برادرکشی به خاطر حفظ خانواده

پرونده‌های قتل همیشه اثر بدی روی مردم می‌گذارد و اثرات منفی آن تا مدت‌ها در یک جامعه باقی می‌ماند. به همین دلیل است که قانونگذار در صورت رضایت اولیای‌دم نیز مجرم را به لحاظ جنبه عمومی جرم مستحق مجازات دانسته است. اما در برخی از موارد قربانی خود مقصر به وجود آمدن درگیری است و اگر زنده می‌ماند مسلما دست به قتل یا جرمی مشابه می‌زد و مجازاتش بیشتر از شخص مجرم فعلی می‌شد.
کد خبر: ۳۹۵۸۴۲

در خاطره‌ای که می‌خواهم برایتان تعریف کنم چنین موضوعی به وجود آمد. سال‌ها پیش به پرونده‌ای رسیدگی کردم که به خاطر کار فجیعی که مقتول کرده بود این پرونده برای همیشه در خاطرم ماند. در این پرونده مردی برادرش را به قتل رسانده و توسط پلیس بازداشت شده بود. البته آن طور که در پرونده آمده بود و متهم نیز گفت او خودش پیش پلیس رفته و ماجرای قتل برادرش را توضیح داده بود.

جالب اینجاست که به فاصله 3 ساعت از زمان قتل، همسر و 2 فرزند مقتول به کلانتری رفته و اعلام رضایت کرده بودند. مادر پیر این دو برادر نیز اعلام رضایت کرده بود.

بعد از مطالعه پرونده و تعیین وقت همه چیز برای محاکمه آماده شد. زمانی که متهم را آوردند در زندان بود و دست و پایش نیز بسته شده بود.

قبل از متهم من اولیای‌دم را به دادگاه فراخواندم و از آنها خواستم تا در مورد پرونده اگر حرفی دارند بزنند. همسر و مادر مقتول به شدت اصرار داشتند هرچه زودتر مرد جوان آزاد شود و به خانه بازگردد. حتی ادعا کردند از این قتل اصلا ناراحت نیستند. این موضوع برای من خیلی تعجب‌آور بود و به عنوان یک قاضی باید متوجه می‌شدم که آنها چرا از قتل مقتول خوشحال هستند و برای چه اصرار دارند که متهم هرچه زودتر آزاد شود.

این رفتار بسیار غیرطبیعی بود در تمام پرونده‌هایی که من رسیدگی کردم اولیای دم حتی اگر اعلام رضایت می‌کردند درخواست مجازات متهم را داشتند. من تا به حال خانواده‌ای را ندیده بودم که از مرگ عزیزش خوشحال باشد.

با اصرار زیاد از همسر مقتول خواستم توضیح دهد به چه دلیل به فاصله چند ساعت از مرگ شوهرش اعلام رضایت کرده است و مادر شوهرش هم بدون هیچ ناراحتی خواستار آزادی متهم به قتل است.

زن جوان به من گفت دوست ندارد علت آن را در برابر فرزندانش توضیح دهد اگر دادگاه اصرار دارد که موضوع را بداند نباید بچه‌ها در دادگاه باشند.

من از بچه‌ها خواستم بیرون منتظر باشند. بعد از زن جوان خواستم توضیح دهد به چه دلیل رضایت داده است. زمانی که او لب به سخن گشود و گفت که شوهرش چه مشکلاتی را برایش به وجود آورده است فهمیدم چرا برادر مقتول دست به قتل زده است.

این زن گفت که شوهرش یک دائم‌الخمر بوده و مشکلات زیادی را برای او به وجود می‌آورده است. این زن گفت: چند سال قبل شوهرم به مشروب اعتیاد پیدا کرد و آنقدر معتاد شد که زندگی خانوادگی ما تحت تاثیر قرار گرفت. هر وقت شوهرم مست می‌شد، من را کتک می‌زد واذیتم می‌کرد و می‌گفت هرچه می‌گوید باید انجام دهم. بارها و بارها آنقدر از دست شوهرم کتک خوردم که تا پای مرگ رفتم. نمی‌توانستم شوهرم را ترک کنم چون 2 دختر داشتم و آنها به حمایت من نیاز داشتند. کم‌کم وضعیت شوهرم بدتر شد. سرکار نمی‌رفت و دچار بیماری‌های مختلف شده بود، برادر شوهرم از ما حمایت می‌کرد. او مرد بسیار خوبی است. خودش مجرد بود با این‌که می‌توانست درآمدش را صرف آینده‌اش کند اما اصلا به این موضوع فکر نمی‌کرد و به من و بچه‌هایم رسیدگی می‌کرد. او مثل یک برادر از من حمایت می‌کرد و بچه‌هایم هرچه می‌خواستند می‌خرید.

او حتی به برادرش هم کمک می‌کرد. چندین بار شوهرم را در مراکز ترک اعتیاد بستری کرد اما فایده‌ای نداشت. به محض این‌که شوهرم بیرون می‌آمد دوباره به سمت مشروب می‌رفت. هربار هم رفتارهایش بد‌تر از قبل می‌شد و بیشتر من را اذیت می‌کرد. همیشه جایی از بدنم کبود یا زخمی بود.

کار آزارم می‌داد. من نمی‌دانستم باید چه کنم، امان از من گرفته شده بود. مادرشوهرم هم در جریان ماجرا قرار داشت. او می‌دانست که پسرش چه بر سر من آورده بود. شوهرم برای به دست آوردن پول مشروبش هر کاری می‌کرد او حتی بارها مادرش را برای گرفتن پول کتک زده و او را هم به حال مرگ انداخته بود. تنها کسی که می‌توانست جلوی شوهرم را بگیرد، برادرشوهرم بود.

تا این‌که این اواخر پا را از حد فراتر گذاشت و از من خواست با مردان دیگر رابطه برقرار کنم و پول به دست آورم تا او مشروب بخرد. برادرشوهرم وقتی این موضوع را فهمید بشدت عصبی شد و از او خواست که به رفتارهایش پایان دهد.

درگیری‌ها بین ما بالا گرفت. برادرشوهرم مرد بسیار صبور و خوبی است و هرگز به کسی دست درازی نکرده بود. روز حادثه برادرشوهرم با مادرش به خانه ما آمد تا برایمان خرید کند و پول بدهد. شوهرم باز مست بود و حال بدی داشت او دوباره به سمت من حمله کرد و از من خواست برای انجام کار خلاف خانه یکی از دوستانش بروم و همین موضوع هم باعث عصبانیت برادرشوهرم شد. آنها با هم درگیر شدند. شوهرم گفت دخترانش را هم برای پول درآوردن به بیرون از خانه می‌فرستد. در این لحظه بود که برادرشوهرم با چاقو یک ضربه به شوهرم زد و او در جا فوت شد.

من اطمینان دارم اگر او زنده می‌ماند دخترانم را به فساد می‌کشاند و به خاطر این‌که دخترانم نجات پیدا کرده‌اند، خوشحال هستم.

گفته‌های این زن مورد تایید مادرشوهرش هم قرار گرفت. به همین خاطر من حبسی تعلیقی به متهم دادم و به این نتیجه رسیدم او قتل انجام داد تا از خانواده برادرش حمایت کند.

حجت‌الاسلام حسینی کوه‌کمری، قاضی دادگاه تجدید نظر ارومیه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها