مهاجرت نخبگان را به فرارمغزها تعبیر نکنیم

آسیب شناسی پدیده مهاجرت در گفتگو با مشاور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
کد خبر: ۴۱۶۸
مهندس سیدمحمدرضادربندی مشاور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در امور فرهنگی ایرانیان خارج از کشور و مدیر کل سابق همین بخش است که پیشتر مدیر کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد بوده است . بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در جمع برگزیدگان المپیاد و ایجاد نگرش و ادبیات جدید نسبت به مهاجرت نخبگان بهانه ای برای طرح مجدد این موضوع با کارشناسان شد.تجربه گذشته و مسوولیت فعلی ، دربندی این فرصت را داده است تا به طور ملموس با موضوع مهاجرت نخبگان آشنا شود و در مقام یک صاحب نظر در این باره گفتگو کند.دربندی ضمن توصیف وضعیت ایرانیان خارج از کشور، خاستگاه عوامل مهاجرت در داخل کشور، خارج از کشور و شرایط مهاجران را بررسی می کند. این مصاحبه را می خوانیم:کشورهای در حال توسعه به طور مشخص از چه زمانی با موضوع مهاجرت و فرار مغزها مواجه شده اند؛موضوع مهاجرت به طور اعم و مهاجرت نخبگان به طور اخص ، موضوع جدیدی نیست ؛ همه کشورهای توسعه نیافته از نیم قرن قبل تا کنون گرفتار این مساله بوده اند. البته در ایران پس از انقلاب ، آمار مهاجرت رشد قابل توجهی داشته است که دلایل آن قابل بررسی است.هم اکنون آمار رسمی مهاجران در جهان حدود120 میلیون نفر است و در آمار غیر رسمی حدود250 میلیون نفر ذکر می شود که مهاجران ایرانی حدود12 درصد آنها را تشکیل می دهند. نکته قابل توجه این که در همه موارد، مهاجرت و فرار مغزها از جنوب به شمال نیست ، بلکه درصد قابل توجهی از مهاجران ، از اروپا و کانادا به امریکا مهاجرت کرده اند و دولتهای این کشورها نیز از این پدیده به عنوان یک معضل اجتماعی یاد می کنند و این نمونه ای از مهاجرت شمال به شمالتر است.علل و انگیزه این مهاجرت ها در ایران چیست؛علل مهاجرت در ایران را می توان در دو مقطع قبل و بعد از انقلاب به طور جداگانه بررسی کرد، علل عمده مهاجرت در قبل از انقلاب عبارت بود از: اشتغال ، تجارت ، تحصیل و مبارزه ، اما پس از انقلاب در سه مقطع متفاوت ، مهاجرت با انگیزه های مختلف صورت گرفته است که اهم آنها عبارتند از: فرار وابستگان رژیم سابق و یا کسانی که بیم از مجازات داشتند، عدم تحمل وضعیت انقلابی روزهای اولیه انقلاب ، نبودن شرایط مناسب تحصیل و تجارت در آن سالها، ابهامی که از آینده در ذهن افراد وجود داشت که پس از شروع جنگ ، گروه جدیدی به مجموعه قبلی افزوده شد. آنان کسانی بودند که تحمل فشارها و مشکلات ناشی از جنگ را نداشتند. جنگ شهرها، موشک باران ، کمبود مواد غذایی ، نبود امنیت جانی و گاه نیز فرار از خدمت در جبهه های جنگ، از دلایل این مهاجرت به حساب میآمد.پس از جنگ ، اوضاع تغییر کرد؛ دیگر دلایل گذشته عامل مهاجرت نبود. علت مهاجرت های پس از اتمام جنگ و شروع دوران سازندگی ، بیشتر اشتغال و تحصیل بود که همین دلایل باعث شد آمار مهاجرت ، رشد بیشتری پیدا کند.آیا از آمار دقیق مهاجران اطلاعی در دست است؛آمار مهاجران ایرانی از2 تا7 میلیون نفر ذکر می شود، اما رقمی که بر اساس تجربه کاری ما به دست آمده است که می توان گفت به واقعیت نزدیک است ،3 میلیون نفر است که این تعداد در20 کشور مهم جهان پراکنده شده اند که به ترتیب در امریکا2/1 میلیون نفر، کانادا200 هزار نفر، انگلستان 180 هزار نفر، آلمان 110 هزار نفر، فرانسه 100 هزار نفر، سوئد90 هزار نفر، استرالیا70 هزار نفر، اتریش ، ایتالیا و ترکیه هر کدام 30 هزار نفر، یونان 10 هزار نفر، بلژیک ، نروژ و اسپانیا هر کدام 5 هزار نفر و بقیه در کشورهای مختلف زندگی می کنند. البته تعدادی از هموطنان ما که عمدتا از شهروندان شهرهای مرزی ایران هستند، به کشورهای حاشیه خلیج فارس مهاجرت کرده اند که چون دایما در حال رفت و آمد به آن کشور هستند در این آمار گنجانده نشده اند.