صهیونیست‌ها از این می‌ترسند که تحولات مصر الگویی برای سایر کشورهای عربی شود

هراس صهیونیست‌ها از مصر پس از مبارک

مردم مصر در قیامی بزرگ سرانجام به 3 دهه حیات سیاسی حسنی مبارک پایان دادند. آنها با برپایی تجمعات و اعتراض‌های گسترده و سراسری بر پایان دولتی برگرفته از خواست غرب تاکید و خواستار تشکیل دولتی مردمی شدند. دگرگونی در ساختار سیاسی مصر در حالی صورت گرفت که در کنار کشورهای عربی و غربی بیشترین نگرانی و تاثیرپذیری را در میان صهیونیست‌ها می‌توان مشاهده کرد، به گونه‌ای که آنها برای حفظ دولت مبارک به هر ترفندی متوسل شدند. هرچند صهیونیست‌ها در رسیدن به خواسته‌های خود در برابر ملت مصر ناتوان گردیده و با شکست مواجه شدند، اما مسلما سیاست‌های آنها برای تاثیر‌گذاری بر آینده مصر و منطقه ادامه خواهد داشت.
کد خبر: ۳۹۶۳۵۲

در باب دلایل اهمیت تحولات مصر برای صهیونیست‌ها و تحرکات آنها برای مقابله با قیام مردم مصر و منطقه چند نکته قابل توجه است.

ریشه‌ نگرانی صهیونیست‌ها

با توجه به تحولات داخلی فلسطین و عرصه جهانی ریشه‌های نگرانی صهیونیست‌ها از قیام مردم مصر را در چند بعد می‌توان مورد بررسی قرار داد.

1)‌ تاثیر تحولات بر فلسطین: صهیونیست‌ها دریافته‌اند که دگرگونی در ساختار منطقه می‌تواند تاثیر بسیاری بر فلسطین داشته باشد. این امر در چند بعد قابل توجه است اولا فروپاشی دولت مصر به منزله بازگشایی مرزهای رفح و فروپاشی محاصره چند ساله غزه است. مصر در سال‌های اخیر بیشترین همکاری را با صهیونیست‌ها برای محاصره غزه داشته و حتی به ساخت دیوار فولادی 30 متری در مرزهای خود اقدام کرده است. اکنون دگرگونی در مصر ضمن تقویت روحیه مقاومت غزه می‌تواند به عاملی برای شکست محاصره این منطقه منجر شود.

ثانیا فروپاشی دولت مبارک مصر می‌تواند به الگویی برای فلسطینی‌ها جهت سرنگونی حکومت تشکیلات خودگردان و ایجاد دولتی به جای آن گردد که بسیاری از تحولات فلسطین را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد، بویژه این‌که این امر تقویت انتفاضه و نیز لغو توافقنامه‌های تحمیلی به فلسطین را می‌تواند در پی داشته باشد.

ثالثا حرکت انقلابی مردم مصر می‌تواند انتفاضه‌ای دیگر را در فلسطین به همراه داشته که دامنه آن را حتی در اراضی اشغالی 1948 نیز می‌توان مشاهده کرد. امری که زوال و تزلزل بیشتر صهیونیست‌ها را به همراه خواهد داشت، در شرایطی که صهیونیست‌ها در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی در بحران قرار گرفته‌اند. این‌گونه تحولات پیامدهای سنگینی برای آنها به همراه خواهد داشت. فروپاشی متحدی مانند مصر، رعب و وحشت را در میان شهرک‌نشینان صهیونیست‌ها ایجاد می‌کند که کوچ معکوس آنها حداقل پیامد آن است که سران رژیم صهیونیستی را به هراس واداشته و برای جلوگیری از آن به هر ترفندی متوسل می‌شوند.

2)‌ حذف متحد: از دیگر پیامدهای سرنگونی مبارک حذف بزرگ‌ترین متحد منطقه‌ای رژیم صهیونیستی است. از زمان امضای کمپ دیوید تاکنون مصر بیشترین همکاری منطقه‌ای را با صهیونیست‌ها داشته است. کمک در اجرای محاصره غزه، جلوگیری از اتحاد فلسطینی‌ها با ایجاد چالش‌های درون‌گروهی به بهانه مذاکرات آشتی ملی، کمک در اجرای حملات گسترده نظیر جنگ 22 روزه غزه به فلسطینی‌ها، پیگیری روند سازش با محوریت حذف حقوق فلسطینی‌ها و اعمال فشار بر اعراب برای پذیرش خواسته‌های صهیونیست‌ها و آمریکا، استفاده از مصر برای ایجاد نفاق میان کشورهای عربی برای مقابله با رژیم صهیونیستی، بهره‌گیری از مصر برای ورود بیشتر به حوزه آفریقا، همسو ساختن قاهره با سیاست‌های خود در سراسر جبهه مقاومت و... تنها گوشه‌هایی از خدمات دولت مبارک به رژیم صهیونیستی بوده است. اکنون با سقوط مبارک صهیونیست‌ها بسیاری از این دستاوردها را از دست خواهند داد و مصر به دلیل گرایشات مردم به سدی در برابر این رژیم مبدل خواهد شد. از دلایل اصلی قیام مردم مصر نارضایتی از همگرایی کشورشان با رژیم صهیونیستی و دوری از جبهه مقاومت بوده، لذا با ایجاد دولتی مردمی در این کشور عملا رویاهای منطقه‌ای صهیونیست‌ها به باد خواهد رفت. بویژه این‌که مقاومت منطقه‌ای به مرزهای غزه خواهد رسید و مصر به عنوان دیوار حائل میان مقاومت و غزه حذف خواهد شد. مردم مصر در دوران مبارک آن عظمتی را که در دوران ناصر به دلیل همگرایی با فلسطین به دست آورده بودند را از دست دادند و اکنون به دنبال احیای آن دوران می‌باشند.

3)‌ الگو شدن مصر: هراس دیگر صهیونیست‌ها را الگو شدن مصر برای سایر کشورهای عربی منطقه بویژه اردن که از متحدان این رژیم می‌باشد تشکیل می‌دهد. آنها از این در هراسند که مقاومت مصر در سایر کشورهای عربی نیز تکرار شود که نتیجه آن زوال بیشتر رژیم صهیونیستی خواهد بود. چراکه قیام‌های مردمی در راستای حرکت در مسیر مقاومت بوده و فروپاشی دولت‌های دست‌نشانده و متحد رژیم صهیونیستی عملا به منزله پیروزی مقاومت در برابر این رژیم می‌باشد. همچنین ملت‌های منطقه برای رسیدن به عزت منطقه‌ای و جهانی به دنبال الگوی مقاومت خواهند بود، چراکه در سال‌های گذشته دستاوردهای مقاومت را مشاهده کرده‌اند در حالی که خود این کشورها به دلیل وابستگی دولت‌هایشان به غرب و صهیونیست‌ها کرامت منطقه‌ای و جهانی خویش را از دست داده‌اند. از سوی دیگر، دولت‌های عربی اکنون معطوف به امور داخلی شده و دیگر حرکتی در مسیر روند سازش و اعمال فشار بر تشکیلات خودگردان برای اجرای روند سازش نخواهند داشت در حالی که صهیونیست‌ها همواره از این مولفه برای رسیدن به اهداف خود بهره‌برداری کرده‌اند. حرکت به سمت روند سازش تشدید خشم مردم را به همراه دارد، لذا دولت‌های عربی اجبارا باید در مسیر دوری از روند سازش قرار گیرند که در چارچوب منافع صهیونیست‌ها نمی‌باشد.

4)‌ تزلزل غرب: فروپاشی دولت‌های متحد آمریکا در خاورمیانه، عملا غرب را در مسیر خروج از بحران‌های کنونی قرار می‌دهد. در این چارچوب غرب از یک‌ سو جز پذیرش خواسته‌های مردمی گزینه‌ای پیش روی ندارد و از سوی دیگر به دلیل خشم مردمی از رژیم صهیونیستی عملا غرب باید تا حدودی از تقویت و حمایت از رژیم صهیونیستی دور گردد. نتیجه این مساله تزلزل بیشتر جایگاه منطقه‌ای و جهانی صهیونیست‌ها است در حالی که کشورهای غربی نیز به دلیل بحران‌های ایجاد شده در خاورمیانه عملا گرفتار تحولاتی جدید شده که در نتیجه آن حرکت در مسیر خواست صهیونیست‌ها برای افزایش فشارها بر جبهه مقاومت امکان‌پذیر نمی‌باشد.کشورهای غربی اکنون چنان گرفتار تحولات خاورمیانه شده‌اند که دیگر توانایی پیگیری اهداف صهیونیست‌ها را ندارند و صرفا باید به دنبال منافع خویش باشند و در این راه حتی منافع صهیونیست‌ها را نیز قربانی می‌سازند.

نتیجه‌گیری

در جمع‌بندی کلی می‌توان گفت قیام مردمی در کشورهای عربی بویژه در مصر بیشترین هراس را در درون صهیونیست‌ها داشته است، چراکه این روند پیامدهای سنگینی را برای صهیونیست‌ها به همراه خواهد داشت. چنان که مشاهده شد صهیونیست‌ها تا آخرین لحظه برای حفظ مبارک فعالیت داشتند، اما در نهایت تسلیم خواست مردم مصر شدند.

قاسم غفوری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها