مروری بر چگونگی قتل منشی یک دندانپزشک

نظافتچی به دنبال طلاهای معصومه بود

معصومه می‌خواست به نظافتچی مطبی که در آن کار می‌کرد، لطف کند. او بدون خبر دادن به شرکت خدماتی که سعید در آن کار می‌کرد، به خود او زنگ زد تا سعید بتواند همه دستمزد را برای خودش نگه دارد. اما ناگهان همه چیز برعکس شد. برق طلاهای معصومه، چشمان سعید را که تا چند روز پیش کارگر خوب و خوش اخلاق و کاری بود، گرفت. او خواست طلاهای دختر را بردارد اما معصومه مقاومت کرد و سعید برای این‌که سر و صدایی به بیرون درز نکند، او را با روسری‌اش خفه کرد.
کد خبر: ۴۱۴۳۴۷

از آنجا که معصومه، منشی مطب دندانپزشکی بود و آن زمان تنها بود، چند ساعتی طول کشید تا جسدش کشف شود. اما بعد کارآگاهان با مراجعه به شرکتی که معمولا برای مطب، نظافتچی می‌فرستاد، توانستند رد سعید را بگیرند. او در بازپرسی‌های اولیه به قتل اعتراف کرد اما گفت نمی‌خواسته کسی را بکشد. بلکه می‌خواسته طلاها و پول معصومه را بردارد.

او کارت بانک معصومه را برمی‌دارد و 150 هزار تومان از حسابش برداشت می‌کند. سعید 37ساله، از همسرش جدا شده و دارای سوابقی چون روابط نامشروع، مشارکت در سرقت اتومبیل، سرقت و جعل حواله، صدور چک بلامحل، تحصیل مال از طریق نامشروع، جعل و استفاده از سند مجعول است. تحقیقات کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی درخصوص سایر موارد در این پرونده کماکان ادامه دارد.

فهیمه اسدی/ وکیل

بررسی پرونده‌های قتل بستگی زیادی به جزئیاتش دارد و نمی‌شود بسادگی قضاوت قاضی را پیش‌بینی کرد اما اگر فرد می‌گوید من دختر جوان را با روسری خودش خفه کرده‌ام، پس اقدام به فعل داشته است. او گفته قصد قبلی نداشته، اما عمل خشنی که انجام داده باعث کشته شدن دختر جوان شده است. نتیجه عملش این است که جسدی پیدا شده. حال این‌که آیا این فعل کشنده بوده بستگی به تشخیص پزشکی قانونی دارد. پزشکی قانونی باید تشخیص بدهد که مرگ بر اثر چه چیزی اتفاق افتاده که در این مورد به احتمال قریب به یقین علت مرگ، خفگی با روسری اعلام خواهد شد. این نکته را هم باید اضافه کرد که معمولا در قتل عمد هم قاتل نمی‌گوید من عمدا کشتم بلکه ادعا می‌کند که تصادفا کشته و قصدش قتل نبوده. کشنده بودن فعل هم خودش جای بحث دارد. قاضی با بررسی نوع آلت قتاله و توانایی مقتول و شرایط دیگر تشخیص می‌دهد که قتل عمدی بوده یا نه. مثلا اگر مقتول، پیرزن ناتوانی باشد، ممکن است قاضی تشخیص دهد که هل دادن، یک فعل کشنده است و در نتیجه قتل عمد است. یا مثلا اگر قتل با شلیک گلوله شکل بگیرد حتی اگر به پا هم بزند، جای تامل دارد و نمی‌توان گفت قصد کشتن نداشته. این پرونده‌ها بسیار پیچیده هستند و باید ساعت‌ها صرف جمع‌آوری و بررسی جزئیات کرد، اما در مورد این پرونده به نظر می‌رسد فعل کشنده محرز و قاتل به قصاص محکوم شود.

به طور کلی مجازات قتل عمد در قوانین مجازات اسلامی قصاص است. یعنی اگر کسی به عمد و از روی قصد و غرض کس دیگری را به قتل برساند، به اعدام با طناب دار محکوم می‌شود. از آنجا که دیه زن و مرد برابر نیست و دیه زن نصف دیه مرد است، چنانچه یک زن توسط یک مرد به قتل برسد، خانواده مقتول باید نیمی از دیه کامل یک مرد را بپردازند تا قاتل قصاص شود. در غیر این صورت در زندان خواهد ماند تا تکلیفش مشخص شود. تا زمانی که خانواده مقتول رضایت بدهند یا دیه پرداخت کنند، فرد منتظر و بلاتکلیف خواهد ماند. قانونگذار برای قصاص شرایط خاصی در نظر می‌گیرد که همه چیز باید برابر باشد. برابری در دین، عقل، جنسیت و مسائل دیگر.

در قوانین قتل عمد تنها یک استثنا وجود دارد و آن در صورتی است که قاتل پدر یا جد پدری مقتول باشد. در این شرایط قاتل چون ولی دم است، قصاص نمی‌شود. تنها به پرداخت دیه و حبس محکوم می‌شود.

