به عنوان یک نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر که در دانشکدههای هنری نیز تدریس دارید، سطح کیفی گروههای آموزشی تئاتر در دانشگاهها را چگونه ارزیابیمیکنید؟
متاسفانه سطح دانشگاههای هنری خیلی قابل قبول نیست. از دلایل عمده آن میتوان به نامشخص بودن مواد و سرفصلهای آموزشی دانشگاهها اشاره کرد. حتی نحوه جذب مدرسان نیز مشکلاتی دارد. بسیاری از استادان ما افراد خوبی برای انتقال داشتههای هنری خود به دانشجویان نیستند؛ یعنی شاید هنرمندان خوبی باشند اما مدرسان خوبی نیستند.
همه این مطالب باعث شده تا خروجی دانشگاههای ما فارغالتحصیلان دانش نیاموخته و نا بلدی باشند که تنها 4 سال زمان خود را در راهروهای دانشگاهها و کلاسها، به شکلی نادرست گذراندهاند. اما در این بین دانشجویانی هستند که به مدارجی نیز رسیدهاند، البته موفقیت این دسته از دانشجویان تنها به تلاشهای شخصی خودشان بازمیگردد.
امنیت شغلی فارغالتحصیلان دانشگاهها را چطورمیبینید؟
مسلما امنیتی وجود ندارد، زیرا هنرمندانی که از دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند باید کاملا بدون مسیر شناخته شده و مراحل مشخص وارد بازار کار شوند. نتیجه این است که برخی موفق و برخی با شکست مواجه میشوند. اصولا پذیرش این تعداد زیاد دانشجو برای رشته تئاتر در دانشگاهها جای سوال دارد. مگر ما چقدر سالن نمایش یا تولیدات تئاتری در طول سال داریم که بتوانیم همه آنان را جذب کنیم.
منظورتان این است که دانشگاههای ما بیش از نیاز جامعه هنری، هنرمند تولید میکنند؟
بازار کار رشته تئاتر به طور نسبی به اندازه فارغالتحصیلان آن فعال نیست. دانشآموختگان تئاتر در دانشگاههای دولتی و آزاد تهران و شهرستانها بیش از نیاز است. این در حالی است که تئاتر حرفهای کشور به شکل جدی تنها در پایتخت دیده میشود.
البته اکنون دورخیزهایی در حال انجام است که این تمرکز شکسته شود که آن را به فال نیک میگیریم. اما فعلا تمام دانشآموختگان و شبهدانشآموختگان هنرهای نمایشی برای فعالیت لازم است به تهران مهاجرت کنند، در حالی که این شهر تنها با چند سالن گنجایش جذب همه این افراد را نخواهد داشت.
علاوه بر تئاتر، خیلی از آنان به سینما و تلویزیون وارد میشوند.
این تعداد واقعا چقدر است؟ من خودم در رادیو و تلویزیون فعالیت دارم و میبینم که ظرفیتها چقدر است. مگر در طول سال چند فیلم سینمایی تولید میشود. تازه بسیاری از تهیهکنندگان تنها به دنبال چهرههای شناخته شده هستند و اصولا به سراغ فارغالتحصیلان جدید نمیروند. از سوی دیگر مراکز آموزش آزاد بازیگری مثل قارچ در گوشه و کنار شهرهای بزرگ سر برآوردهاند که تعداد بسیار زیادی را وارد بازار کار میکنند. برای همین نمیتوان انتظار داشت که سینما و تلویزیون هم بتوانند میزبان این تعداد دانشآموخته تئاتر شوند.
چه راهکارهایی برای حل این مساله پیشنهاد میکنید؟
لازم است ساز و کارهای درست و کلانتری تعریف شود. بین وزارتخانههای متفاوت مثل کار، علوم و تحقیقات، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش و سازمانها و نهادهایی چون صدا و سیما باید یک تعامل و همکاری شکل بگیرد تا نیازهای این حوزه سنجیده و بر اساس آن دانشجو پذیرش شود.
اما بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که تربیت دانشجویان تئاتر تنها برای فعالیت در حوزه تولید نیست و بیشتر برای کار در زمینههای پژوهشی، نقد و تالیف است. نظر شما چیست؟
خب در همین حوزهها که میگویید، مگر چقدر کار انجام میشود. چه تعداد از نشریات ما صفحات تئاتر دارند یا چه مراکزی در زمینه پژوهش هنرهای نمایشی فعالیت میکنند؟ این که وظیفه اصلی دانشکدههای هنری، تربیت کارشناس تئاتر است، بیراه نیست؛ اما آیا بازار کار برای همین دانشآموختهها نیز وجود دارد؟
از سوی دیگر سرفصل دروس و منابع ارائه شده هم بسیار قدیمی و نا کارآمد هستند. حدود 10 سالی است که منابع درسی دانشگاهی حوزه نمایش تعدادشان زیاد شده و آثاری که ترجمه میشوند و در اختیار دانشجویان قرار میگیرند، در مقایسه با دورههای گذشته بیشتر شدهاند. اما به روز بودن این منبعها مسالهدار است و شخصا احساس میکنم این آثار مسلح به علم روز نمایش نیستند.
محمد دانشور / جامجم
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....