بابا مشکلدار!
بار اول که آمد همه فکر میکردند کار تمام شده و کرش برای امضای قرارداد به ایران سفر کرده است. حرفهای این مربی پرتغالی پس از بازدید از امکانات فوتبال ایران هم مزید بر علت شد تا فکر کنیم کار تمام شده، اما مدتی بعد کرش در ایمیلی اعلام کرد که به دلیل مشکلات خانوادگی نمیتواند به ایران بیاید. راستش ما که باورمان نشد. نهتنها ما، بلکه خیلیهای دیگر هم باورشان نشد. مگر میشود یک مربی برای مذاکره به ایران بیاید و آن زمان مشکل خانوادگی نداشته باشد. اما مدتی بعد به یکباره «مشکل خانوادگیدار» شود؟
در ناامیدی بسی امید است
از آنجا که مسوولان فدراسیون فوتبال سخت به این جمله که «در ناامیدی بسی امید است» اعتقاد دارند و از طرفی معتقدند که حرف مرد یکی است، دست از سر کرش برنداشتند و همچنان به مذاکرات ادامه دادند. فدراسیونیها البته چراغ خاموش پیش میرفتند تا کسی از ماجرا بو نبرد. آنقدر مذاکرات ادامه یافت و کرش با سفیر ایران در پرتغال ناهار خورد تا بالاخره نمکگیر شد و روز 15فروردین به ایران آمد و قراردادش را امضا کرد.
تو تنها موفق نمیشوی!
حالا فوتبال ایران شرایط جدیدی را تجربه میکند. باید پذیرفت کرش جزو مربیان بزرگی است که به فوتبال ایران آمده است. سرمربی پیشین رئال مادرید و دستیار آلکس فرگوسن در منچستریونایتد قطعا مربی بزرگی است، اما درد فوتبال ایران فقط مربی بزرگ نیست. مگر ایویچ و بلاژهویچ مربیان کوچکی بودند؟ تجربه نشان داده که اگر ابزار لازم در اختیار یک مربی نباشد نمیتواند موفق شود. امروز همه خوشحالند بابت این که کرش به ایران آمده، اما کمتر کسی به این موضوع توجه میکند که کرش به تنهایی نمیتواند کاری کند. بله؛ ما هم میگوییم که آقای کرش ما را به آرزوهایمان برسان. اما خودمان هم میدانیم این کار به سادگی صورت نمیگیرد. برای موفقیت همه باید دست به دست هم دهیم. اگر امکانات فراهم نباشد و مسائلی نظیر تعامل باشگاهها و تیم ملی نباشد احتمال موفقیت تیم ملی کاهش مییابد.
خیلی خوشتیپی اما...
کرش در اولین نشست مطبوعاتیاش اعلام کرد که وظیفهاش رساندن ایران به جام جهانی 2014 برزیل است و از این موضوع به عنوان رویا و آرزو یاد کرد. او در حالی این جمله را بر زبان آورد که کره و ژاپن سالهاست که از این آرزو گذر کردهاند و برای صعود به جمع 8 تیم برتر جام جهانی برنامهریزی میکنند. شاید کرش قصد داشته توقعات را بالا نبرد و شاید میدانسته که هنوز به خاطر از دست دادن جام جهانی 2010 حسرت میخوریم. با وجود این کرش را آوردهایم تا دیگر صعود به جام جهانی برایمان رویا و آرزو نباشد.
در هر صورت آقای کرش خیلی خوشتیپی و خوب هم صحبت میکنی، اما این را بدان که ما در ایران از تو خواستههای دیگری داریم.
بد بدرقهایم!
معروف است که ما ایرانیها خوش استقبال و بد بدرقه هستیم. یک مربی را با سلاموصلوات میآوریم و به بدترین نحو بدرقه میکنیم. هنوز یادمان نرفته ایویچ و بلاژویچ و برانکو و حتی قطبی چگونه رفتند. هنوز یادمان هست که چگونه این مربیان با استقبال خوب وارد ایران شدند و با بدترین وضعیت کشورمان را ترک کردند.
کاش یک نفر باشد که به کرش این مورد را بگوید. امیدواریم برای یک بار هم که شده این قاعده نقض شود. یعنی میشود؟
محسن اثیمی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....