امان‌الله قرایی مقدم/ جامعه‌شناس

یک مرد تنهای 37 ساله، دارای سوءسابقه کیفری، ساکن یک مسافرخانه در حاشیه تهران، با شرایط مالی بسیار بد. همه این عوامل در ایجاد زمینه بزهکاری موثر است. این مرد تنهاست و از جامعه بریده است. هیچ کس را ندارد، نه همسری و نه فرزندی. همسرش به خاطر کارهای خلافش از او جدا شده. پیشینه کیفری دارد و قبلا مرتکب جرایم متعدد شده. درآمد چندانی ندارد و در حاشیه شهر زندگی می‌کند. جامعه‌شناسان همواره از این سخن گفته‌اند که در حاشیه شهرهای بزرگ، به دلیل این‌که ترس از شناخته شدن وجود ندارد و سرشار از خرده‌فرهنگ‌های مختلف است، وقوع جرم بیشتر است. در شهرهای مهاجرپذیر و در حاشیه شهرها، در مسافرخانه‌ها، اطراف پایانه‌ها و ایستگاه‌های راه‌آهن همیشه وقوع جرم بیشتر است. دلیلش چیزی نیست جز وجود همین خرده‌فرهنگ‌ها و نبود ترس از شناخته شدن. کسی که در شهرش همه او را می‌شناخته‌اند، حالا به محیطی آمده که کسی او را نمی‌شناسد. خود‌کنترلی‌اش پایین می‌آید. دیگر جلوی خودش را نمی‌گیرد، چون از آبروی خود نمی‌ترسد.

معمولا این گونه افراد، تحصیلات کمی هم دارند، اما این آقا مدرک کارشناسی داشته که به خاطر تقلبی که مرتکب شده، شغل خود را از دست داده است. در چنین فردی خودکنترلی و ارزش‌های فرهنگی هم ضعیف می‌شود. او خودش نتوانسته کنترل رفتار خود را به دست بگیرد. خودش گفته که با دیدن طلاهای زن جوان وسوسه شده.

از سوی دیگر، نباید نبود شغلی ثابت و درآمدی مکفی را نادیده گرفت. این فرد در عین این‌که خود را بریده از دنیا می‌بیند، نیاز مالی شدیدی هم دارد. در نهایت 150 هزار تومان از حساب برداشت کرده، یعنی به خاطر 150 هزار تومان و چند تکه طلا آدم کشته است. سوال می‌شود که چطور ممکن است کسی به خاطر مبلغی اندک دست به آدم‌کشی بزند؟ پاسخ استیصال است. زمانی که فرد دست به کار خلافی می‌زند، زمانی که مستاصل است و نمی‌داند چه کار باید بکند، دیگر عقلش درست کار نمی‌کند و به عواقب کار خود نمی‌اندیشد. فکرش در لحظه اسیر می‌شود، با خود می‌گوید با برداشتن این پول بخشی از مشکلاتم را حل می‌کنم. درماندگی، بی کسی و بریدن از زندگی باعث شده که این فرد بدون این‌که از قبل نقشه‌ای کشیده باشد، قاتل بشود و زندگی‌اش تباه شود.

حسین شاملو/ قاضی دادگستری

یکی از مواردی که موجب وقوع قتل می‌شود، انگیزه سرقت است. در چنین مواردی، صاحب کار بدون این‌که چارچوب و ضوابطی را در نظر بگیرد، از افرادی که شناختی از آنها ندارد، درخواست می‌کند برای کار به منزل یا محل کار او بروند.

آیا پیشینه این افراد مشخص است؟ مشخص است از کجا آمده‌اند، اهل کجا هستند و در گذشته چه کارهایی کرده‌اند؟ این افراد بدون این‌که در مورد قابل اعتماد بودن اشخاص کنجکاو شوند، گول ظاهر و رفتار مودبانه آنها را می‌خورند. بسیاری از این افراد که در نهایت مرتکب قتل شده‌اند، قصد قبلی نداشته‌اند.

آنها وارد خانه‌ای می‌شوند و می‌بینند که یک زوج مسن یا زنی تنها در خانه است، پول و طلا وسوسه‌شان می‌کند و مرتکب قتل می‌شوند. پرونده‌های بسیاری داریم که قتل به این کیفیت واقع شده و تنها با دقت بیشتر می‌شد جلوی وقوع این اتفاقات را گرفت.

باید به افرادی که نیاز به کارگر و نظافتچی دارند، توصیه کنیم که از افراد شناس استفاده کنند. کسی را به خانه خود راه دهند که چند نفر او را تایید کرده باشند، یا از شرکت‌هایی درخواست کارگر کنند که شرکت‌های خوشنامی هستند و چندین نفر این شرکت‌ها را تایید کرده باشند. به تناسب سن و سال خود و جنسیت خود کارگر بخواهند.

هیچ وقت یک خانم تنها یک کارگر مرد نخواهد. همچنین کار متناسب با توانایی‌های روحی و جسمی از کارگر بخواهند. سعی کنند زمانی که کارگر در خانه یا محل کار خود می‌آورند، تنها نباشند یا دست‌کم افرادی را در جریان کار قرار دهند.

اما در مورد شرکت‌های خدماتی نیاز به بررسی بیشتری هست. چرا که تنها داشتن پروانه ثبت برای این شرکت‌ها کافی نیست. این شرکت‌ها زیر نظر ارگان خاصی نیستند و درجه‌بندی نشده‌اند. در حالی که این شرکت‌ها باید تحت نظارت دقیق قرار بگیرند و موظف شوند کسانی را که استخدام می‌کنند، مورد معاینه و درمان‌های پزشکی و روانپزشکی قرار دهند. به افرادی کار دهند که دارای پیشینه کیفری نباشند. متاسفانه بیشتر این شرکت‌ها به هر کسی کار می‌دهند تا صرفا سود بیشتری عایدشان شود و پیشینه و وضعیت کارگران برایشان مهم نیست. برای این شرکت‌ها باید آیین‌نامه خاصی تدوین شود که شرکت‌ها را ملزم به رعایت ضوابط کند؛ به گونه‌ای که در صورت پیش آمدن مشکل، این شرکت‌ها پاسخگو باشند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها