کریم بنزما امروز نه‌تنها بچه نیست، بلکه به بازیکن بزرگی تبدیل شده است

از خوزه مورینیو بودن خسته نشده‌ام

خوزه مورینیو در دنیای مربیگری نیاز به معرفی ندارد. قهرمانی با 3 تیم در3 لیگ مختلف اروپایی همراه 2قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا، او را بدل به بهترین مربی دهه گذشته جهان فوتبال کرده است.
کد خبر: ۳۹۶۱۲۰

آقای خاص گرچه با رئال مادرید در لالیگا نتایج خوبی نگرفته و عملا با اختلاف 8 امتیازی‌اش با بارسا شانس قهرمانی را از دست داده است تا تنها نیم‌نگاهی به لیگ قهرمانان داشته باشد، اما او همچنان مغرورانه و از موضع بالا صحبت می‌کند.

در این گفت‌وگو او به شرایط کریم بنزما، گلزن فرانسوی رئال و تجربه جدیدش در اسپانیا پرداخته است:

هر روز صبح وقتی خوزه مورینیو صورتش را اصلاح می‌کند به چه چیزی فکر می‌کند؟

من زیاد عادت به اصلاح کردن ندارم، حداکثر هفته‌ای 2 بار (می‌خندد) زیاد هم اهل فکر کردن نیستم. اما اگر بخواهم دقیق به سوال شما جواب داده باشم باید بگویم در آن هفته‌ای که 2 بار اصلاح می‌کنم اصلا فکر هم نمی‌کنم چون از اصلاح کردن متنفرم!

خب وقتی در بین راه زمین تمرین و منزل تنها رانندگی می‌کنید، چطور؟

به این موضوع فکر می‌کنم که چه ترافیک مسخره‌ای است، دائم باید ترمز کنم و آخر کار هم راه 15 دقیقه‌ای را در 50 دقیقه طی کنم به این ترتیب وقتی برای فکر کردن نمی‌ماند!

از این که رئال به مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان رسیده آسوده خاطر هستید؟

نه قبل از این‌که با لیون بازی کنیم، آسوده خاطر بودم چون می‌دانستم ما تیم بهتری هستیم.

به این ترتیب اضطرابی بابت بازی مرحله حذفی نداشتید؟

من به بازیکنانم گفتم این‌که 2 بار قهرمان بازی‌های لیگ قهرمانان شدم، دلیل برد شما نیست و این‌که شما 2 بار به لیون باختید و حذف شدید هم دلیل باخت شما نخواهد بود. شما از این مرحله صعود می‌کنید چون در این فصل تیم بهتری هستید. در حقیقت بعد از این‌که در بازی رفت به تساوی رسیدیم با این احساس به مادرید بازگشتیم که ما تیم خیلی بهتری نسبت به لیون هستیم.

و البته بنزما هم در بازی برگشت بهترین بازیکن بود.

همه دیدند که او بازیکن خوبی شده و پیشرفت کرده است. چون من خواهان این موضوع بودم. او حالا در مسابقه و زمین تمرین رفتار متفاوتی دارد. کریم توانست رشد کند چون خودش را قانع کرد که ماندن در مادرید برایش اهمیت دارد. او برای رسیدن به این سطح ناچار شده از خیلی چیزها بگذرد. بنزما حالا از بازی به عنوان مهاجم تیم رئال‌مادرید لذت می‌برد و به دوره‌ای رسیده که می‌تواند گل‌های بیشتری بزند. مهم‌تر از همه برای او این است که به ترکیب اصلی برگشته است.

به این ترتیب بنزما از ناکامی فاصله گرفته است؟

بله. او با موقعیت‌های زیادی که از دست داد، حالا به جایی رسیده که از موقعیت‌هایش بخوبی استفاده می‌کند و دیگر این حق را برای خودش قائل نمی‌شود که تمرکزش را از دست بدهد. او امروز در بازی مشارکت بیشتری دارد و حرکت‌هایش در عمق بیش از گذشته است.

اما وقتی در ترکیب اصلی تیم در روز 22 ژانویه مقابل مایورکا قرار گرفت، متعجب شد، چون روز قبل از آن شما از احتمال جدایی‌اش صحبت کرده بودید؟

من با بازیکنانم ارتباط نزدیکی دارم و زمانی که بازیکنی نسبت به توانایی‌های خود شک کند، ارزش این ارتباط بیشتر می‌شود، چون تلاش می‌کنم مشکلات او را حل کنم. قبل از آن بازی همه می‌گفتند او در رئال احساس تنهایی می‌کند و باقی بازیکنان با او همراهی نمی‌کنند و حتی برخی بازیکنان به او پاس نمی‌دهند، اما من از همان روز اول درک درستی از توانایی‌های کریم داشتم و می‌دانستم بازیکن باهوشی است و تنها باید خود را با سایر بازیکنان هماهنگ سازد.

مشکل اصلی کریم بنزما به نظر شما چه بود؟

کریم از فرانسه به اسپانیا آمده بود تا بازیکن بزرگی شود و مسوولیتش در رئال قبل از هر چیز ستاره شدن بود. در مقابل ما باید زندگی در این باشگاه را برای اوساده می‌کردیم. او نمی‌توانست خوب بازی کند، اما باید بازی می‌کرد و گرچه مشارکت چندانی در روند بازی نداشت، اما باید تلاشش را می‌کرد، چون به هر حال نمی‌توان استعدادی که میلیون‌ها یورو صرف خرید و انتقالش به باشگاه شده را نادیده گرفت. همه می‌دانستیم کریم بنزما می‌تواند به افتخار برسد، اما باید برای رسیدن به آن تلاش کند و تمرکز داشته باشد. من همه چیز را در اختیار او قرار دادم ولی اگر خود او نخواهد پیشرفت کند، شانسی نخواهد داشت و البته در صورت پیشرفت می‌تواند به شانس‌های جدیدی برسد.

پس خرید یک مهاجم دیگر هم برای کمک به بنزما بود؟

خیلی‌ها تصور می‌کنند من مهاجم سوم خریدم، چون بنزما را دوست نداشتم. اما من ناچار بودم مهاجم سوم بخرم، چون شرایط تیمم این طور اقتضا می‌کرد. قصد من پیچیده کردن زندگی بنزما یا ناراحت کردن او نبود. گاهی او باید بازی را روی نیمکت تماشا می‌کرد، اما وقتی وارد زمین می‌شد شرایط را تغییر می‌داد و حتی گل می‌زد، اما برای بازی بعد من باز هم او را روی نیمکت قرار می‌دادم. نتیجه این برخوردها این شده که بنزما دیگر بچه نیست و به بازیکن بزرگی تبدیل شده است.

اما بنزما از آن دسته مهاجمان میانی نیست که شما دوست دارید. مهاجمانی چون دیدیه دروگبا، میلیتو و یا حتی دل‌ری؟

بنزما قطعا دروگبا نیست، اما با میلیتو شباهت‌هایی دارد و در کنار آن قابلیت انجام چندین وظیفه توام را در زمین دارد و تنها عملکردش مهاجم میانی نیست.

سخت‌ترین لحظه زندگی شما چه بوده؛ جدایی از چلسی در سال 2007 یا شکست 5 بر صفر نوامبر گذشته از بارسا؟

آن بازی 5 بر صفر اصلا! چون در آن موقع بیش از نیمی از فصل باقی مانده بود. شکست دردناکی در زمان خودش بود، ولی نه چیزی بیشتر از این. بدترین لحظه برایم حذف چلسی از بازی‌های لیگ قهرمانان در مرحله نیمه‌نهایی بود، آن هم به خاطر گلی که گل نبود. گالاس توپ را از روی خط بیرون کشیده بود و همه این موضوع را دیده بودند و حتی در فاصله 10 متری هم این موضوع کاملا روشن بود، اما ما حذف شدیم. من با چلسی 2 بار شانس قهرمانی داشتم، اما هر بار در راه فینال به نوعی حذف شدیم و این برایم سخت بود بویژه این‌که هرگز فینالی را نباخته‌ام.

روزهای پس از چلسی چطور بود؟

وقتی چلسی را ترک کردم در ماه اول به ژاپن و آفریقای جنوبی سفر کردم. ماه دوم هم خوب بود، اما از ماه سوم دیگر همه چیز خسته‌کننده شده بود.

در آن زمان برنامه‌ای نداشتید؟

از چند باشگاه پیشنهادهایی داشتم، ولی نمی‌خواستم بلافاصله به فوتبال برگردم. با مربیگری انگلستان هم فقط چند ساعتی فاصله داشتم، اما بعد با خودم گفتم که هر ماه فقط یک بازی خواهد بود و باقی مدت باید در دفتر کارم باشم و به بازی‌های دیگر نظارت کرده و منتظر رسیدن جام جهانی و جام ملت‌های اروپا باشم. این برنامه برای من مناسب نبود و ترجیح دادم منتظر پیشنهاد خوب باشم.

رمز موفقیت مورینیو در چیست، تلاش زیاد؟

نه، خوب کار کردن.

روزنامه اکیپ
مترجم: امیررضا نوری‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها