حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدصمصامالدین قوامی، مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی به بررسی این مسائل پرداختیم.
«مدیریت از منظر کتاب و سنت» که سال 82 به عنوان کتاب سال برگزیده شد، «نظریه خدمت» و «فقهالاداره» از جمله مهمترین آثار اوست. همچنین دکتر قوامی، صاحب امتیاز و مدیرمسوول فصلنامه مدیریت در اسلام و مدیریت در خانواده است.
مسأله غیبت امام زمان و ظهور ایشان همواره از بحثهایی بوده که در جوامع اسلامی رواج داشته است. این مباحث در دوره معاصردر چه موقعیتی است؟
بحث درباره زمینهسازی قیام امام مهدی(عج) قبل از انقلاب اسلامی به شکل دیگری بود و حین و بعد از انقلاب اسلامی نگاه دیگری به آن وجود داشته است. قبل از انقلاب اسلامی به عنوان یک امر دور از دسترس و دستنیافتنی بود. بهاییها معتقد بودند بیش از هزار سال غیبت امام زمان(عج) طول کشیده و بهائیت وظیفهای را در این زمینه به دوش گرفته است. آنها قائلند که تا ظلم ایجاد نشود، عدالتی مستقر نخواهد شد. به همین جهت آنها با تشکیل حکومت به هر شکلی که باشد، مخالف بودند، چون اگر تشکیل حکومت منجر به عدالت شود، ظهور امام زمان(عج) را به تأخیر میاندازد، پس اگر آن حکومت تشکیل نشود، بهتر است. بر این اساس انجمن حجتیه تأسیس شد.
با ظهور امام خمینی(ره) و اینکه ولی فقیه نایب امام زمان(عج) است و انقلاب کرده و مردم هم به او میگویند تو نایب امام زمان(عج) هستی، این تحلیلها به هم خورد. امام(ره) هم از مخالفان سرسخت انجمن حجتیه بودند و در بیانیههایشان نیز گاهی به این امر اشاره میکردند. به هر حال حکومتی که در رأسش فقیهی است که مرجع تقلید است و مطیع امر مولاست، خیلی از معادلات را به هم زد. معادلات غربیها را هم به هم زد، چون یک مرد دینی قیام کرده بود و پشتوانه ولیفقیه، امام زمان(عج) بود و تحلیلهای متفاوتی در این ارتباط انجام میشد.
نیت و هدف انجمن حجتیه چه بود؟
انجمن حجتیهایها میگفتند انقلاب اسلامی و مانند آن کار به جایی نمیبرد و فقط خود امام زمان(عج) باید بیایند و تا حضرت نیایند نباید هیچ حکومتی تشکیل داد و نمیتوان عدالت را رعایت کرد و هر کس حکومتی قبل از حکومت امام زمان(عج) برپا کند، پرچم کفر است.
مستحضر هستید که بتازگی یک سیدی با عنوان «ظهور نزدیک است» تهیه و میان مردم توزیع شد. اینها نشانه چیست؟ آیا هر کسی که علاقهمند حضرت است باید دست به چنین کارهایی بزند؟
یکسری برداشتها که انحرافی است از ناحیه مردم سادهلوح مطرح میشود. از سویی نیز ادعاهای امام زمان(عج) بودن نیز توسط افرادی مطرح میشد؛ یعنی عدهای شیاد از این اعتقاد مردم به امام زمان(عج) سوء استفاده میکنند و ادعای ارتباط با امام زمان(عج) یا ارتباط داشتن با او را دارند، مردم سادهلوح نیز در این زمینه فریب میخورند و آن افراد ادعاکننده نیز طرفدارانی پیدا میکنند که اکنون وزارت اطلاعات با این امام زمانهای جعلی مقابله میکند.
