گفت‌وگو با حسین فردرو، کارگردان تلویزیونی پیشکسوت صدا و سیما

یک برنامه خوب بسازیم اما 4 بار تکرارش کنیم

کارگردان، مسوول هنری هر اثری است که در تئاتر، تلویزیون، سینما و همچنین رادیو (در کارهای نمایشی) تولید می‌شود و از همین روست که بین عوامل تولید، جایگاه و موقعیت برجسته‌تری دارد. بر این اساس است که کارگردان تلویزیونی اهمیت پیدا می‌کند، به گونه‌ای که متد و شیوه کاری و تجربه‌هایش می‌تواند در جذابیت محتوایی و تصویری برنامه‌ای که روی آنتن می‌رود نقشی تعیین‌کننده داشته باشد.
کد خبر: ۳۹۶۵۸۱

برای بررسی پیرامون وضعیت کارگردانی تلویزیونی برنامه‌ها در سیما، به سراغ حسین فردرو کارگردان نام‌آشنای کشورمان رفتیم تا با مدد دانش و اندوخته‌های عملی‌شان در بیش از 3 دهه، به بیان دیدگاه‌هایشان در این باره بپردازیم.در مقاطعی از بحث، هر چند از موضوع اصلی کمی فاصله گرفتیم اما به طرح نکاتی قابل توجه درباره مسائل کلی تلویزیون منجر شد و بیان آنها از موضعی مسوولانه و دلسوزانه و همچنین ضرورت اطلاع از دیدگاه‌های یکی از پرکارترین   کارگردانان تلویزیونی از زمره دلایلی بودند که انعکاس کامل آن نظرات را نیز ناگزیر و اجتناب‌ناپذیر می‌کرد.

در ابتدا از نحوه ورودتان به تلویزیون بگویید.

از سال 1354 وارد مدرسه عالی تلویزیون و سینما و در رشته تولید تلویزیون، با تخصص کارگردانی فارغ‌التحصیل شدم. از سال 58 فعالیت‌های خود را در قالب و ساختارهای مختلف نمایشی و غیرنمایشی دنبال کردم. خودم خیلی به تئاتر علاقه داشتم. تئاترهای تلویزیونی زیادی کار کردم مثل «سوزنبانان»، «باجناق‌ها» و... سریال‌های تاریخی تلویزیونی مثل «مرغ حق» که در آن مرحوم هادی اسلامی بازی می‌کردند و مجموعه «قرن سرنوشت» که شروع آن با سیدجمال‌‌الدین اسدآبادی بود به نام «شاه شکار» که بعد شد «امیرکبیر».

اولین ویدئو سینمایی تلویزیونی را ساختم. آن زمان مرسوم بود با دوربین‌های ویدئویی فیلم سینمایی ساخته شود. اما این فیلم‌ها به نام فیلم سینمایی از تلویزیون پخش شد به نام‌های «دسیسه»، «کلاغ»، «گام آخر» و چند کار دیگر. یک مجموعه تاریخ معاصر کار کردم به نام «مش‌خیرالله و صندوقچه اسرار» که یک قسمت آن را به عنوان فیلم سینمایی ساختم به اسم «دندون طلا». پخش مستقیم مسابقات فوتبال، جنگ‌های تلویزیونی مخصوص شب‌های عید، مسوولیت جشنواره‌های ویدئویی و جشنواره‌های سینمایی که اختتامیه‌هایشان با من بوده از فعالیت‌های دیگر من است.

یکی از کارهای مهم که انجام دادیم و بنده تهیه‌کننده و کارگردانش بودم و در چندین شبکه ماهواره‌ای همزمان پخش می‌شد «عبور کسوف» سال 78 از شرق به غرب نوار ایران بود. چند واحد سیار در سراسر ایران گذاشته بودیم و خورشید را رصد می‌کردیم و کسوف را همزمان در 4 نقطه ایران نشان می‌دادیم که تمامی شبکه‌های مهم دنیا متصل شدند و این برنامه را پخش کردند. این کار، کار موفقی در سطح دنیا شد.

بیشترین کارهایی که در سال‌های اخیر از شما دیدیم تولیدات با ساختار مسابقه و میزگرد با موضوع‌های مختلف بوده.

بله. از سال 74 به ساخت مسابقات تلویزیونی گسترده و بزرگ علاقه‌مند شدم که با «مسابقه بزرگ» در شبکه تهران شروع شد و آقایان حسینی و احمدزاده مجری آن بودند. برای شبکه 2 مسابقه‌های 101 و 301 که آقای ممدوح اجرا می‌کردند، کار کردیم. این مسابقات با حضور 100 و 300 نفر یکی از مسابقات بزرگ جهانی بود زیرا در عرض 2 سال 20 هزار نفر در آن شرکت کردند و مسابقه «با هم» که هم‌اکنون از شبکه یک در حال اجراست.

هنوز هم هر از گاهی کار تئاتر انجام می‌دهم و جزو معدود کارگردانانی هستم که اکثر ساختارها را کار کرده‌ام. میزگردهای جدی و اثرگذار که نقش دیدگاه‌های مختلف بر اقتصاد، سیاست و شریعت را مطرح کرد از شبکه 4 سیما شروع کردم. برنامه «گستره شریعت» که اکثر اندیشمندان و مسوولان در آن حضور پیدا کردند و برنامه‌هایی مثل «در جستجوی عدالت»، «نگاه نو» و... را کار کردم.

من اعتقاد دارم رادیو و تلویزیون باید به سمتی برود که اگر طوری شد که برنامه بدی در آن ارائه گردید خود فرد بیشتر لطمه ببیند تا سازمان صدا و سیما

از سری برنامه‌های ترکیبی «سرخ‌پوستان آمریکا» و «سیاه‌پوستان آمریکا» و برنامه‌های ترکیبی نمایشی برای کودکان مثل «محله بروبیا» و «محله بهداشت» بود که با آقای داریوش مودبیان مشترک کار کردیم.

خلاصه فکر نکنم ساختاری باشد که در آن کار نکرده باشم. این هم خوب بود و هم بد.

چطور؟

خوبی‌اش این است که آدم تلویزیون را در ابعاد مختلف تجربه می‌کند و بدش این است که فرصت نمی‌کند در یک بخش به صورت مداوم پیش برود و دغدغه خودش را در یک قسمت به اتمام برساند.

در یک نگاه کلی وضعیت برنامه‌ها و تولیدات تلویزیونی را از نظر کارگردانی چگونه می‌بینید؟

دیدگاه کارگردان تلویزیون نگاه خاصی است، چون کارگردان تلویزیون یعنی نماینده مردم. در استودیو، تا آنچه که مردم باید ببینند و نیاز دارند ببینند و به مردم نشان دهد، هم سناریو و هم دیدگاه صحنه. شما یک دفعه می‌خواهید نمای بسته از یک نفر را ببینید، یا می‌خواهید آن اتفاق را از زاویه دیگری ببینید. از این دیدگاه که بخواهیم بررسی کنیم، کارگردان تلویزیون موظف است با تعداد دوربین‌هایی که در دست دارد، آنها را به شکلی مناسب هدایت و هماهنگ سازد و نور و صدای مراسم را با همکاری نورپرداز و صدابردار به شکلی ارائه دهد که بهتر و زیباتر و قابل قبول برای مردم جلوه کند. این یک تعریف مختصر از کارگردانی تلویزیون بود.

اما در مورد وضعیت برنامه‌ها و تولید در تلویزیون، برنامه‌های ورزشی الان وضعیت نسبتا خوبی دارد. سال 1998 که مسابقات جام جهانی فوتبال برگزار شد و ایران به جام جهانی رفت، وضعیت کارگردانی تلویزیونی برای گزارش فوتبال خیلی بد بود و مدیریت صداوسیما که آقای لاریجانی بودند، این موضوع را تذکر دادند.

