چون پس از انقلاب سال گذشته مصر دیگر امکان ادامه وضعیت پیشین برای این جماعت که در زمان حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر جنبشی ممنوعالفعالیت بود، غیر ممکن مینمود.
نگاهی به نفوذ و برد این جنبش در مصر ثابت میکند که رژیم سابق در سرکوب جماعت اخوان المسلمین و استفاده از آن به عنوان ابزاری برای ترساندن غرب ناموفق بوده است.
اما با از پیشرو برداشته شدن موانعی که رژیم سابق از ترس به قدرت رسیدن این جماعت بر دست و پای آن نهاده بود، اکنون وقت آن فرارسیده که اخوانیها ثابت کنند، تمام آن ترس و واهمهها ساخته و پرداخته خود رژیم بود. به همین دلیل در اولین اقدام پس از انقلاب مصر اخوانیها درخواست تاسیس حزبی به نام حزب «عدالت و آزادی» کردند.
بویژه آن که در این راه قانون پیشین احزاب در مصر نیز اصلاح گردید و بر اساس قانون جدید تمام احزاب از هر جریان و نحله فکری اجازه دارند، در این کشور فعالیت کنند و نظام فعلی اجازه ندارد، گروه یا جریانی را از فعالیت باز دارد.
هماکنون بسیاری چشم به تاسیس حزب آزادی و عدالت دوختهاند، چرا که تاسیس این حزب و استقلال ساختاری و عملکردی و همچنین ایفای نقش مستقل آن در عرصه سیاسی مصر میتواند اولین گام در راه رشد و پیشرفت جماعت اخوان المسلمین باشد.
البته در این میان جنبش اخوان المسلمین نیز میتواند در چارچوب قانون فعالیت جماعتها و جنبشها همچنان به فعالیت خود در مصر ادامه دهد و بسان 3 دهه اول تاسیس و شکلگیری خود به فعالیتهای گذشته خود بازگردد، اما به نظر میرسد جنبش باید میان فعالیتهای سیاسی مختص حزب و فعالیتهای تبلیغاتی مختص جنبش تمایز قائل شود و اینجاست که مساله استقلال کارکردی حزب از جماعت بیش از پیش اهمیت مییابد.
اگرچه موضوع استقلال کارکردی حزب و جماعت اخوان المسلمین موضوع مهمی است که بسیاری از صاحبنظران برآن تاکید دارند، با این حال وجود برخی عوامل از جمله داشتن مرجعیت و تاریخ واحد و مشترک و نیاز حزب به پایگاه و نفوذ عمیق و گسترده مردمی موجب میشود که این دو نهاد نتوانند از یکدیگر به طور کامل جدا شده و به شکلی مستقل به فعالیتهای خود ادامه دهند.
بر این اساس کارشناسان توصیه میکنند، حتی اگر امکان جدایی و استقلال کامل حزب از جماعت وجود نداشته باشد، باید میان آنها خط فاصل آشکار و روشنی وجود داشته باشد تا ضامن استقلال فعالیتهای سیاسی حزب از یک سو و فعالیتهای مذهبی و تبلیغی جماعت از سوی دیگر باشد و به نظر میرسد با توجه به گرایشات، افکار و اندیشههای جدیدی که در جماعت به طور خاص و جامعه مصر به طور عام، پای به عرصه سیاست گذاشتهاند، این اقدام به سود جماعت نیز باشد.
بنابراین اولین اقدام شایسته این است که بنیانگذاران و اعضای حزب آشکارا و علنی استعفا و کنارهگیری خود از جماعت را اعلام کنند و انتخاب «سعد الکتاتنی» به عنوان نماینده بنیانگذاران حزب اقدامی شایسته بود که نشان میدهد، خود اخوانیها بیش از هرکس دیگری بر این امر واقفند. بویژه آن که الکتاتنی دارای خبرگی و تجربه فعالیتهای پارلمانی، رهبری و راهبری نمایندگان اخوان المسلمین در پارلمان مصر طی سالهای 2005 تا 2010 است.
اگر الکتاتنی و اخوانیهایی که مسوولیت تاسیس حزب آزادی و عدالت را برعهده دارند، بتوانند بر استقلال خود از جماعت تاکید کنند و آن را به اثبات برسانند، بیشک تاریخ مصر نقش بسیاری مهمی را برای آنها از جهت برداشتن چالشهای موجود و قدم نهادن در راه آزادی و دموکراسی در مصر به ثبت خواهد رساند.
اینجاست که میتوان گفت، حزب آزادی و عدالت مورد استقبال و توجه بسیاری در مصر قرار خواهد گرفت، بویژه اگر حزب اعلام کند در برنامههای سیاسی خود به موضوعاتی چون کاندید کردن زنان و قبطیها در انتخابات ریاست جمهوری نیز توجه دارد.
به هر روی اقدام اخوانیها در تاسیس حزب سیاسی مستقل را باید گامی اساسی و مهم در راه ایجاد تغییر و تحولات دموکراتیک در این جماعت برشمرد که شایسته تشویق و تقدیر است و در این راه انتظار میرود اخوانیها بتوانند همسو با تغییر و تحولات جاری در عرصه سیاسی مصر گام بردارند.
اخوانیها اگرچه رقم زننده انقلاب مصر نبودند، اما به اذعان همه در آن مشارکت فعالی داشتند و نقش بسیار مهمی را در آن ایفا کردند. جوانان اخوان در چهارشنبه سیاه مصر که مبارک طی آن تلاش کرد به هر طریق ممکن بر انقلاب مصر فائق آید، نقش بسیار مهمی ایفا کردند و کسی نمیتواند منکر این امر باشد، اما اخوانیها نیز باید به این نکته توجه داشته باشند، همانگونه که مصر، مصر گذشته نیست، اخوانیها نیز نباید اخوانیهای گذشته باشند، آنها باید دیدگاهها و اندیشههای خود را تغییر دهند و همگام با تغییر و تحولات تغییر کنند و متحول شوند.
الاهرام
مترجم: قبس زعفرانی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....