یکسری فعالیتها نیز از سوی دوستان نادان انجام میگیرد. تطبیق دادن احادیث درباره شخصیتهایی که در عصر ظهور هستند با اشخاص معاصر کار صحیحی نیست. یادم هست در طول انقلاب اسلامی بارها سیدخراسانی را مطرح کردهاند که یاری با نام شعیببن صالح دارد. یک موقع میگفتند آیتالله هاشمی رفسنجانی است، بعد گفتند سردار رحیم صفوی است و الان هم عدهای میگویند آقایاحمدینژاد است. میبینید که این مصادیق دائم در حال عوض شدن است و این امر موجب گمراهی مردم میشود. منعی ندارد که رهبر معظم انقلاب (حفظهالله) همان سید خراسانی باشند. اما باید دقت کرد حقانیت رهبری را از قرائن بیشماری اثبات میکنیم و برای اثبات حقانیت ایشان نیازی به تطبیق احادیث به این شکل وجود ندارد. به هر حال گاهی نشانههایی عنوان میشود که بعدا نادرست در میآید؛ مثلا میگویند دجال یا سفیانی در سوریه است. این تطبیق دادنها بعد از اینکه مرتب افراد و مصادیقش تغییر کرد، مردم را از این مطالب ناامید میکند. به نظر میرسد ما به این تطبیق دادنها نیازی نداریم.
آمریکاییها که به عراق حمله کردند و از مردم بازجویی میکردند به دنبال امام زمان(عج) میگشتند و میگفتند مهدی(عج) کجاست و بسیاری افراد میگویند که اساسا حضور اینها در خاورمیانه به معنای جدی گرفتن حضرت مهدی(عج) بوده است.
وجود و حضور امام زمان(عج) قطعی است و این هیاهوها برای سوءاستفاده از این وجود شریف است.
این برداشتها و نگرشها از کجا ناشی میشود؟
در تحلیل صحیحی که میتوان ارائه کرد باید گفت امام زمان(عج) از سال 260 بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع) امامت مؤثر شیعه را به عهده گرفتهاند و در حقیقت ایشان در سایه هستند نه در حاشیه و همه حوادثی که اتفاق میافتد به نظارت و تأیید ایشان است. چگونه میتوان ایشان را همچون شمس در منظومه شمسی ندانست و چگونه میتوان ایشان را در تمام حوادثی که اتفاق میافتد، کنار گذاشت؟ اگر چنین اعتقادی وجود نداشته باشد ظلمی است که به ایشان شده است.
ایشان هستند یا نیستند؟! بله! هستند و طبق احادیث ایشان مراقب و ناظر اعمال ما هستند، «ما درباره شما اهمال نمیکنیم و لحظهای شما را از یاد نمیبریم.» تشرفاتی نزد ایشان بوده و ایشان از برخیها دستگیری کردهاند؛ چه از عوام و چه از خواص، چه علما و چه فقها و... اینها همه از واقعیات است. سکان جهان به دست ایشان است و ایشان صاحب زمان هستند، به همین دلیل است که پیر نمیشوند چون زمان در اختیار ایشان است و نه ایشان در اختیار زمان. ایشان ولی عصر هستند، عصر در اختیار ایشان است، ایشان بر زمان تکویناً ولایت دارند. چنین امامی را از تمام وقایع کنارگذاشتن و منحصر کردن ایشان در آینده، یک ظلم است. امام(ع) برای تمام زمان هاست و اگر یک لحظه نباشد، جهان از هم میپاشد. از معصومین(ع) این حقیقت منعکس شده است «اگر لحظهاى حجت خدا در روى زمین نباشد زمین ساکنان خود را در کام خود فرو مىبرد.»
در روایات مختلف آمده که حضرت به شیخ مفید نامه نوشتند و به ایشان در کارها کمک میکردند و در مورد دیگر بزرگان هم چنین روایاتی وجود دارد؟
قوامی: یادم هست یک موقع میگفتند شعیببنصالح آیتالله هاشمی است، بعد گفتند سردار صفوی است و الان هم عدهای میگویند آقای احمدینژاد است. میبینید که این مصادیق دائم در حال عوض شدن است و این امر موجب گمراهی مردم میشود
بله! چه کسی از سال 260 تا کنون امام جهان است؟ مخاطب زیارت آلیس کیست؟ دعای عهد هر صبح برای کیست؟ دعاهای روز جمعه برای کیست؟ ایشان امامی است که از طرف خداوند مدیریت تمام هستی به عهده اوست. این مطلب برای کسانی که معتقد به حضرت(عج) هستند، امری طبیعی است. کسی که به سیدبن طاووس و بحرالعلوم و شیخ مفید عنایت میکرد، چه کسی بود؟ امام خمینی(ره) هم از همان جنس است. چطور میشود که حرکت مؤثر امام خمینی(ره) با مدیریت ایشان نباشد؟ همچنین این مطلب درباره جانشین امام خمینی(ره) یعنی رهبر معظم انقلاب نیز وجود دارد.
ما در جامعهای زندگی میکنیم که اکثریت مردم در آن مسلمان و شیعهمذهب و معتقد به امام زمان(عج) هستند و در مورد ظهور نیز روایاتی وارد و نشانههایی نقل شده است، اما مسأله مهم تطبیق دادن روایات با اشخاص معاصر است.
به تطبیق دادن چه نیازی است؟ مقام معظم رهبری(حفظهالله) نایب عام امام زمان(عج) هستند. این چیزی است که وجود دارد، امام خمینی(ره) هم نایب عام بودند، شیخ کلینی هم نایب عام بود، خود امام زمان(عج) فرموده است در حوادثی که پیش میآید به راویان احادیث ما مراجعه کنید، آنها حجت هستند. این به معنای این نیست که آن حجت اصلی یعنی خود امام زمان(عج) وجود ندارد، در زیارت آلیس میخوانیم: سلام بر تو در زمانهایی که رکوع میکنی، سجده میکنی، ایستادهای و مینشینی. اینها چیست؟ اینها نشان میدهد که داریم با یک امام زنده حرف میزنیم.
بله! مسأله اساسی این است که امام برای همه مردم جهان امام هستند و حکومت ایشان هم جهانی است.
اینکه امام زمان(عج) را محصور به زمان و مکان میکنیم، خیلی خطرناک است، ایشان متعلق به همه مسلمانان هستند و هرچه از نظر زمان جلوتر برویم، عقل مردم کاملتر میشود و در این صورت از ظالمهای دنیوی نمیترسند. باید آنچه اتفاق میافتد و اتفاق خواهد افتاد را دید، نه اینکه از پیش خودمان نظر دهیم و احادیث را با شخصیتها تطبیق دهیم. همه ارزشها و مشروعیتها به امام زمان(عج) است. مشروعیت خبرگان، حکومت، ولیفقیه و همه به امام زمان(عج) است. زمان غیبت به این معناست که امام(عج) حضور فیزیکی ندارد، یعنی ما ایشان را نمیبینیم اما خود آن حضرت که هست و دارد هدایت را انجام میدهد. زمان غیبت به معنای این نیست که ایشان هیچکاری انجام نمیدهد.
کارشناسان میگویند این احادیثی که در سیدی ظهور نزدیک است نقل شده، بعضا احادیث شکبرانگیز و غیرصحیحی بوده است. نظرتان درباره اعتبار سند این احادیث چیست؟
هر حدیثی که درباره مصداق باشد و ما بخواهیم برایش مصداق پیدا کنیم، دربارهاش مردد هستیم، ولی اگر معیارهای کلی مثلا مرجعیت، نیابت، عام، شرایط نایب، عارفبودن به دین، مطیع امر مولا بودن، مخالفتکردن با هوای نفس و... را بیان میکند اینها چیزهایی است که در احادیث وارد شده و ما بر اساس آن میتوانیم نایب عام را پیدا کنیم.
هر کسی که این ویژگیها را داشت، نایب عام حضرت است، نیازی به اسم بردن و تعیین مصداق برای امور دیگر وجود ندارد.
نایب خاص هم 4 نفر بودهاند که در دوران غیبت صغری نایب ایشان بودند و بعد از آنها هم دیگر نایب خاص نداشتهایم. بعد از آنها فقط نایب عام داشتهایم که شرایطش نیز در احادیث آمده و هر کسی که این شرایط را داشته باشد، نایب عام است. این ادبیات با عقاید ما سازگار است و ادبیات رایجی است و سخنان نامربوط دیگر ناسازگاری با عقاید مسلم ما دارد.
ما باید با امام زمان(عج) حقیقتا مانند یک امام زنده برخورد کنیم تا همه چیز درست شود.
اینکه بگوییم آن حضرت بعداً تأثیرگذار میشوند و تنها در حکومت مهدوی اثرگذار هستند، اهانت به امام(عج) است؛ یعنی تاکنون ایشان در هیچ حکومتی اثرگذار نبودهاند؟ تاریخ بشر سیر تکاملی خود را طی میکند و امام زمان (عج) در این سیر به تربیت علما پرداختهاند.
برخی علما کمتر در حکومت دخیل بودهاند، شیخ بهائی، شیخ محقق کرکی، همچنین برخی علما بیشتر دخیل بودهاند که اصلا مقابل حکومتها میایستادهاند مانند علامه نراقی، تا اینکه به فردی به نام روحالله الموسوی الخمینی(ره) رسید.
اینکه بگوییم پس چرا امام زمان(عج) در انقلاب تأخیر کرد، صحیح نیست چون امامان(ع) همواره از طریق اسباب عمل میکنند. مردم برای چیزی اگر آماده نباشند که نمیشود. آب تا به 100 درجه نرسد که جوش نمیآید! مردم زمانهای گذشته آمادگی انقلابکردن را نداشتند، اما در سال 57 این آمادگی مهیا شد. کما اینکه 30 سال است مردم خاورمیانه آمادگی انقلاب را نداشتند و الان بعد از 30 سال ملتهای خاورمیانه بیدار شدهاند و آمادگی انقلاب را پیدا کردهاند. این پدیده، تغییر نسلهاست و امروز نسل آمادهتری از نسلهای قبلی آمدهاند.
وقتی نسلی انقلاب میکند، چه کسی او را تربیت کرده تا انقلاب کند؟ خود امامزمان(عج) تربیت کردهاند. درست است که ایشان غایب هستند، ولی ناظر و حاضر و مؤثرند و فقط در مقابل چشم مردم نیستند. خیلیها اصلا امام خمینی(ره) را ندیدند، پس چگونه به ایشان اعتقاد دارند؟ میدانستند که در جماران بوده و این انقلاب را ایشان رهبری کرده است، به همین دلیل به او اعتقاد دارند. امام زمان(عج) نیز اگرچه از مقابل دیدگان مردم غایب هستند، ولی در حال هدایت جامعه انسانی هستند. عقاید برخی از اهل سنت این است که امام زمان(عج) هنوز متولد نشده اما بعدها متولد میشود و قیام میکند، اما شیعه میگوید که امام زمان(عج) متولد شده و الان زنده هستند و بعداً قیام میکنند، یعنی شیعه و اهل سنت در قیام کردن آن حضرت موافق هم هستند.
بازتاب منفی پخش این سیدی در رسانههای غربی چگونه بوده است؟
غربیها به دلیل شیطنتهایی که دارند در رسانههای خود درباره این سیدی اظهارنظرهای منفی کردند، اما یکی از بزرگترین اشتباهات این سیدی که حساسیتهای داخلی را برانگیخت، اظهارنظر در این سیدی درباره آقای احمدینژاد است و حتی ممکن است اگر جلوی این سیدی گرفته نشود، به اعتقاد به امام زمان(عج) نیز ضربه بزند و موجب سست شدن اصل و اساس اعتقادات شود.
سید حسین امامی
جام جم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....