مثلا شخص شما هم با دیدن دسکتاپی که اطلاعات مختلف را با نامگذاریهای واضح و گویا در فولدرهای مجزا قرار داده، احترام نمیگذارید؟ آن هم در مقایسه با درایوهای خودتان که پر است از فولدرهایی با نام نیوفولدر 1، نیوفولدر 2 و به این ترتیب تا جایی که گاهی حتی به خاطر این بینظمی اطلاعات مهمی را هم از دست دادهاید. فولدرهای تازهای که از روی عجله و بیحوصلگی و بیهیچ نظم هدایتکنندهای کنار هم چیده شدهاند. میدانید مشکل شما چیست؟ اهمیت طبقهبندی را نمیدانید. به قول روانشناسها آدمها با پذیرفتن نظم به مفهوم عامتر آن از اشکال پیچیدهتر نظم که طبقهبندی یکی از آنهاست، غافل شدهاند.
برگردیم به دسکتاپ و فولدرهای مرتبی که قرار است شما با دیدنشان در کامپیوتر فرد دیگری حظ ببرید و به فکر فرو بروید. میبینید که او وقتی به دنبال عکسهای یادگاریتان در تابستان 1385 میگردد، همانها که در بابلسر بود، لازم نیست تمام فولدرهای عکس را زیر و رو کند یا اینکه با فشار بسیاری که به مغزش میآورد پوشه مربوط به آن را حدس بزند. او احتمالا اسم فولدر مربوط را گذاشتهاست: تابستان 85 ـ بابلسر.
اما آدمها مفهوم نظم و طبقهبندی را قاطی و یکی را به خاطر دیگری فدا میکنند. در این میان طبقهبندی بیشتر مورد کملطفی قرار میگیرد، چراکه نظم خیلی پیش از اینها مقبولیت مردمیاش را پیدا کرده است. ممکن است همین آدمی که از دسکتاپ مرتبش حرف زدیم، در اتاقی زندگی کند که به نظر شما کثافت از سر و رویش میبارد. همان تصویر همیشگی لیوانهای نشسته و ظرفهای میوه و غذا که روی هم تلنبار و در زیر تخت پنهان شدهاند. احتمالا لباسهای نشستهاش را بارها و بارها به تن میکند و از تمیزی و مرتب بودن آنقدرها بهرهای نبرده است. اما یادتان باشد احتمالا او در مقایسه با شمایی که اتاقتان از تمیزی برق میزند و حتی سطل آشغال اتاق را هم هر شب خالی میکنید، راحتتر زندگی میکند، البته اگر از مشکلات دیگری در زندگیاش رنج نبرد!
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....