترویج علم انجام میدهیم، خیلی محدود است؛ چون مخاطبان این انجمن بسیار گسترده هستند و از قشر دانشآموزی تا دانشگاهی یا دیگر سطوح علمی را شامل میشود. هر یک از این قشرها با گروه سنهای مختلف میتوانند برنامه خاصی داشته باشند، اما انجمن از نظر توان نیروی انسانی و افرادی که در این زمینه فعالیت و همکاری میکنند، محدودیت متعددی دارد و نمی تواند تمام اقشار را تحت پوشش خود قرار دهد؛ به همین دلیل در زمینههای مختلف این کار را انجام میدهد و با برگزاری شوی علمی، سخنرانی و همایشهای علمی و چاپ نشریه و کتاب سعی در ترویج این افکار بین مخاطبانش دارد. همچنین انجمن ترویج علم با برگزاری همایش جایزه ترویج علم به تلاش تمام مروجان علم ارزش میگذارد و به شاخصترین آنان جایزه میدهد. این عمل خود یک امر تشویقی در کشاندن صاحبان فکر و اندیشه به سمت ترویج علم است.
آیا فرآیند ترویج علم در ایران براساس نیازهای امروز ایران و تجربههای جهانی است؟
رستگار: ترویج علم منحصر به عالمان و اندیشمندان نیست؛ بلکه هدف اصلی آن، بیان علم به زبان آشنا برای عامه مردم است؛ به گونهای که سطح اطلاعات عمومی آنان، گسترش پیدا کند و نیز توان تجزیه و تحلیل علمی در آنان رشد کند
طبیعی است که فرآیند ترویج علم در ایران باید براساس نیازهای جامعه امروزی و تجربههای جهانی باشد. انجمن ترویج علم یک سازمان غیردولتی است و به دلیل محدودیت توان این سازمانها در ابعاد مختلف نمیتوان انتظار زیادی از آنان داشت، اما بهرغم این محدودیتها، انجمن به روشهای مختلف مثل انتشار کتاب، برپایی سخنرانی و همایشهای علمی، برگزاری شوی علمی برای دانشآموزان و کارگاههای آموزشی گامهای موثر هرچند محدود در ترویج علم برداشته است.
در حال حاضر رتبه علمی کشور در مقایسه با سایر کشورهای پیشرفته و میانگین جهانی از وضعیت مطلوبی برخوردار است؟
ما در ترویج علم به مقوله جایگاه علمی کشور نسبت به سایر کشورها نمیپردازیم. بنابراین پاسخگوی این سوالتان هم نیستیم. دغدغه انجمن، رتبه علمی کشور نیست بلکه هدف اصلی و نهایی امر ترویج علم در کشور، نهادینه کردن تفکر علمی و نقادانه بین آحاد مردم و نه نخبگان است تا برای پاسخگویی به سوالهای روزمره زندگی انسان از طریق روشهای علمی بتوانند وضعیت زندگی خود را بهبود بخشند.
در دین مبین اسلام انتشار علم به مثابه زکات تلقی میشود، اما چرا در ایران، در ارج نهادن به علم و گرایش به فراگیری آن از کشورهای پیشرفته عقبتر هستیم؟ چرا حتی برخی از افراد دوست ندارند علمشان به دیگری منتقل شود؟
در حقیقت این امر به علت فرهنگسازی غلط در جامعه متداول شده است که شاید تحت تاثیر عواملی همچون مشکلات معیشتی و اجتماعی باشد. به نظرم این افراد لذت انتشار علم را درک نکردهاند بنابراین جا دارد که این مساله در کشور فرهنگسازی شود. انتشار و انتقال یافته علمی و آموختههای خود به سایر افراد علاوه بر این که به عنوان زکات علم تلقی میشود، انتقال آن به دیگران یعنی اشاعه آن تفکر. غیر از این اگر رفتار شود، یک برخورد تجارتمآبانه و داد و ستدی است که ضد تفکر علمی است. به نظر میرسد توجه به کار گروهی و حل مسائل به صورت گروهی در مدارس میتواند به فرهنگسازی در این زمینه کمک کند.
آیا راهکاری هم برای این تفکر ضدعلمی و مفهوم همگانسازی علوم و تکنولوژی وجود دارد؟
کاری که سالها قبل در نظام آموزش و پرورش به آن توجه شده، کار گروهی در مدارس است یعنی دانشآموزان درخصوص حل یک مساله، سوال را به صورت گروهی مطرح و سعی میکنند در پاسخ به توافق نظر برسند. معلم یک نفر را به عنوان پاسخدهنده سوال انتخاب میکند، درنتیجه وقتی قرار است آن فرد انتخاب شده پاسخ درستی بدهد، از دانستههای علمی همگروهانش استفاده میکند. مزیت این کار گروهی در این است که تمام افراد آن گروه تلاش میکنند و علاقهمند هستند تمام همگروهان از دانستههای او آگاه شوند و با یکدیگر گفتوگو کنند؛ در انتخاب، نتیجه توافق جمعی حاکم است. با این روش میتوانیم به مساله ترویج علم و به اهمیت مشاوره و انتقال دانش به دیگران از کودکی توجه کنیم.
شما به عنوان یک کارشناس و صاحبنظر فکر میکنید در حال حاضر دانشگاهها و پژوهشگاهها و نهادهای علمی و برنامههای آموزشی و مدیریتی این نهادها به عنوان ارکان توسعه علمی کشور با چه نقاط ضعفی در ترویج علم مواجه هستند؟
پژوهشسراها مثل پژوهشسرای آموزش و پرورش و سایر مراکز دولتی و آموزشی احتیاج به افرادی با تواناییهای علمی بالا برای اداره این مراکز دارند تا بتوانند تفکرعلمی را بین مخاطبان که عموما دانشآموزان و دانشجویان هستند، پرورش دهند. یکی از ضعفهایی که ما در حال حاضر در نظام آموزش و پرورش با آن مواجه هستیم، افراد متخصص است، منظور از متخصص، افراد علمی رشتههای فیزیک، ریاضی و شیمی نیست بلکه منظور افراد ماهر و متخصصی آگاه به روشهای علمی در مقوله شیوههای پایدار یادگیری است. متاسفانه بیشتر کسانی که با دانشآموزان برخورد دارند، از این تواناییها برخوردار نیستند. به باور من نخستین گام برای اصلاح این ضعف، آموزش طیف وسیع معلمان است چون این افراد بهترین ساعات عمر کودکان را در اختیار دارند تا آنان را به افراد مسوول، آگاه و آیندهسازان توانمند کشور تبدیل کنند. اگر معلمان در پرورش تفکر علمی بین دانشآموزان موفق باشند، میتوانیم بگوییم که ترویج علم در ایران با موفقیت همراه است. در این روش، معلم به عنوان منبع آگاه، پاسخگوی سوالهای دانشآموزان نیست بلکه اگر با تواناییهایی که به عنوان مروج علم دارد، به روشهای علمی با دانشآموز برخورد کند، کودک را به فرد آگاهی تبدیل میکند که براحتی و به صورت عوامانه هر پاسخی را نمیپذیرد مگر این که از روش علمی کسب شده باشد. باید توجه کرد که حل این معضل فقط به عهده آموزش و پرورش نیست. تمام سازمانها و وزارتخانهها هر کدام سهم خود را باید پرداخت کنند.
پس با توجه به این گفته ضعف این آموزش غلط متوجه سایر مقاطع تحصیلی بالاتر ازجمله دانشگاهها نیز میشود؟
بله، امروزه شاید بهترین دانشجویان ما حتی کسانی که برای ادامه تحصیل در بهترین دانشگاههای معتبر درس میخوانند، با این مشکل مواجه هستند و صاحب تفکر علمی نیستند. به این معنی که این افراد اطلاعات وسیعی دارند، اما توان تجزیه و تحلیل آن اطلاعات و گاهی رد آنچه در کتابهای علمی آمده را ندارند و قدرت به چالش کشیدن دیگران را کمتر دارند، اما اگر این افراد در دوران مدرسه توانایی تجزیه و تحلیل دادهها را داشتند، به این مشکل برنمیخوردند. به عنوان مثال گاهی در علوم تجربی معلم تصور میکند نیازی نیست تا دانشآموز را درگیر سوال کند، همین که پاسخ را بدهد، کافی است. در صورتی که در فرآیند تفکر علمی طی مسیر درک مساله تا یافتن پاسخ آن، بسیار مهمتر از پاسخ صرف است و درگیر شدن دانشآموزان با این چالشهاست که او را به فردی مجهز به تفکر علمی در برخورد با مسائل روزانه تبدیل میکند. در غیر این صورت، دانشجوی دانشگاه هم همان دانشآموزی است که همواره به دنبال پاسخ مساله بدون در گیر شدن با چالشهای آن است و این همان چیزی است که باید کمرنگ شود.
فرزانه صدقی
جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....