بن‌لادن روابط آمریکا و پاکستان را به هم ریخت

اعلام مرگ بن‌لادن از سوی باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا سوالات متعددی را درباره سلامت مناسبات میان پاکستان و آمریکا به وجود آورده است. به نظر می‌رسد مقامات پاکستان در ردیابی مکان اختفای بن‌لادن به ارتش آمریکا کمک کرده‌اند، موضوعی که از سوی باراک اوباما نیز تایید شد، اما مشخص نیست آیا مقامات پاکستان در طراحی و اجرای این ماموریت نیز مشارکت داشته‌اند یا نه؟ اگر پاسخ به این پرسش منفی باشد می‌توان گفت این مساله نمونه‌ای دیگر از شکاف و دیوار بی‌اعتمادی میان پاکستان و آمریکاست و بوضوح از ناتوانی پاکستان در محافظت از حریم هوایی خود حکایت دارد، امری که می‌تواند به جایگاه دولت پاکستان نزد افکار عمومی این کشور آسیب وارد کند. در ایالات متحده نیز مرگ بن‌لادن و نزدیکی مخفیگاه او به پادگان ارتش و دانشگاه نظامی ابهامات و پرسش‌های فراوانی ایجاد کرده است.
کد خبر: ۴۰۲۸۳۷

در واقع، محل اختفای بن‌لادن به نوعی بیانگر وجود نوعی رابطه میان او و ارتش پاکستان است. البته نزدیکی مخفیگاه بن‌لادن به پایگاه نظامی پاکستان به خودی خود اتهامی را متوجه ارتش پاکستان نمی‌کند، اما اگر چنانچه ثابت شود مقامات پاکستانی در اختفای بن‌لادن مشارکت داشته‌اند روابط این دو کشور نیز دچار مخاطرات فراوانی خواهد شد. می‌دانیم که روابط میان پاکستان و آمریکا در چند ماه گذشته با مشکلاتی مواجه شده است. روز 17 مارس ژنرال اشفق پرویز کیانی، رئیس ارتش پاکستان حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحده به شمال منطقه قبیله‌نشین وزیرستان را محکوم کرد. دراین حملات 41 غیرنظامی جان خود را از دست دادند. کیانی در مصاحبه خود همچنین اعلام کرد چنین حملاتی علیه مردم پاکستان تحت هر شرایطی غیرقابل تحمل و غیرقابل توجیه است. وی به مقامات ایالات متحده هشدار داد ممکن است پاکستان این هواپیماها را در خاک خود سرنگون کند. در اواسط ماه آوریل نیز سرتیپ احمد شجاع پاشا، رئیس سازمان اطلاعات پاکستان با لئون پانتا، رئیس سازمان سیا ملاقات کرد و طی آن خواستار کنترل بیشتر از سوی ایالات متحده بر اجرای برنامه‌های این کشور در پاکستان شد. البته هنوز در مورد پافشاری پاشا نسبت به امضای موافقتنامه‌ای برای محدود شدن فعالیت‌های آمریکا در پاکستان یا توافقنامه‌ای در مورد همکاری طرفین اطلاعات دقیقی در اختیار رسانه‌ها قرار نگرفته است.

عوامل اختلاف‌برانگیز

البته باید گفت این اختلافات در زمان نامناسبی به وجود آمده است. ایالات متحده پیش از اجرای برنامه خروج نیروهای این کشور در ماه جولای به همکاری پاکستان برای تثبیت شرایط و اوضاع امنیتی در افغانستان نیاز دارد. علاوه بر این، بدون همکاری پاکستان از بین بردن پایگاه‌های امن طالبان در شمال غربی وزیرستان یا استفاده از مناطق مرزی پاکستان و افغانستان برای اعزام نیرو به افغانستان غیرممکن خواهد بود.

از سوی دیگر، پاکستان نیز به کمک‌های مالی ایالات متحده نیازمند است و صندوق حمایت ائتلاف ـ‌ که پس از 11 سپتامبر از سوی ایالات متحده برای کمک به متحدان خود در راستای جنگ علیه تروریسم تشکیل شده بود ـ‌ هنوز هم بخش عمده‌ای از بودجه ارتش پاکستان را تامین می‌کند. در واقع از زمان تشکیل این صندوق ارتش پاکستان 9 میلیارد دلار دریافت کرده است و همچنین از سال 2001 به این سو، ایالات متحده 13 میلیارد دلار کمک نظامی و 6/6 میلیارد دلار کمک اقتصادی در اختیار پاکستان قرار داده است. با این حال، افکار عمومی پاکستان معتقد است ارتش این کشور به یک ارتش مزدور تبدیل شده است و ایالات متحده با این کشور به عنوان یک دولت دست نشانده و نه متحد می‌نگرد. همان گونه که از اظهارات کیانی مشخص است حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در خاک پاکستان موجب عصبانیت ارتش و مردم پاکستان شده است، اما هنوز مشخص نیست آیا پاکستان واقعا می‌خواهد یا می‌تواند از همکاری با ایالات متحده سرباز بزند.

در سال‌های گذشته آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور و یوسف رضا گیلانی، نخست‌وزیر پاکستان با محکوم کردن حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحده موجب شکل‌گیری احساسات ضدآمریکایی میان مردم پاکستان شدند. مقامات دولتی پاکستان این حملات را نقض حاکمیت ملی خود می‌دانند. (پیش از این پرویز مشرف نیز برای
محکوم کردن این حملات از همین راهبرد استفاده می‌کرد.) با این حال، سایت ویکی‌لیکس نوامبر2010 افشاکرد که دولت زرداری در اجرای برنامه‌های سیا با این سازمان همکاری می‌کند. هم‌اکنون مقامات پاکستانی در وضعیت نسبتا دشواری قرار گرفته‌اند. آنها خواستار استمرار حملات آمریکا به طالبان پاکستان هستند، چرا که وجود آنها را تهدیدی برای تداوم حکومت خود می‌دانند، اما در عین حال نمی‌خواهند ازاین حملات به طور علنی حمایت کنند. بدون شک افشای نقش پاکستان در دستگیری و مرگ بن‌لادن تنها موجب افزایش احساسات ضددولتی مردم این کشور خواهد شد. البته در این میان، دولت پاکستان نیز خواستار بهبود مناسبات کلی با ایالات متحده است. جایگاه زرداری وگیلانی متزلزل و نامطمئن است و آنها برای تداوم حکومت خود نیازمند حمایت ایالات متحده هستند. با این حال، زرداری در مارس 2011 در تلاش برای از سرگیری گفت‌وگوهای راهبردی میان پاکستان و ایالات متحده وزیر خارجه خود را به واشنگتن فرستاد. زرداری امیدوار است با آغاز این گفت‌وگوها بتواند ارتش پاکستان وحکومت غیرنظامی این کشور را به دولت ایالات متحده نزدیک کند و از این طریق روابط نظامی سیاسی و اقتصادی 2 کشور را بهبود ببخشد.

نکته: ترور بن لادن در خاک پاکستان از ناتوانی این کشور در محافظت از حریم هوایی خود حکایت دارد، امری که می‌تواند به جایگاه دولت پاکستان نزد افکار عمومی این کشور آسیب وارد کند و روابط پاکستان با آمریکا را تحت‌الشعاع قرار دهد

اما طرح‌های حکومت غیرنظامی پاکستان برای ایجاد آشتی میان 2 کشور در حال شکست است و گفت‌وگوی راهبردی نیز دچار وقفه شده است. نشستی که برای بهار 2011 درنظر گرفته شده بود پس از حملات اخیر هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحده برای مدت نامعلومی به تعویق افتاد. مارک گراسمن، نماینده ویژه ایالات متحده در افغانستان و پاکستان نیز درصدد ترمیم روابط پاکستان و ایالات متحده است، هر چند حوزه اختیارات او در مقایسه با ریچارد هالبروک، نماینده پیشین آمریکا کمتر است و عمدتا حوزه اقتصاد را در بر می‌گیرد. علاوه بر این مواضع ارتش پاکستان در مورد لایحه اخیر گری ـ‌ لوگار نیز حائز اهمیت بود. در این لایحه پیشنهاد 3 برابر شدن کمک‌های آمریکا به دولت پاکستان و محدود شدن کمک‌های نظامی به ارتش این کشور مطرح شده بود. ارتش پاکستان مفاد این لایحه را مورد انتقاد قرار داد و از دولت این کشور خواست این لایحه را محکوم کند. البته ایالات متحده پس از آن، شرایط و مفاد مندرج در لایحه را تا حدودی تغییر داد و دست ارتش پاکستان را در انجام اقدامات آتی خود باز گذاشت، اقدامی که موجب نگرانی بیش از پیش دولت گیلانی شد.

نیازهای متقابل

ارتش و مقامات اطلاعاتی پاکستان نیز به سهم خود در دوری از ایالات متحده و استقلال خود کاملا با یکدیگر موافق و همراه هستند. آنها بر این باورند که پاکستان به دلیل موقعیت راهبردی خود از اهرم قدرت بیشتری برای انجام عملیات‌های ضدخرابکارانه برخوردار است؛ هرچند پاکستانی‌ها معتقدند کمک‌های ایالات متحده به این کشور با اهمیت بوده است، اما کمک سایر کشورها به مراتب بیشتر از کمک‌های مالی آمریکا بوده است.وجود نوعی حس خودبسندگی در میان مقامات پاکستان موجب شده آنها در مذاکرات خود با ایالات متحده برای خود نقش فوق‌العاده زیادی قائل شوند. بدون شک، اقتصاد پاکستان بدون کمک‌های ایالات متحده و سایر نهادهای مالی بین‌المللی از هم فروخواهد پاشید و ارتش پاکستان نیز با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو خواهد شد. بنابراین، ارتش نیز تمایل چندانی برای از دست دادن حمایت‌های آمریکا ندارد و البته در عین حال معتقد است آمریکا دست به چنین اقدامی نخواهد زد. در حقیقت، هرچند در لایحه‌گری ـ لوگار کمک 5/1 میلیارد دلاری به پاکستان در یک بازه زمانی 5 ساله در نظر گرفته شده است، اما ایالات متحده تعهد چندانی به پرداخت آن ندارد. به عنوان مثال، در اواخر سال جاری زمانی که کنگره بودجه سال 2012 را مورد بررسی قرارمی دهد می‌تواند به جای پرداخت پول به ارتش پاکستان گزینه‌های دیگری را مورد توجه قرار دهد.

درحقیقت، ایالات متحده درصدد اعمال فشار سیاسی و نظامی بیشتر بر پاکستان است تا این کشور اقدامات بیشتری را بر ضد مواضع طالبان در خاک خود انجام دهد. البته این خواسته کاملا اشتباه است. اعمال فشار بر دولت پاکستان چندان کارساز نیست، زیرا مقامات دولتی در موقعیتی نیستند که بتوانند بر سیاست‌های جاری این کشور تسلط داشته باشند. اعمال فشار به نظامیان پاکستان نیز نمی‌تواند موثر واقع شود، زیرا این اقدام می‌تواند موجب هرچه بیشتر شدن مقاومت ارتش شود و در نهایت آنها را به این نتیجه برساند که منافع منطقه‌ای آنها در اتحاد با شورشیان تامین می‌شود و به این ترتیب می‌توانند مانع نقش‌آفرینی بیشتر هند در افغانستان شوند. واشنگتن به جای اعلام علنی خواسته‌های خود از پاکستان باید همکاری بیشتری با این کشور برای کنترل شورشیان انجام دهد. هرچند سازمان سیا عملیات‌های متعددی را در پاکستان انجام می‌دهد، اما به نظر می‌رسد تمایل چندانی به تبادل اطلاعات با دولت و ارتش پاکستان ندارد. در مورد جنجال اخیر پیرامون پرونده رایموند دیویس ـ‌ یکی از پیمانکاران سازمان سیا که در لاهور 2 پاکستانی را به ضرب گلوله کشته بود ـ‌ نیز به نظر می‌رسد دیپلمات‌های آمریکایی نسبت به اقدامات سیا در پاکستان کاملا اشراف داشته‌اند. در چنین فضای بی‌اعتمادی، دوطرف محاسبات نادرستی نیز از شرایط موجود دارند. اگرچه ارتش 2 کشور در تربیت نیروی نظامی و انجام مانورهای مشترک تا حدودی با یکدیگر همکاری می‌کنند، اما بهبود بیشتر مناسبات میان 2 کشور تنها به مشارکت ارتش پاکستان در برخی تصمیم‌گیری‌های راهبردی بویژه در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با حملات هواپیماهای بدون سرنشین بستگی دارد. هرچند این امر تا حدودی زیادی غیرقابل تحقق باشد، اما گزینه‌ای قابل بررسی است.

احتمال افزایش شکاف و اختلاف میان پاکستان و ایالات متحده نیز همچنان وجود دارد. اقتصاد و جامعه پاکستان در وضعیت نابسامانی قرار دارد. خشونت‌های قومی و قبیله‌ای رو به افزایش گذاشته و تورم و کمبود برق و غذا بسیار گسترده است. نرخ بیکاری نیز در حال افزایش است و افزایش جمعیت جوان این کشور نیز از روزهای سخت پیش روی مقامات پاکستانی حکایت می‌کند. وجود اختلاف میان این دو کشور علاوه بر این‌ که مانع بهبود شرایط امنیتی در افغانستان و افزایش فعالیت شورشیان این کشور می‌شود همچنین می‌تواند موجب وخیم‌تر شدن شرایط نامناسب کنونی شود.

فارین افرز / مترجم: علیرضا ثمودی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها