حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
***
سالها از آن زمان گذشته. دیگر نشانی از گرمابه پارس باقی نمانده. کسی نمیداند زهرا خانم کجاست و چه میکند. حمامهای سنتی کاربری خود را از دست دادهاند؛ یا به پاساژ و آپارتمانهای چندطبقه تبدیل شدهاند یا به مخروبهای برای آمد و رفت معتادان. آنها هم که هنوزسرپا هستند و به فعالیت خود ادامه میدهند مکانی شدهاند برای استحمام کارگران فصلی. دیگر کسی حمام عروسی نمیرود و مراسم ختنهسوران و حمام زایمان خود را در گرمابههای بیرون برگزار نمیکند.
آنگونه که احمد وکیلیان، مردمشناس میگوید: «روزگاری دختران اصفهانی، شبهای چهارشنبه، برای بازشدن بخت و اقبال خود به حمام شیخ بهایی میرفتند و با جام «چهل کلید»، آب بر سر و روی خود میریختند. جام چهل کلید، جام کوچک مسی یا برنجینی بود که آیات قرآن را روی و درون آن، حک کرده بودند. شیرازیها هم به سعدیه میرفتند و با همان جام، از آبی که در حوض سعدیه بود بر سر و روی خود میریختند. با آب دباغخانهها هم بختگشایی میکردند. دختران در رشت و تهران، شبهای چهارشنبهسوری به دباغخانهها میرفتند و جرعهای آب از هفت چاه دباغخانه بر سر خود میریختند. رسمی که امروز بسیار کمرنگ شده است.»
روزگاری حمام رفتن، آداب و تشریفات خاص خود را داشت. از حمام بزرگ برای شستوشو و کیسه کشیدن و از حمام کوچک برای غسل کردن و حمام «توآبی» (اصطلاحی است برای حمام رفتن بدون شستشو و چرک کردن و تنها به نیت غسل) استفاده میکردند. بسیاری از حمامهای قدیم، بویژه در ماه رمضان، نیمی از روز مردانه و نیمی دیگر زنانه بود؛ هنوز هم در بعضی از شهرهای کوچک و روستاها این قاعده برقرار و حمامها، زنانه و مردانه است. برای نمونه میتوان به حمام روستای رودخانه سبزوار و روستای فرنق خمین اشاره کرد.
وکیلیان میگوید: «روستای رودخانه، تنها یک حمام دارد که یک هفته پیش از ماه رمضان برای تعمیر و نظافت تعطیل میشود و 2 روز مانده به ماه رمضان، کار خود را از سر میگیرد. کدخدای ده به پشتبام حمام یا بالای تون میرود و با صدای بلند چند مرتبه جار میکشد: «آهای مومنین، حمام باز شده است» اهالی با شنیدن صدای کدخدا، خود را برای حمام رفتن آماده میکنند.»
مدیرمسوول و سردبیر فصلنامه پژوهشی «فرهنگ مردم» با اشاره به گرمابههای روستای فرنق خمین هم میگوید: «2 حمام خزینه در این روستا وجود دارد که به حمام قلعه بالا و قلعهپایین معروف هستند. گرمابههایی که هر روز، از اذان صبح تا ساعتی بعد از طلوع آفتاب به مردها و پسران و از یک ساعت بعد از طلوع آفتاب تا 4 بعدازظهر به زنها تعلق دارند. اما در ماه رمضان ساعت کار حمامها تغییر میکند بهگونهای که از سحر تا طلوع آفتاب، مردان و از تیغ آفتاب تا 3 بعدازظهر زنان به گرمابه فرنق میروند. حمام از 3 تا 6 بعدازظهر بار دیگر به مردان و از آن زمان تا10شب به زنان، اختصاص مییابد.»