مدیریت تولید آن را پیگیری کرد و در همان دوره ما توانستیم در اواسط مسابقات، خودمان را به عرصه استاندارد جهانی و قابل قبول برسانیم. وقتی مسابقات فوتبال ما پخش می‌شود، اگر آسیایی باشد کل آسیا و اگر جهانی باشد کل دنیا مسابقات رفت و برگشت را می‌بینند. فقط از بازی بازیکنان نیست که فرهنگ و هنر و توسعه ما منتقل می‌شود، بلکه مثلا اگر زمین چمن کچل یا ضعیف باشد، نشانه ضعف ما در مدیریت است و سوئیچ برنامه هم نشان‌دهنده هماهنگی و شناخت ماست. در سال 1998ما این مشکل را داشتیم به صورتی که CNN گزارشی از مسابقه ایران ـ عربستان پخش کرد به نام «پیدا کنید توپ را» و ما متوجه شدیم که مضحکه جهانی شدیم برای این که در 8 دقیقه از مسابقه، توپ در تصاویر گم شده بود و این وظیفه کارگردان تلویزیونی بود که این بازی را به صورت صحیح و زیبا به سراسر دنیا گزارش دهد.

پس از آن بازی به دستور آقای لاریجانی کمیته‌ای تشکیل شد و مسوولیت پیگیری ادامه کار را به من دادند که مسابقات ایران با چین، استرالیا و قطر بود.

با استفاده از تکنیک‌های جدید، استفاده بیشتر از دوربین‌های تلویزیونی، حرکت‌های اسلوموشن، پخش قسمت‌های مهم از زوایای دیگر و با هماهنگی‌هایی که داشتیم الحمدلله توانستیم به موفقیت برسیم و از آن پس دیگر برنامه‌های ما در سطح جهانی ارائه شد. البته استانداردهای جهانی و المپیک که در مقر بازی‌ها برگزار می‌شود بالاتر از اینهاست.

آنها از 14، 15 دوربین و امکانات بسیاری استفاده می‌کنند؛ اما در ورزش که سمبلش فوتبال است، وضعیت خوب است.

تئاتر تلویزیونی اگر خوب گرفته شود، یعنی به همان شکلی که بازیگران در صحنه بدون وقفه پیش می‌روند و اگر امکانات و تجربه عوامل به جایی برسد که بتوانند برنامه را یکپارچه ضبط کنند، نشان‌دهنده تبحر یک تلویزیون و تکنیکی بودن عواملش است؛ ولی تئاتر الان به خاطر هزینه سنگین و به خاطر این‌که تئاتر صحنه مناسب صداوسیما نیست، در سیما کمتر کار می‌شود. به جای آن می‌توانم بگویم که برنامه‌های چند دوربینه که برای برنامه‌های غیرورزشی‌ استفاده می‌شود، مراسم سیاسی نماز جمعه و سخنرانی‌های رهبران کشور و جنگ‌های تلویزیونی متناسب شده است. نسبت به این‌که 2 یا 3 واحد سیار 6 دکمه داریم و در ایران، خود معاونت فنی ما موفق شده است که این واحد سیارها را بسازند و خرید از خارج نداشته باشند.

این موفقیتی است که باید تبریک گفت. چند سالی است که برنامه‌های پخش مستقیم زیاد شده است. ابتدا مدیران معتقد بودند که برنامه‌ها به خاطر ممیزی زنده نباشند، اما از وقتی که قبول کردند و پذیرفتند که اعتماد کنند، روزبه‌روز کیفیت کارهای ما بهتر می‌شود و الان برنامه‌های زنده ما تقریبا بدون هیچ مشکلی پیش می‌روند.

