یک گوینده باید از کجا شروع کند؟
گوینده پس از اینکه فن بیان و صداسازی و استفاده درست از اندامهای گفتاری را یاد میگیرد، تازه یادگیریاش شروع میشود. او باید زبان فارسی و بیان فارسی را برای انتقال همه دانستهها به خدمت بگیرد و بر آن تسلط کافی پیدا کند. بیان فارسی یک بیان موسیقایی دارد که با زبانهای دیگر متفاوت است. بیش از 90 درصد واژههای زبان فارسی یک هجایی است و هر هجا مرز و محدودهای دارد که اگر به واژههای قبل از خودش بچسبد یا در حقیقت ترکیب شود واژه تازهای میسازد، پس در بیان فارسی باید کمال دقت را به کار برد تا ترکیب پسوند و پیشوند و تغییر معنی به وجود نیاید. باید توجه داشته باشیم که زبان فارسی از نظر اصول زبانشناسی، زبانی است ترکیبی و مثلا با زبان عربی که زبانی است اشتقاقی کاملا فرق میکند، در نتیجه گوینده موظف است قوانین زبان و بیان فارسی را کاملا رعایت کند، ضمنا دو دستگاه (دستور زبان) و (تلفظها) را که در همه زبانهای دنیا جزو ارکان زبان است و باید بدون تغییر باقی بماند بشناسد. در زبان فارسی حفظ این دو دستگاه نیز جزو اصول گویندگی است.
هر واژهای که وارد زبان فارسی شده باید تابع قوانین این دو دستگاه باشد. ما از زبان عربی بیش از هر زبان دیگری واژه گرفتهایم. این واژگان باید تابع قوانین دستوری (دستور زبان و بیان فارسی) و قوانین آوایی زبان فارسی باشد.
این قوانین جزو اصول گویندگی هستند، پس او در هر شبکهای که کار کند و برای هر رادیویی و برای ارتباط با هر طبقهای که باشد به هیچ عنوان نمیتواند این قوانین را نادیده بگیرد و آنها را تغییر دهد. در این صورت میماند وظایف نویسنده که برنامه رادیویی را برای چه شبکهای و برای چه طیف و طبقهای از مردم میسازد.
خیلی از گویندهها به خاطر جذب مخاطب از هر شیوه و بیانی استفاده میکنند، این نوع بیانها یا این شیوههای حرف زدن در برنامههای رادیویی چه جایگاه و کاربردی میتواند داشته باشد؟
گوینده نبایستی به بهانه اینکه برای طیف خاصی مثلا جوانان برنامه اجرا میکند این قوانین را زیر پا بگذارد یا در آنها تغییری بدهد. باید توجه داشته باشد که مردم از هر طبقه و صنفی که باشند بیان معیار را از رادیو و از زبان گوینده آموختهاند. پس گوینده قبل از هر چیز باید نقش آموزش خود را در اشاعه بیان معیار ایفا کند و اصول این بیان را نه تنها زیر پا نگذارد بلکه تغییر هم ندهد.
ما یک زبان رادیو داریم که از دهان گوینده میشنویم و باید قاعدهمند باشد؛ در واقع همان زبان یا بیان معیار. اما رادیو میتواند از شخصیتهای مختلف یا از کارشناسان و استادان و حتی از مردم در برنامههایش استفاده کند؛ یا حتی در یک نمایشنامه، تیپهای مختلفی را قرار دهد که هر یک معرف قشری از جامعه باشند که هر یک میتوانند زبان و لهجه و بیان خاص خود را داشته باشند. در بعضی برنامهها هم میشود تیپهای طنز و کمدی ارائه شود. متاسفانه چند سال است که واژههای مخفی یا به اصطلاح زبان مخفی، به صورت واژهنامه چاپ شده که این بزرگترین خیانت به زبان فارسی بوده است. این زبان و این نوع گفتار در این شکل و نمود، همیشه در جامعه وجود داشته اما هرگز وارد حوزه رسمی و نوشتاری نشده بود. بیان این واژهها از دهان یک تیپ هیچ اشکالی ندارد، ولی اشتباه رادیو این بوده که اجازه داد این واژهها وارد زبان رسمی گویندگان شود و اضافه بر آن لحن نامناسبی هم با آن همراه شد. زبان رسمی، همیشه مورد نیاز مردم جامعه است، چون مردم بهواسطه آن آموزش میبینند، ولی سودجویی و کم اطلاعی باعث شد این اتفاق در رادیو بیفتد. با این حال افراد فرهیخته و باسواد هرگز این کار را نمیکنند چون میدانند فرهنگ جامعه لطمه میخورد.
شیوههای اجرای جوانهای امروز را چطور میبینید، آیا این شیوهها را قبول دارید؟
من این شیوههای اجرای تازه و جدید را مغایر با اصول زبان فارسی میدانم زیرا اضافه بر آنچه گفتم لحن مناسب با هر پیامی و ادب گفتاری را نیز از گوینده میآموزیم.
استفاده از واژگان خاص بعضی از طبقات و بعضی ارتباطها، ارتباطهای خارج از مناسبتهای رسمی به اصل فرهنگی زبان لطمه وارد میکند. خیلی روشنتر عرض کنم همه جوانان دنیا در هر سرزمین که فکر کنیم در سنین بین نوجوانی تا پایان جوانی و ورود به سنهای بالاتر از یک فرهنگ و گفتار خاص در روابط خصوصی خود بهره میگیرند و پس از طی مراحل جوانی و ورود در اجتماع رسمی و ازدواج، دنیای واژگانی و فرهنگی خود را تغییر میدهند؛ به این ترتیب باید قبول کنیم در هر دورهای از ادوار زندگی، ما از فرهنگ خاص همان دوره استفاده میکنیم. برگردیم به سوال شما، از آنجا که همه مردم از رادیو و از زبان گوینده بیان معیار را میآموزند گوینده یا مجری حق ندارد از واژگان غیر رسمی و خارج از حوزه ادبی و ترتیبی و فرهنگی خود استفاده کند.
بعضیها معتقدند این زبان معیاری که شما صحبت میکنید زبان معیار 30 سال پیش است
نه امروز. چقدر با این حرف موافقید؟
من اصلا این نظر را نمیپذیرم که به دلیل تغییرات اجتماعی و پیشرفتهای ارتباطات و دانش و فن امروز، ما میتوانیم بیان و فرهنگ خود را هم تغییر دهیم. زبان مهمترین ابزار و وسیله ارتباطی بین افراد و جامعه است. ما اگر علم و دانش و فناوریهایمان پیشرفت یا تغییر میکند با همان بیان معیار براحتی میتوانیم این تغییر را نشان بدهیم.
مکانیزم صداسازی چگونه صورت میگیرد؟
صداسازی یک کار کارگاهی و عملی است که طی تمرینهای متعدد و مختلف صورت میگیرد. در اغلب مواقع بیشتر عضلات ما در حال انقباض است و ورزش کردن این امکان را میدهد که عضلات را از این حالت دربیاوریم و آنها را به آرامش برسانیم. با این حساب نصف بیشتر تارهای صوتی ما در حال انقباض است. پس با تمرینها و فنونی که وجود دارد، میتوان این تارها را فعال کرد. وقتی تارهای صوتی فعال میشوند، 3 حفره طنینانداز گلوگاه، دهان و بینی باز میشوند که باعث میشود «صدا» گردش و طنین خوش پیدا کند.
استقبال جوانان از آموزش گویندگی در رادیو چگونه است؟
امروز، آموزش خریدار کمی دارد. شاید تصور عدهای این است که میشود با دوستی و رابطه زودتر به مقصد رسید، اما آموزش به زحمت، تفکر و کسب مهارت و البته زمان نیاز دارد. امیدوارم مسوولان ما به این نکته توجه کنند که زبان، قاعدهمند است و با حرف زدن معمولی تفاوت دارد. پایه و اساس فن بیان و گویندگی، ارتباطهای کلامی و گفتاری است و زبان و کلام هر سرزمین، تابع فرهنگ، تمدن، آداب و رسوم آن مملکت است. شرط اصلی موفقیت در گویندگی انجام تمرینهای لازم، آگاهی از فنون بیان، داشتن تفکر، تمرکز فکر و انضباط فکری و عملی است.
از خودتان بگویید. از کجا شروع کردید؟
برای اولین بار کارم را در رادیو زاهدان همزمان با افتتاح این رادیو در تابستان 1338 آغاز کردم. پس از مدتی برای سربازی به تهران آمدم. در مدت کوتاهی که به وطن خدمت میکردم در رادیو نیروی هوایی آن زمان مشغول به کار شدم و پس از آن در اردیبهشت 42 بهطور رسمی کارم را از رادیو ایران شروع کردم.
از رادیو نیروی هوایی بگویید. چطور بود؟
تقریبا سال 40 زمانی که یک سرباز بیست ساله بودم وارد رادیو نیروی هوایی شدم و یک سال و نیم آنجا خدمت کردم؛ مجوزی از ستاد نیروی زمینی ارتش گرفته بودم که هفتهای 3 روز خدمتم را در رادیو نیروی هوایی انجام دهم. من حتی بابت این کار حقوق میگرفتم. رادیو نیروی هوایی یک رادیوی مردمی بود، آهنگهای مردمی و کوچه بازاری پخش میکرد گاهی هم آهنگهای ساده رادیو ایران را بین برنامهها پخش میکرد. یادم میآید مرحوم شادروان محسن فرید، هنرمند خوب و فعال کشورمان که آن سالها در تئاترهای لاله زار بازی میکرد داستان شب را پیشنهاد داد و برای اولین بار داستانهای هزار و یک شب از رادیو نیروی هوایی پخش و با استقبال مردم روبهرو شد و رادیو ایران هم داستان شب را با اقتباس از داستانهای هزار و یک شب هر شب، از این شبکه رادیویی پخش کرد. در رادیو نیروی هوایی ما برنامه تلفنی داشتیم و من مجری این برنامه بودم. مردم آهنگهای مختلف درخواست میکردند و ما پخش میکردیم. آقای اسدالله پیمان، گوینده موفق رادیو هم کارش را از رادیو نیروی هوایی شروع کرده بود.
این رادیو در کجا واقع بود و چند استودیو داشت؟
در انتهای خیابان نیروی هوایی واقع در باشگاه نیروی هوایی (دوشان تپه) ساختمان کوچکی داشت که از چند اتاق تشکیل شده بود؛ اتاق بزرگ را استودیو کرده بودند و اتاق فرمان و فرستنده هم آنجا بود، بعد از چند ماه کار اتاق دیگری را هم به صورت استودیو برای ضبط برنامه ساختیم.
برنامههای این رادیو تولیدی بود یا زنده. چه ساعاتی برنامه داشت و کدام منطقه را پوشش میداد؟
بیشتر برنامهها زنده بود، حتی موسیقیها. خوانندهها میآمدند در سالن رادیو و به همراه نوازندهها مشغول به کار میشدند و پشت میکروفن میخواندند و مینواختند و همه اینها به طور زنده از رادیو پخش میشد. رادیو نیروی هوایی از ساعت 9 صبح تا 1 بعداز ظهر و از ساعت 17 تا 21 شب برنامه داشت کل تهران را پوشش میداد بعضی از شهرستانهای نزدیک هم میتوانستند برنامههای این رادیو را گوش کنند.
برگردیم به آن زمان. چند رادیو در ایران مشغول به کار بود؟
غیر از رادیو نیروی هوایی و رادیو ایران، رادیو تهران هم برای قشر روشنفکر برنامههای ادبیات جهان و کلاسیک ایران را تهیه میکرد.
آیا از همان ابتدا میدانستید که گوینده موفقی میشوید؟
چون ادبیاتم خوب بود و گاهی شعر میگفتم و جشنهای مدرسه را اجرا میکردم و از گویندگان معروف آن موقع تقلید میکردم، میدانستم که به درد این کار میخورم. تصادفی به گویندگی روی نیاوردم بلکه با اطلاع و آگاهی آمدم و از همان ابتدا با بازیگری، کارگردانی، خبرخوانی و خواندن شعر و ادبیات و برنامههای اجتماعی کارم را شروع کردم. خوشبختانه شهرستانها این فرصت را به کسانی که علاقهمند هستند، میدهند.
در این 51 سال که از سابقه فعالیت شما در رادیو میگذرد، بیشتر چه برنامههایی را اجرا میکردید؟
من در خدمت استادانی همچون شادروان انجوی و مهدی سهیلی تلمذ کردهام. قبل از انقلاب فقط خبر مشروح را همراه با گویندگانی همچون مولود عاطفی، شکوه رضایی و فرنگیس اردلان میخواندم و برنامه شعر و ادبیات همچون کاروان شعر و موسیقی را همراه با آذر پژوهش و فیروزه امیر معز اجرا میکردم. پس از ادغام رادیو و تلویزیون قرار شد که گویندگان خبر جز خبرخوانی کار دیگری نکنند اما چون دیدم خبر طبع مرا ارضا نمیکند، با اجازه شادروان تورج فرازمند مسوول رادیو از خبر کناره گرفته و به برنامههای ادبی و فرهنگی پرداختم. بعد از انقلاب هم به اجرای برنامههای ادبی و فرهنگی همچون در انتهای شب و سیمای فرزانگان پرداختم.
از لحن و بیان اجرا در برنامههای ادبی بگویید.
ما برای رساندن هر پیام و هر معنی و مفهومی لحن مناسب آن کار را به کار میبریم. در زندگی عادی هم همین طور است وقتی از همسرمان میخواهیم که کاری برایمان انجام دهد آن را با لحنی ملایم و خواهشگونه مطرح میکنیم، اگر به چیزی اعتراض داریم لحنمان عوض میشود. وقتی به صورت رسمی با کسی صحبت میکنیم اضافه بر لحنی که متناسب با موضوع و کلاممان به کار برده میشود؛ به مناسبت جایگاهمان و جایگاه مخاطبمان چیزی هم به لحنمان اضافه میشود که مربوط به جایگاهمان است. گوینده یک شبکه رادیویی و تلویزیونی یک شخصیت رسمی است و باید متناسب با این شخصیت لحن رسمی داشته باشد.
تاسیس رادیو را در به کار بردن گفتاری قانونمند چقدر موثر میدانید؟
پس از ایجاد رادیو بود که از بیان و گفتاری استفاده شد که قبل از آن نبود؛ مثلا در ایران قرنها است که از زبان فارسی استفاده میکنیم ولی آن زمان از نمود نوشتاری زبان فارسی استفاده میکردیم و نمود نوشتاری زبان فارسی زبان رسمی ایرانیان بوده است. زبان فارسی نمود گفتاری ثابت و قانونمندی نداشته، باسوادان ایران از طریق نوشتار با هم در ارتباط بودند! ولی از گفتاری یکسان و قانونمند برخوردار نبودند.
بهنظر میرسد شما بر این باورید استادان ادبیات در دادن اطلاعات و گویندگان رادیو در بیان گفتار صحیح به مردم نقش بسزایی دارند؟
از زمانی که رادیو در تهران شروع به کار کرد، بیانی پیدا شدکه به آن بیان معیار میگوییم و مردم گفتار معیار زبان فارسی را از گوینده یاد گرفتند. اکنون هم اگر یک استاد دانشگاه را در برنامه رادیویی و تلویزیونی دعوت کنیم همین بیان فارسی را با لهجه مادریاش صحبت میکند حتی از نظر صدا و فرکانس صداها ممکن است صدای مطلوبی نداشته باشد و حتی دارای نقص تلفظی باشد. هرگز ندیدهایم که شنوندهای با برنامه تماس بگیرد و اعتراض داشته باشد اما اگر همین ایرادها به مقدار بسیار کم در صدا و گفتار گوینده مشاهده شود، شنوندگان تلفن و اعتراض میکنند چون گوینده را یک شخصیت رسمی رادیو و تلویزیون میدانند و هرگز انتظار ندارند این شخصیت رسمی بیان غیرمعیار داشته باشد. برای اینکه مردم بیان معیار، لحن مناسب و مودبانه و تربیت صحیح گفتاری را از گوینده یاد گرفته و میگیرند نه از استاد دانشگاه. مردم از استاد دانشگاه اطلاعات و دانش را فرا میگیرند حتی اطلاعات و دانش مربوط به زبان. البته در نمود نوشتاری و در قوانین شعر و نوشتار، بیان معیار در صدا و لحن و گفتار گوینده نمود پیدا میکند.
در این میان برنامهسازان رادیو برای آشنا کردن جوانان با مشاهیر ادب فارسی ایران چه نقشی دارند؟
هر برنامه رادیویی با یک همکاری گروهی شکل میگیرد، به وجود میآید و پخش میشود. مسوولیت کار گروهی به عهده گروه است و مدیران شبکهها مسوول هماهنگی و همکاری گروه هستند ولی اغلب مشاهده شده که اعمال سلیقه میکنند که این غلط است. همه کارهای رادیو باید با همکاری عملی و فکری انجام شود. بسیاری از متفکرین ما، دانشمندان و استادان معتقدند که همه فرهنگ ما در آثار نوشتاری بزرگانمان تجلی پیدا کرده و باید به شکلها و طرق درست به گوش نسلهای مختلف ایرانی برسد بخصوص جوانان تا به قول شادروان یوسفی آنها را ایرانیان بافضیلتی بار بیاورد که به فرهنگ گذشته و آثار فرهنگی خودشان افتخار کنند و به قول ایشان ایرانی بافضیلت کسی است که با آثار ادبی فرهنگ فارسی آشنا و مانوس باشد.
در حال حاضر چه میکنید؟
در اکثر شبکههای رادیویی و تلویزیونی برنامه اجرا میکنم. در بعضی برنامهها به صورت کارشناس و در بعضی برنامهها به عنوان نویسنده، گوینده و مجری فعالیت دارم. همچنین برای شبکه رادیویی ایران صدا، کل شاهنامه را خواندهام که آرامآرام این اثر هنری در سایت قرار میگیرد. ضمن اینکه طرح کل ادبیات را به رادیو ایران ارائه دادم که قرار بود این برنامه از خمسه نظامی شروع شود، ولی فعلا از حافظ شروع کردهایم.
در حال حاضر برای رادیو ایران برنامه ادبی
بر بال غزل را اجرا میکنید. از این برنامه برایمان صحبت کنید؟
برنامه بر بال غزل سعی دارد که تمامی غزلیات حافظ شیراز را از ابتدا تا انتهای دیوان مرور کند.
در این برنامه غزلی از حافظ خوانده میشود، در فرصت باقی مانده که بیش از چند دقیقه نیست به حداقل دادن اطلاعات بسنده میکنیم. معنای مختصر بعضی از واژگان و معرفی نسخه بدلهای حافظ از دیگر بخشهای این برنامه است. متاسفانه به خاطر ضیق وقت نمیتوانیم راجع به زیباییهای شعر و هنر حافظ و صنایع شعری که در یک غزل به کار رفته صحبت کرد.
من شیوههای اجرای تازه و جدید را مغایر با اصول زبان فارسی میدانم
اگر بخواهم در خصوص موسیقی این برنامه صحبت کنم باید به موسیقی آرم که قطعه بسیار زیبایی از مرحوم پرویز مشکاتیان آهنگساز مشهور ایران است، اشاره کنم. در این قطعه موسیقی فاصلههای مناسبی برای گنجاندن کلام و نام برنامه وجود دارد که در قالب سنتی اجرا شده و برای این برنامه که از اشعار کلاسیک و سنتی بهره میبرد، موسیقی بسیار مناسبی است. همچنین در این برنامه از تک نوازی اساتیدی چون معروفی، عبادی، یاحقی، شریف و اسدالله ملک، حبیبالله بدیعی، جلیل شهناز، کسایی و همه نوازندگان چیرهدست ایران استفاده میشود؛ به طوری که سعی کردیم حتی یک قطعه در 2 برنامه استفاده نشود و تنوع موسیقایی برنامه حفظ شود. این برنامه که از دهم مهرماه به روی آنتن رفته، هر شب از ساعت 45/21 از رادیو ایران پخش میشود.
پس این کار غیر از آن حافظخوانی ای بوده که در لوح منتشر شده بود؟
سالها پیش با شرکتی قرارداد بسته بودم در مورد خواندن حافظ برای انتشار لوح. چون مبلغ قرارداد را تمام و کمال نپرداختند قسمتی از کار را در سیدی جمعآوری کردم و چون آموزشگاه داشتم سیدیها را در کلاس درس بین هنرجویانم تقسیم کردم تا بهتر آموزش ببینند و با خواندن زبان معیار آشنا شوند.
برای جوانهایی که علاقه به کار گویندگی دارند، چه پیامی دارید؟
کار گویندگی اگرچه در نگاه اول ممکن است همان حرف زدن به نظر برسد ولی حرف زدن با حساب و کتاب، رسمی و بسیار دقیق است. زبان یکی از مهمترین پدیدههایی است که انسان با آن سر و کار دارد، از طریق زبان انسان میتواند عمیقترین احساسات و افکار و تخیلاتش را حتی تجارب و دانش خود را به دیگران انتقال دهد و گوینده موظف است تمام دقایق آوایی و نوشتاری زبان را بشناسد و بهکار گیرد. پس در این صورت یک کار ساده و سرسری نیست. هرچقدر بیشتر بدانیم بیشتر به اهمیت آن پی میبریم و متوجه میشویم که زبان و گفتار چه دامنه وسیع و بزرگی دارد. اگر به ادبیات گذشته با تعمق نگاه کنیم، متوجه میشویم بزرگترین متفکرین جهان در ایران زندگی میکردند. بنابراین زیباترین هنر کلامی را شاعران خلق میکنند که برای خلق این زیبایی استعداد نهانی و لطف خداوندی نیاز است که اگر تحصیل و یادگیری هم با آن همراه شود، آن استعداد و ذوق پرورش مییابد و به کمال میرسد.
زهره زمانی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....