آیا آماری از وضعیت تحصیلی ، شغلی و اجتماعی آنها وجود دارد؛البته آمار دقیقی در دست نیست ، اما اکثریت قابل توجهی از مهاجران مقیم امریکا و بعضی از کشورهای اروپایی ، صاحبان سرمایه ، فناوری و موقعیت اجتماعی ویژه هستند. آخرین آماری که اداره آمار ایالات متحده امریکا در سرشماری 10 سال پیش ارائه کرده است ، موید این ادعاست . این آمار نشان می دهد که 46 درصد مهاجران ایرانی دارای مدرک لیسانس و بالاترند )که این عدد در بین شهروندان امریکایی کمتر است (،چهل و دو درصد در رده های بالای علمی و حرفه ای و22 درصد صاحبان شرکتهای بزرگ تجاری ، کارخانه های صنعتی، بیمارستان ، ورزشگاه هستند ضمنامیانگین درآمدمهاجران ایرانی 55 هزار دلار و میانگین درآمد شهروندان امریکایی35 هزار دلار است.علل اصلی جذب نخبگان به مراکز علمی سایر کشورها چیست؛قبل از این که علل مهاجرت تحصیلکردگان را توضیح دهم ، لازم است به این موضوع اشاره کنم که همه انسانها دارای عقاید یکنواخت و دیدگاه های مساوی نیستند، آنچه گفته شد، ناظر بر عموم دانشجویان و دانشگاهیان بود، اما گروه قابل توجهی از آنها همه هم و غمشان ماندن و اصلاح کردن و یا مهاجرت کوتاه و بازگشت به کشور است . تمام دستاوردهای ارزنده ای که در زمینه های مختلف علمی در این چند سال برای کشور ما حاصل شده است ، در واقع نتیجه تلاش همین ستاره های فروزانی است که با همت و اعتقاد والای خود مانده و به وظیفه شرعی و انسانی خود عمل کرده اند.دلایل جذب دانشجویان و دانشگاهیان به کشورهای توسعه یافته ، فقط منحصر به عوامل جذب موجود در آن کشورها نیست ، بلکه یک سلسله عوامل داخلی نیز موجب دفع ایشان می شود که به بعضی از آنها اشاره میکنم:1 - بی توجهی به شان علم و عالم : با این که از نظر تاریخی ، ما کشوری علم دوست و علم پرور بوده ایم ، اما در100 سال اخیر بنا به دلایلی ، بی توجهی به علم و عالم ، جزو فرهنگ عمومی ما شده است . لذا یک عنصر علمی و دانشگاهی ، معمولا مورد توجه خاص قرار نمی گیرد. مثلا متاسفانه چهره هایی که در رسانه ها از آنها تجلیل می شود بیشتر خوانندگان ، هنرپیشه ها و ورزشکارانند که در جای خود شایسته احترام هستند اما به چهره های ماندگار علمی ، استادان و المپیادیها توجه بایسته نمی شود.یکی دیگر از این عوامل ،بی توجهی به رشد کیفی دانشگاه هاست تجهیزات قدیمی ، ابزار غیر استاندارد، به روز نبودن اطلاعات ، تخصیص ندادن بودجه کافی به امر تحقیق و گسترش مدرک گرایی ، بیشترین نارضایتی را برای بهترین دانشجویان به دنبال داشته است.عوامل اقتصادی : تفاوت کیفی زندگی ، امکانات مادی ، میزان درآمد، امنیت و آینده شغلی از جمله عوامل مهم این پدیده است هنگامی که دانشجویی می بیند اگر پس از فارغ التحصیلی ، آن هم در صورت وقوع معجزه ای ! در یک مرکز علمی استخدام شود، در نهایت مانند امروز استادش ، حقوقش کمتر از یک راننده تاکسی خواهد بود، چه دورنمایی از آینده می تواند باعث ماندگاری او شود؛عوامل سیاسی : بی ثباتی سیاسی در کشور، وجود تنش های اجتماعی ، بی ثباتی قوانین و دستورالعمل ها، نبود مصونیت های سیاسی و علمی برای اظهار نظر و تفوق احزاب و باندهای سیاسی بر مراکز علمی ، از دیگر عوامل دفع است.آیا هیچ نهادی در این زمینه مسوولیت دارد و خود را موظف به حل این معضل میداند؛تا به حال این موضوع ملی ، رها شده و هیچ مرکز و نهادی به غیر از بیان موضوع و ارائه شعار در مورد حل آن به فکر اصلاح و ارائه راههای علمی برای رفع این ضایعه ملی نبوده است . اگر این روند ادامه پیدا کند، ما تا چند سال دیگر، وضعیت بسیار اسفباری خواهیم داشت ؛ مگراین که این دو رویکرد مورد توجه جدی مسوولان قرار گیرد: اول ، تقلیل و تضعیف عوامل دفع و دوم ، نگاه جدید از زاویه ای متفاوت به این پدیده که آن را توضیح دادم.در غیر این صورت تمام سرمایه گذاری های انجام شده بر روی فارغ التحصیلان نخبه )از مقطع ابتدایی تا کارشناسی ارشد( که میلیون ها تومان هزینه است ، هدر رفته است و از همه مهمتر نظام مدیریتی کشور قادر به طراحی و برنامه ریزی در مدیریت منابع انسانی نخواهد بود. به عبارت دیگر، هر سال تعدادی از دانشجویان به صورت آزاد و تعدادی به صورت بورسیه دولت ، برای تکمیل تحصیلات عالی به خارج از کشور اعزام می شوند، اما نظام اداری نمی تواند محاسبه کند که چه تعداد از آنها بر می گردند تا در مورد جایابی آنها برنامه ریزی کند.چه راهکارهایی را برای حل این مساله ارائه می کنید؛کارهای متعددی از جمله : اولا این معضل به عنوان یک پدیده ملی مورد توجه قرار گیرد و دولت ، مجلس ، رسانه ها و همگانی نسبت به حل آن ، عزم ملی خود را به کار گیرند.ثانیا ثبات و آرامش سیاسی که زمینه ساز اصلی حل مشکلات کشور است ، در راس توجه مسوولان قرار گیرد و توجه داشته باشند، بهترین ماهیها در آب گل آلود به تور دام گستران خواهند افتاد.ثالثا احترام و توجه ویژه به علم و عالم و دانش و خلاقیت ، در صدر کلیه برنامه های مسوولان و رسانه های عمومی قرار گیرد؛ همان طور که برنامه های اخیر صداوسیما، حاکی از توجه ویژه به این موضوع است و بویژه علاوه بر دعوت و طرح شخصیت های علمی به برگزاری همایش چهره های ماندگار اشاره کنم ، هر چند خوب است شخصیت های علمی جوانتر نیز مورد توجه قرار گیرند.رابعا وضع دانشگاه ها و بودجه های تحقیقاتی مورد تجدید نظر قرار گیرد و از همه مهمتر، امکانات ویژه ای برای افراد خاص در نظر گرفته شود. توزیع امکانات علی السویه ، اگر در هر زمینه ای مساوی عدالت باشد، در حوزه علم و هنر و اندیشه که موضوع نخبه پروری در ماهیت آن تعریف شده است ، عین عدالت نیست.خامسا برقراری ارتباط عاطفی مستمر با همه کسانی که برای ادامه تحصیل به کشورهای غربی می روند؛ به گونه ای که در تمام دوران تحصیل احساس کنند، دولت و کشورشان برای ورود آنها لحظه شماری می کنند و برایشان احترام ویژه ای قائلند.بر این نکته هم تاکید می کنیم که تقاضا برای مغزها به صورت فوق العاده ای وجود دارد؛ کشورهای عضو اتحادیه اروپاپیش بینی کرده اند که تا سال دوهزار و بیست نیازمند هشتاد میلیون نفر نیروی کار و اندیشه هستند و طبیعی است مقدماتی فراهم کنند تا سالی چهار میلیون نفر نیروی نخبه را به کشورهای خود جذب کنند. اگر ما دست روی دست بگذاریم و فقط نظاره گر باشیم ، یقینا درصد قابل توجهی از این 4 میلیون نفر در سال ، از کشور ما خواهند بود. چندی پیش خبر خبرگزاری آناتولی ترکیه واقعیت وحشتناکی را به ما گوشزد کرد که اگر مانند همیشه روی خود را از این واقعیات برگردانیم و به جای حل مساله ، صورت مساله را پاک کنیم، وضع از این هم بدتر خواهد شد.این خبرگزاری گزارش داد که طی 11 ماه اول سال 2001 ، دقیقا4735 نفر از دفتر کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل در ترکیه ، تقاضای پناهندگی به کشورهای مختلف کرده اند که از این تعداد3185 نفر از ایران و در مرتبه های بعدی ،922 نفر از عراق ،403 نفر از افغانستان ،39 نفر از چین و186 نفر از سایر کشورها بودهz اند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها