از طرفی دیگر حوصلهای که مخاطب بزرگسال میتواند برای دیدن یک فیلم ـ مخصوصا داستانی ـ به خرج دهد، به هیچوجه از مخاطب کودک انتظار نمیرود. بچهها دوست دارند به جای شنیدن مقدمه و پیش در آمد، از همان ابتدا سراغ داستان بروند. دشواریهای خاص فعالیت و تولید کالای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان از همینجا آغاز میشود؛ یعنی شناخت مختصات، پتانسیلها و چارچوبهای فعالیت در این حوزه، هم به دلیل حساسیت و شکنندگی این قشر سنی و هم به جهت تاثیر بیش از اندازه اینگونه روایی بر این گروه سنی.
مطلب این هفته اختصاص دارد به کارتون پاندای کنگفوکار که اخیرا از صداوسیما پخش شد. تیتراژ ابتدایی و انتهایی فیلم تقریبا مشابه است. از همان ابتدا به سراغ داستان اصلی میرود و پروسه معرفی شخصیتهای اصلی داستان را در همان تیتراژ ابتدایی انجام میدهد. جدای از معرفی شخصیتها، فضای داستانی و تم اصلی آن را نیز نمایش میدهد، از طرفی نمیخواهد تا مثل تیتراژ آثار بزرگسال باشد و از همان ابتدا نوشته روی تصویر نمایش نمیدهد و دست به خلاقیت جالب توجهیزده است؛ از سبک نقاشیهای سنتی چینی استفاده کرده است، اما نه به صورتی که مستقیما سراغ نگارههای مینیاتوری چینی برود، بلکه از میان دهها ویژگی مختلف این سبک نقاشی، صرفا چند ویژگی آن را در تیتراژ رعایت کرده و سعی کرده است که آن را از باقی فضای گرافیکی فیلم مجزا کند. از جمله آن ویژگیها میتوان به عدم وجود پرسپکتیو در آن نقاشیها اشاره کرد که در تیتراژ ابتدایی فیلم هم رعایت شده و پرسپکتیو به گونهای دیگر نمایش داده شده است. تصاویر عمق ندارند و صرفا با پشتسر هم قرار گرفتن، موقعیتشان را به ذهن متبادر میکنند و از همان ابتدا سعی شده بار طنز و کمیک فیلم منتقل شود. خصوصا هنگامی که با شروع فیلم و برخورد با شخصیت اصلی پاندا در تقابل قرار میگیرد.
نکاتی که در ابتدای متن به آنها اشاره شد، برخی از ویژگیهایی است که در حوزه کودک و نوجوان میبایست رعایت شود و تیتراژ پاندای کنگفوکار بهانه خوبی بود برای بررسی و توصیف برخی از این چارچوبها.
حمیدرضا رفعتنژاد
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....