حمامهای عمومی، پیش از عید نوروز و ماه رمضان، شلوغتر از هر زمان دیگری بودهاند. مردم در واپسین روزهای ماه شعبان به حمام میرفتند تا برای ماه رمضان کمتر به حمام نیاز داشته باشند. چراکه باورشان براین بود اگر هنگام روزهداری به حمام بروند و زیاد معطل شوند، روزهشان دچار اشکال میشود. به همین خاطر در این ماه یا از استحمامهای طولانی پرهیز میکردند یا شب به حمام میرفتند تا روزه آنها با مشکل روبهرو نشود. از اینرو، کار اغلب حمامها شبانهروزی میشد و مشتری حمامها در شب بیشتر بود.
حمامهای تاریخی در آستانه تخریب
امروز حمامهای تاریخی بر سر دوراهی تخریب و تغییر کاربری ماندهاند. تعداد بسیاری از آنها از بین رفته و تعداد اندک و شاخصی همچون حمام وکیل در کرمان و شیراز به موزه و کتابخانه و چایخانه، تغییر کاربری داده و ماهیت اصلی خود را بهعنوان حمام از دست دادهاند. در حالی که یکروز حمامها تنها مکانی برای شستشو نبود، بلکه جایی بود تا مردم دور هم جمع شوند، با یکدیگر صحبت کنند و از حال و روز یکدیگر بیخبر نمانند.
تغییر کاربری حمامهای سنتی و تاریخی، هرچند به دوام و بقای فیزیکی آن میانجامد اما موجب از بینرفتن جنبههای غیرملموس و ارزشهای مردمشناسانه این مکانهای تاریخی ـ سنتی میشود. هر چند تعدادی از این حمامها، مانند حمام گنجعلیخان در کرمان را به موزه مردمشناسی تبدیل کرده و بخشی از آداب و رسوم مردم به هنگام حمام رفتن را به نمایش گذاشتهاند، اما نمونههای اینچنینی به قدری انگشتشمار است که به چشم نمیآید.
بعضی کارشناسان میراث فرهنگی مثل فرهاد تهرانی معتقدند میتوان حمامهای تاریخی را به سونا و حمامهای مدرن امروزی تبدیل کرد چراکه ساروج و ملاتهای آهکی که در این حمامها بهکاررفته، ایستایی و مقاومت زیادی در برابر رطوبت دارد و موجب میشود به بنا و پیرامون آن آسیبی نرسد. به همین دلیل حمامهایی که مورد استفاده قرار نمیگیرند بعد از مدتی به دلیل نبود آب و رطوبت، شروع به فرسایش و فرو ریختن میکنند.
همچنین حمامهای قدیمی از لحاظ طرح و فضا و ارزشهای تاریخی و مردمشناسانه قادر به جذب گردشگر هستند و میتوانند از دانش و فرهنگ ایرانیان سخن بگویند و بخشی از آداب و رسوم مردم را به گردشگران منتقل کنند، اما متولیان میراث فرهنگی و گردشگری، آنچنان که باید و شاید به این اماکن توجه نمیکنند. از اینروست که حمامهای تاریخی، مهجور مانده و فراموش شدهاند.
حمامهای ایرانی، زیباتر از نمونههای مشابه خود در ترکیه هستند، در استانبول و شهرهای دیگر این کشور، از حمام به عنوان یک جاذبه توریستی استفاده میکنند و ضمن مراقبت از بدنه فیزیکی و فضای مادی آن به حفاظت از روح حمام و بخشهای معنوی آن نیز میپردازند.
آنچه مسلم است این که امروز گرمابههای سنتی، چون قهوهخانهها، کارکرد خود را از دست دادهاند. چراکه در بسیاری از خانهها، فضایی هرچند کوچک را به حمام اختصاص دادهاند. اما آنچه اهمیت دارد اینکه باید آداب و رسوم مرتبط با گرمابهها، گردآوری و حفظ شود تا مردم با اماکنی که یک روز، پایگاههایی قوی به لحاظ اجتماعی و اطلاعرسانی بودهاند، آشنا شوند.
این آشنایی میتواند آنها را به سوی این مکانها بکشاند و باز هم حمامها جایی شوند برای رفتن و آمدن و آشنا شدن.
زهره نیلی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....