هرچند ما بنا بر سبک و سیاقی دیرپا عادت کردهایم که به ادبیات غیر از مقوله شفاهی آن به چشم کلمههای نوشته شده بر کاغذ نگاه کنیم. در واقع ما ادبیات را تا به حال در قالب کلاسیک آن یعنی کتاب شناختهایم و با آن انس گرفتهایم و گمان میکنیم ماندگاری نوشتهها و کلمهها روی کاغذ محتملتر و ماندگارتر است، در حالی که اکنون، به دلیل آسان شدن ارتباطات، ادبیات اینترنتی میتواند بسیار آسانتر، زودتر و سریعتر به دست مخاطبان خود برسد. ادبیات ناگزیر است در دنیای مجازی حضور داشته باشد چون دنیای واقعی ظرفیت ارائه تمام آثار خلق شده را ندارد و به خصوص جوانها به جرم جوانی در دنیای واقعی ادبیات، سهم کمتری دارند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که توجه کنیم اکنون ادبیات کاغذی ما در وضعیتی به سر میبرد که از هر ۱۰۰۰ نسخه کتاب داستان یا شعری که چاپ می شود، ۱۰۰ نسخه بیشتر به فروش نمیرسد و بقیه یا تحویل نویسنده داده می شود که خودش فکری به حال آنها بکند یا این که آن قدر در انبارهای ناشران و پخشیها و ... میماند تا روزی که تمام شوند که آن روز هیچ گاه چندان نزدیک هم نبوده است. در چنین شرایطی، ادبیات جدی در اینترنت مخاطبان ویژه خودش را یافته است و کسانی که در این زمینه فعالیت میکنند، با جدیت کار خود را دنبال می کنند. حالا، کم نیستند سایتهای شعر و داستان و نقد ادبی که پر از مطالب ارزشمندند. بهزعم نویسندگان و مدیران این سایتها و وبلاگها، خلاقیت لزومی ندارد که حتما خودش را با خودکار و قلم و بر روی کاغذ بروز دهد. اکنون آن را میتوان در صفحات بیشمار وب نیز یافت. نویسندگان جوانی که فقط به نوشتن فکر می کنند و این که چگونه نوشتهشان را به دست مخاطب برسانند.
نویسندگان اینترنتی، نسل تازه
هر چند ادبیات اینترنتی در ایران نوپا تلقی میشود، بدیهی است که به تدریج به تکامل خواهد رسید و تاثیرگذاری فرهنگی آن عمیق خواهد بود. از این رو شاید به جریان ادبیات در اینترنت باید به چشم جدیتری نگریسته شود و آن را به مثابه یک پدیده آسان، سریع و کمخرج برای ارتباط میان نویسنده و خواننده به شمار آورد. نگاهی به ادبیات نگاشته شده در اینترنت نشان میدهد که بسیاری از آنها قابل تامل و بحث است. مهمترین منابع برای دستیابی به ادبیات اینترنتی سایتهای فرهنگی و هنری و وبلاگهایی با همین مضمونها هستند. نسلی که این آثار را به رایگان در اختیار مخاطبان و منتقدان میگذارند، خود خالق گونههای جذاب و جدیدی از ادبیات هم شدهاند که نویسندگان نسلهای قبلی را نیز به تکاپو واداشته و اکنون بسیاری از نویسندگان حرفهای هم تلاش میکنند سهمی در این دنیای مجازی داشته باشند و ضمن انتشار آثارشان در فضای مجازی، شیوههای دیگری از روایت را هم تجربه کنند و آن همان وبلاگنویسی است که از قضا وقتی به وسیله یک نویسنده انجام میشود، خواندنیتر هم می شود.
انجمن ادبی مجازی
وقتی سخن از محفل ادبی به میان میآید، برای برخی تصویر جایی ترسیم میشود با چند شمع نیمسوخته، چند شاعر و نیمشاعر تکیه داده بر متکا و مخده، بر زمین نشستهاند، از میانشان کسی آخرین غزلی را که سروده با عمق احساسات برمیخواند و هر از چندگاه کسی یا کسانی احسنت احسنت گویان بیدریافت مضمون به به میگویندش.
محافل ادبی بهرغم تصور برخی میتواند در تحول زندگی که نیازمند موضوع این محافل یعنی ادبیات است، موثر باشد. مثال ملموس چنین محافلی، همان گروه اربعه (هدایت و علوی و مینوی و فرزاد) در عهد رضاشاه است که با آثار خود ادبیات مدرن را تا حد زیادی به ایران وارد کردند، بعد از آن باید محافل کافهنشینانی را قید کرد که در خفقان سیاسی دهه30و40 (بعد از کودتای 28مرداد) شکل گرفت و نتیجه آن محافل در تحول اندیشه بسیاری از جوانان موثر بود. وقتی به پویایی این محافل در ایجاد تحولات اجتماعی و فرهنگی توجه کنیم، قدر محافل مجازی را که به مدد اینترنت پدیدار شده خواهیم دانست و از این موقعیت بیشتر از آن چه که هست استفاده میکنیم. محافل ادبی، از دیرباز مجالی بودهاند برای عرضه جدیدترین آثار ادبی خلق شده به وسیله شاعران و نویسندگان جوان و بسیاری از آثاری که بعدها منتشر شدند، اولین بار در چنین محافلی خوانده شدهاند. در حالی که زندگی مدرن مجال حضور شاعران و نویسندگان جوان را در چنین محافلی نمیدهد و گویی محافل حضوری از رونق افتادهاند، اما در عوض فضای مجازی زمینهای فراهم کرده که انواع و اقسام محافل مجازی در استانها و شهرهای مختلف کشور برپا شوند که عمده برگزارکنندگان آن جوانان نسل سومی بودهاند و همچنان بار مدیریت و به روزرسانی این گونه محافل را به دوش میکشند. یک جستجوی ساده در اینترنت نشان میدهد که چندین و چند وبلاگ و سایت ادبی فعال در کشور وجود دارد و البته باید به این تعداد وبلاگهایی را هم افزود که در آن نویسنده به انتشار آثارش میپردازد و بیمنت ناشر و دغدغه تیراژ، اثرش را به مخاطبی وسیع ارائه می دهد.
حضور خاموش
تشکیل محافل ادبی مجازی اتفاق فرخندهای است، اما دغدغههای تازهتری هم با تشکیل این محافل مجازی ایجاد شده است. خواندن بخش مهمی از زندگی اهل قلم را تشکیل میدهد و از زمانی که رایانه و دنیای اینترنت به روی مردم باز شده، این خواندنها سادهتر و امکان دسترسی به متون مختلف بیشتر فراهم شده و شاید آثاری که در خواب نمیدیدیم در فضای اینترنت قابل دسترس است. اینترنت به ما متنی برای خواندن میدهد یا با کمک محیط چندرسانهای امکان انواع استفادهها از آثار هنری و نیمه هنری را فراهم میآورد، خاصیت دیگری هم دارد که تا دیروز کتاب، مجله و روزنامه کمتر قادر بودهاند آن را برایمان مهیا کنند. این خاصیت، همان تعاملی بودن اینترنت است. یعنی وقتی چیزی را میخوانید میتوانید بلافاصله درباره آن بدون آن که نیاز به زمان طولانی باشد، نظر بگذارید، و نظر دیگران را خیلی زود بخوانید. این به آن معناست که باب بحث و گفتوگو در این فضا براحتی باز است. در چنین فضای مساعدی متاسفانه مخاطبان بیشتر استفاده کننده از مطالب دیگران هستند، ولی تمایلی به شراکت در بحثها و اظهارنظر نیستند.
در حالی که ویژگی مثبت و مهم یک محفل ادبی باید این باشد که تبادل نظر و نقد در آن صورت بگیرد و اثر از آن حالت خامی که در ابتدای ورود به محفل داشت، تبدیل به نوشتهای پخته و نقد دیده شود. اما اکنون به ندرت میتوان دید که مخاطبان محفلهای مجازی ادبی، دست به نقد جدی آثار منتشر شده در آنها بزنند. به اینترتیب است که در وبلاگهایی که روزانه 300 تا 400 بازدیدکننده دارند تعداد نظرات جدی و متعاقب آن بحث منطقی به کمتر از انگشتان یک دست میرسد و بیشتر مخاطبان تنها به بیان اینکه مطلب را خواندهاند و لذت بردهاند اکتفا میکنند.
لیلا شریعتی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....