حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
رندان در پای کوه قرار گرفته است و درختانش چنان به شکوفه نشستهاند که این روزها، وقتی از دور به آنها نگاه میکنی، به نظرت میآید برفی سپید و صورتی، روی شاخهها را پوشانده است. اهالی این روستا روزگارشان را بیشتر با باغداری و دامداری میگذرانند و روستا با باغهایی پر از درختان سیب، هلو، گیلاس و آلبالو احاطه شده است. این روستا تا آنجا که ما میدانیم ابنیه تاریخی معروفی ندارد، اما دلیل این که ما به شما پیشنهاد میکنیم، بکر بودن روستاست. گرچه چند سالی است در سایتهای اینترنتی، آگهیهایی منتشر میشوند که نشان میدهند کسانی، زمینهای روستا را به حراج گذاشتهاند و بزودی پای ویلاسازها به آنجا باز میشود، این روستا هنوز به سرنوشت خیلی از روستاهای شمال کشور گرفتار نشده است، آنجا هنوز بافت سنتیاش را حفظ کرده و کوچه پس کوچههایش از رفت و آمد غریبههای شهری شلوغ نشدهاند، نه کسی بنفشهها وآویشنها و ختمیهایش را لگدمال کرده است و نه چنارها و زبانگنجشکهای بلند را به بهانه ویلاسازی بریدهاند. روستای رندان، هنوز بکر و معصوم است و همین ویژگی است که باعث میشود به شما نشانیاش را بدهیم تا کنار آبشار مغرورش دمی بیاسایید و صبحانهای بخورید. برای سفر به رندان از تهران، باید ابتدا به سمت امامزاده داوود برانید و سولقان را که رد کردید پس از طی فاصله کوتاهی، تابلویی کنار یکی از جادههای فرعی به چشمتان میخورد که شما را به سمت روستا هدایت میکند. یادتان باشد به سوداگران زمین، نشانی رندان را ندهید و به قول دوستداران محیطزیست طوری واردش شوید و از آن بازدید کنید که وقت رفتن به نظر بیاید هرگز آنجا نبودهاید!
علی یوشیزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....