دیگر سال‌هاست از اسلاید و موزیک بین برنامه‌ها که نشان‌دهنده آماده نبودن سیستم است خبری نیست. خدا را شکر، برنامه‌ها با ریتم تند در حال جریان است و برنامه‌های مستقیم زیادی داریم به صورتی که تهیه‌کننده‌ها دیگر حاضر نیستند برنامه‌های تولیدی تهیه کنند. برنامه‌های ضبط شده، لزوما مونتاژ دارند، ممیزی دارند بنابراین علاقه به پخش مستقیم بیشتر شده است.

در مجموع وضعیت برنامه‌ها از دیدگاه کارگردانی تلویزیون در ورزش مطلوب است ولی هنوز هم امکانات بسیاری لازم است، که نداریم. در برنامه‌های جنگ به پای خارجی‌ها نمی‌رسیم به دلیل این‌که امکان تهیه و قدرت اجرای جلوه‌های ویژه و دکورهای بزرگ و گسترده را نداریم و این باعث شده شاهد این باشیم که برنامه‌ها از نظر دکور کوچک می‌شوند یعنی حتی استودیوهای بزرگ آنچنانی نداریم. فقط برنامه‌های زنده خارج از سازمان را داریم که به صورت گسترده با جمعیت‌های میلیونی برگزار می‌شوند. می‌توانم بگویم که آنها خوب ارائه می‌شوند و موفق است و سازماندهی خوبی دارند.

در قالب‌های نمایشی با 2 کارگردان تلویزیونی و هنری روبه‌روییم. تفاوت آنها از نظر شما چیست و تعامل آنها چگونه باید باشد؟

در اصل به این خاطر دوکارگردانه کرده‌اند که بتوانند سرعت بیشتری در تولید داشته باشند. یعنی یک کارگردان مامور هدایت بازیگر و درست‌خوانی متن و محتوا و فرم یعنی ترکیب و لباس و گریم است که به آن کارگردان هنری می‌گویند. البته این اصطلاح غلطی است چون در سریال‌های خارجی وقتی می‌گویند کارگردان هنری (دایرکتور)‌ یعنی کسی که فقط مسوولیت لباس، گریم و دکور را برای یکدست شدنشان برعهده دارد. اما اینجا کارگردان هنری هدایت بازیگر، خوانش صحیح متن و انتخاب بازیگر را هم برعهده دارد و کارگردان تلویزیونی توجهش به نور،‌صدا، دوربین، دکوپاژ و میزانسن است. و این برای سرعت بیشتر کار است.

وجود 2 کارگردان برای کار نمایش به این خاطر شکل گرفت که در ابتدا اکثر تئاترها از صحنه به تلویزیون می‌آمد. کارگردان صحنه کارهایش را انجام داده بود. بازیگرانش را داشت و کار به همان صورت برای پخش تلویزیونی نامناسب بود. پس کارگردان تلویزیونی سعی می‌کرد که این کار را برای تلویزیون آدابته کند. بعد دیدند کار جالبی است و این ماندگار شد.

البته دو کارگردانه بودن فقط در تله‌تئاترها و سریال‌‌های چند دوربینه وجود دارد. هر جا که در کار احتیاج به سرعت زیاد باشد این دو کارگردانی با هم شکل می‌گیرد که در واقع در ابتدا کارگردان هنری کارش را شروع کرده و انتخاب بازیگر می‌کند.

گاهی هم مثلا در یک کار سینمایی می‌بینید که نوشته هدایت بازیگران یا انتخاب بازیگران که این در واقع بخشی از کار کارگردان است که به شخص دیگری محول شده است و دیگر اسمش را کارگردان دوم نمی‌گذارند.

گاهی اوقات به عنوان دستیار می‌شناسیم و گاهی هم تحت عنوان بازیگردان یا انتخاب بازیگر آورده می‌شود.

2 کارگردان که در یک مجموعه کارگردانی می‌کنند باید یکدیگر را بشناسند و با دیدگاه هم آشنا باشند، نمی‌شود مثلا یکی از چپ بیاید و یکی از راست و به راحتی با هم همکاری کنند و بگویند خب، تو کارگردان هنری باش و من هم می‌‌شوم کارگردان تلویزیونی. دیدگاه نفر اول که شروع‌کننده و آغازگر کار بوده باید به دیگری منتقل شود و به قول معروف همدیگر را قبول داشته باشند و بهتر است تجربیات مشترکی نیز با هم داشته باشند.

اگر بخواهیم بین اکنون و دو، سه دهه گذشته تلویزیون مقایسه‌ای داشته باشیم چه ویژگی‌هایی را در این مقاطع و تاثیر آنها در کارگردانی تلویزیونی می‌بینید؟

از نظر کمی شکی نیست تفاوت پیدا کرده، مثلا تعداد شبکه‌ها زیاد شده، همین‌طور برنامه‌های مختلف آن با ساختارهای متفاوت، اما تئاتر خیلی کم شده، فایده‌ای هم ندارد. مضمون‌هایی را که مردم دوست ندارند در نمایشنامه‌هایمان بیاوریم، با این هدف که مثلا فقط بر تعداد تئاترهای تلویزیونی‌مان بیفزاییم، زیرا در این صورت هم از جهت تحقق اهداف در آن حیطه، موفق نخواهیم بود.

به نظر می‌آید باید مرجعی شناخته شده و یگانه‌ای برای ممیزی تعریف شود. مسائل تلویزیون، از طریق همان مرجع برطرف شود تا تلویزیون برای تولید و پخش برنامه‌هایش، بخصوص در زمینه تئاتر و کارهای نمایشی و داستانی مورد آماج و حمله دیگران قرار نگیرد و بتواند با قدرت و اعتماد به نفس بیشتر، کارهای نمایشی‌اش را دنبال کند. ببینید ما الان داریم خیلی پاستوریزه کار می‌کنیم و این شیوه، تاثیر خاص خودش را روی همه چیز از جمله کارگردانی تلویزیون می‌گذارد، اصلا منظورم این نیست که طالب وارد شدن حتی یک میکروب هستم. خلاصه آن که نمی‌شود محتوایی را بدون هیچ مشکل ارائه کرد. گاه از سوی مسوولان مذهبی تلفنی زده می‌شود که مثلا به فلان مجری تذکر دهید.

وضعیت کارگردانی تلویزیونی اکنون از نظر امکانات فنی و هنری بهتر شده است، این نکاتی که می‌گویم بیشتر ناظر به مسائل دیگری است که در هر صورت می‌تواند روی تداوم رشد و بالندگی و خلاقیت عوامل برنامه‌ساز و از جمله کارگردانان تاثیراتی منفی بگذارد و از شدت آن بکاهد.ببینید از کارگردانان تلویزیون که بگذریم و همین‌طور تصویربرداران، صدابرداران و نورپردازان، نیروهای دیگری هم هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.

برگزاری جشنواره‌های تلویزیونی که اکنون بسیار کم برگزار می‌شوند این مزیت را دارند که هم افراد خلاق معرفی می‌شوند و انگیزه برای فعالیت بیشتر پیدا می‌کنند و هم زمینه و فضایی برای تلویزیون فراهم می‌شود که بتواند به شکل جذاب‌تری برنامه‌های آینده‌اش را سامان دهد.

البته گاه در همان جشنواره‌ها وقتی بخواهند یادبودی از کسی بکنند باز همان بازیگران‌ هستند تقدیر می‌شوند. در حالی که در یک جشنواره تلویزیونی در این ارتباط ما باید پیشکسوتان تلویزیون را معرفی کنیم.

مثلا ما پدر تهیه‌کننده داریم، پدر کارگردان داریم. همین آقای شمسایی را به عنوان پدر نورپردازی ایران می‌شناسند، باید جشنواره‌های تخصصی بگذاریم و این‌گونه افراد و کارهای آنان را به مردم معرفی کنیم تا از این طریق کمکی هم به بالا رفتن سواد تلویزیونی و هنری مردم کرده باشیم.

در دوره آقای هاشمی وحشت زیادی بود از معروف کردن عوامل فنی چون آن موقع (جدای از بازیگران) افرادی که مشهور می‌شدند می‌رفتند به طرف سینما اما در زمان آقایان لاریجانی و بخصوص آقای ضرغامی تلاش شد که این رویکرد اصلاح و مدیریت مطلوب‌تری شود.

تفاوت دیگری که در طول این دهه‌ها از نظر من به عنوان کارگردان تلویزیون به چشم می‌آید کم شدن نقد تلویزیون در مراکز یا منابع مختلف بصری و نوشتاری و شنیداری است. مثلا مطبوعاتی که باید نقد کننده این برنامه‌ها باشند، کافی به نظر نمی‌آیند.

نکته دیگر آن که با همه تنوع و تعددی که در شبکه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی می‌بینیم به نظر من تلویزیون خیلی گرایش پیدا کرده به برنامه‌های کمی بدین معنا که تعداد برنامه‌ها آنقدر زیاد شده که حتی برنامه‌های خوب و کیفی فرصت تکرار پیدا نمی‌کنند. مثلا خوب است به جای 4 برنامه‌ای که نمی‌شود یک بار تکرارشان کرد، بیاییم یک برنامه خوب بسازیم اما 4 بار تکرارش کنیم. مگر کسی از شعر مولانا و حافظ خسته می‌شود، قطعا اگر ما هم در عالم برنامه‌سازی به هنر نزدیک‌تر شویم، می‌توانیم آثاری بسازیم که مردم توقع دوباره دیدنش را داشته باشند و تاثیر این تحولات و موارد هم در کارگردانی تلویزیونی روشن است.

نقطه مطلوب در کارگردانی تلویزیونی کجاست و از دید شما تا این نقطه چقدر فاصله داریم؟

بگذارید به این سوال از زاویه دیگری پاسخ دهم. به نظر من نقطه مطلوب آن است که در ساخت و تولید برنامه هر کسی از جمله کارگردان که مسوول هنری کار است، مسوول دیدگاه و نظرات خودش باشد. مثلا در مطبوعات می‌بینید بعضی از نقطه‌نظرها، دیدگاه مدیریت آن رسانه نیست و خود نویسنده مسوولیت آن را می‌پذیرد. در صدا و سیما این رویه نیست یعنی ما ضعف‌هایمان را به آن نسبت می‌دهیم و همین باعث می‌شود خلاقیت‌ها به نحو احسن انجام نشود. اما من اعتقاد دارم رادیو و تلویزیون باید به سمتی برود که اگر طوری شد که برنامه بدی در آن ارائه گردید، خود فرد بیشتر لطمه ببیند تا سازمان. الان همان طور که گفتم، این گونه نیست و به همین جهت است که بعد می‌بینیم همان فردی که کار ضعیفی را ارائه کرده، به شبکه دیگری می‌رود و همان ضعف را به گونه‌ای دیگر تکرار می‌کند.

حال که صحبت از این مساله شد به نظر شما چگونه می‌شود این مشکل را به شکل اساسی رفع کرد؟

از طریق تاسیس تلویزیون خصوصی.

این کار که منع قانون اساسی دارد می‌دانید که؟

بله می‌دانم اما به نظر من روش‌های زیادی وجود دارد تا بتوانیم با همین قانون اساسی مساله را حل کنیم.

چگونه؟

تاسیس شبکه‌های خصوصی زیر نظر صدا و سیما. مسوولان می‌توانند تجربه کنند و ببینند، مثل همان پخش مستقیم که اولش اعتماد نمی‌کردند اما اکنون می‌بینیم به خاطر همین اعتماد به مردم و افراد و پذیرش مسوولیت از سوی آنان، هیچ اتفاقی هنگام پخش مستقیم نمی‌افتد. ما باید تحولات دیجیتالی و تکنیک‌های تلویزیونی را درک کنیم فعلا از طریق اینترنت هم می‌توان برنامه در حال پخش یا گذشته را دید یا به دیدن همزمان کانال‌های تلویزیونی بپردازیم.

می‌دانید که تنوع شبکه‌ها نیاز به فضای فرهنگی مناسبی دارد تا امکان تولیدات متنوعی را فراهم کند. در این چارچوب و با این انگیزه آیا امکان تولید برنامه‌هایی مثل بفرمایید شام وجود دارد؟

بله اما با توجه به نکات مواردی، اگر شما بیایید با نیت مسابقه 4 نفره، میهمانی شبانه‌ای را ترتیب دهید و قرار باشد بعد از آن دیگر همدیگر را نبینند، آن وقت عده‌ای نقد خواهند کرد که تلویزیون دارد دوست‌بازی را ترویج می‌کند و زیرآب روابط خانوادگی را می‌زند، اگر بخواهیم 4 تیپ از خانم‌ها را انتخاب کنیم آن وقت ممکن است روی نحوه پوشش آنها حرف و حدیث‌های بسیاری به وجود آید، اگر بخواهیم خانوادگی برگزار کنیم متشکل از مثلا دختر و پسرخاله یا عمو و دایی، باز هم مشکلات و مسایل دیگری مطرح می‌شود از دکور و نحوه نشستن آنها گرفته تا موارد دیگر و نکاتی مطرح می‌شوند که به قول معروف نتیجه‌اش فدا شدن معنا برای لفظ خواهد بود.

همان گونه که گفتم ساخت چنین برنامه‌هایی ممکن است. اما باید این ملاحظات را هم در نظر گرفت این گونه مسایل اگرچه بخشی از آن به سیاست تلویزیون و جنبه‌های محتوایی آن مربوط می‌شود اما در هر صورت تاثیر خود را از نظر شیوه کارگردانی تلویزیون و چالش‌هایی که در این حیطه به وجود می‌آورد، خواهد گذارد.

تحلیل‌تان از وضعیت کارگردانی تلویزیونی ما در مقایسه با تلویزیون‌های دیگر کشورها چیست؟

ارائه موسیقی حتی اگر روزی بخواهیم موسیقی را نشان دهیم، فکر نمی‌کنم دیگر تصویربرداران بتوانند تفاوت سازهای زهی را از بادی تشخیص دهند! خاطرم هست چند وقت پیش ارکستری را از کانالی خارجی دیدم. با کمی دقت، بخوبی می‌شد دریافت که سازماندهی در دکوپاژ آن به چشم می‌خورد. مشخص بود کارگردان تلویزیونی به اندازه رهبر ارکستر، موسیقی را می‌شناسد. به همین دلیل همنوا با رهبر ارکستر هر لحظه آن سازی که باید نشان داده می‌شد و زیباشناسی آن هم از جنبه‌های مختلف اعمال می‌گشت.

در رابطه با موسیقی به علت بخشنامه‌ای که در ارتباط با نشان ندادن آلات موسیقی وجود دارد، ما خیلی ضعیف هستیم هر چند که بخش قابل توجهی از تولیدات ما را موسیقی تشکیل می‌دهد. همچنان که قبلا هم اشاره کردم، در برنامه‌های ورزشی و مراسم ملی، قوی و خیلی خوب هستیم. در این گونه مراسم از نظر دوربین و امکانات دیگر تلویزیونی مشکلی وجود ندارد، اما مهم‌ترین مشکل در این گونه موارد امکانات و تجهیزات صداست. در ارتباط با جنگ‌ها هم ضعیف‌ هستیم و در زمینه تئاتر نیز همان گونه که اشاره کردم، بیشتر باید از نظر تکنیک هنری خود را تقویت کنیم و شیوه توالی و دکوپاژ نماها.

اشاره کردید یکی از حوزه‌هایی که در سال‌های اخیر در آن فعال بوده و هستید، مسابقه است. با توجه به جذابیت این گونه برنامه‌ها می‌شود در این باره توضیحات بیشتری بدهید؟

بله، در 2 سال اخیر مسابقات تلویزیونی بیشتر بود. مسابقات بزرگ از جمله برنامه‌هایی‌ هستند که به حداکثر دوربین و تجهیزات نیاز دارند. در تلویزیون به این گونه برنامه‌ها به خاطر همین امکانات «الف» می‌گوییم.

حالا که صحبت از مسابقات شد، خوب است سوالی درباره تفاوت و مقایسه مسابقات تلویزیونی کشورمان با مسابقات خارج از کشور بپرسید؟

مشتاقیم نظرتان را در مورد سوالی که خودتان مطرح کردید، بدانیم؟

مسابقات تلویزیونی در خارج از کشور چند ویژگی ممتاز دارند: یکی مبلغ زیاد جایزه و دیگر دادن آن به افرادی است که به آن بسیار احتیاج داشته به همین جهت است که طرفداران بسیاری دارند.

مثلا هنگام اجرای مسابقه، دست‌اندرکاران به صورت ضمنی نشان می‌دهند یک پیرزن را به خاطر بدهی به بانک، از منزلش بیرون می‌اندازند و فرزندانش گریه می‌کنند و منتظر هستند که او در این مسابقه برنده شود و به صورت کاملا دراماتیک احتیاج پیرزن به این پول را نشان می‌دهند و براحتی بینندگان مسابقاتی مثل مسابقه با نام میلیونر بیشتر از یک سریال می‌شود.

جوایز کلان هم داده می‌شود، اما بی‌دلیل جایزه نمی‌دهند بلکه روی حساب و کتاب و به کسی که شایستگی‌اش را دارد، جایزه داده می‌شود. اما در ایران حتی اگر شایستگی‌اش هم وجود داشته باشد، دادن چنین جایزه‌هایی ممکن نیست. به دلیل این که پشتیبانان و کسانی که باید این جایزه‌ها را تقبل کنند، از لحاظ اصول بازرگانی و مقایسه با میزان قیمتی که برای آگهی می‌پردازند، برایشان صرف نمی‌کند.

بعد حضور جمعیت هم مهم است. در این زمینه، مردم ما خیلی استقبال می‌کنند؛ اما در این میان باید یکسری برنامه‌های جنبی هم از نظر هنری پوشش داده شود که آن محیط برای بینندگان و جمعیت حاضر جذاب شود. در این ساختار ما خیلی کم به آن استاندارد جهانی نزدیک هستیم. وقتی هم که به این استاندارد می‌رسیم، دوباره فراموش می‌شود و مثل زمینی که به آن آب دادیم، خشک می‌شود و دوباره آن حرکت را باید از نو شروع کنیم، یعنی پله‌ای نیست که از آن استفاده کنیم.

الان سه،‌ چهار بار است که سعی می‌کنیم این مسابقات را به صورت مسابقات خارج از کشور شکل دهیم؛ ولی مسابقات، ساختار سهل و ممتنع دارد. بعضی اوقات برای برنامه پر کردن است، مثل مسابقات تلفنی، اما بعضی وقت‌ها پربیننده‌تر از سریال است. ما در بخش الف که جایگزین برنامه‌های نمایشی می‌شود، قوی نیستیم، یعنی شرایط برنامه‌ریزی به شکلی نیست که این ساختار بتواند برای ما خیلی جذاب باشد و جای خودش را باز کند.

در پایان از فعالیت‌های در حال انجام و آینده خودتان برایمان بگویید.

برنامه در حال پخش، مسابقه «باهم» را برای شبکه یک دارم که از سال گذشته در نوروز پخش می‌شد و امسال هم سری نوروزی‌اش با اجرای آقای مسعود روشن‌پژوه پخش شد. در طول سال گذشته هم همین مسابقه را با اجرای آقای امیرحسین مدرس داشتیم که هفته‌ای یک بار پخش می‌شد. در سال جدید هم ان‌شاءا... مسابقه انتخاب زوج‌های نمونه را داریم که در گروه اجتماعی شبکه 3 سیما ساخته می‌شود.

الهه کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها