رانگو که دوست دارد تبدیل به یک قهرمان شود، ناگهان سر از یک شهر عجیب و غریب به نام درت در میآورد، کلانتر آن میشود و به نبرد با موجودات منفی قصه میرود. با جانیدپ که هفته پیش محبوبترین بازیگر سینما از نگاه کودکان و نوجوانان جهان شد، درباره این انیمیشن گفتوگو کردهایم.
این اولین همکاری شما با گور وربینسکی نیست. در همکاری مشترک با او چه چیزی بیشتر از هر چیز دیگر، توجه شما را به خود جلب میکند؟
من و گور هنگام همکاری با یکدیگر بسیار راحت هستیم. وقتی 2 نفر بتوانند راحت با یکدیگر کار کنند، بسیاری از مشکلات سر صحنه فیلمبرداری حل میشود و آدم با سختی و اضطراب کمتری روبهرو خواهد شد. سعی میکنم هرچه را که میگوید بفهمم و در راه اجرای درست آن تلاش کنم. وقتی قرار میشود در یک کار جدید با یکدیگر همکاری کنیم به خودمان میگوییم بیا برویم و این کار را انجام دهیم. دیگر به جنبههای مختلف آن فکر نمیکنیم. از همکاری با او در قسمت فیلم دزدان دریایی کارائیب خاطرات خوبی دارم و تجربیات ویژهای کسب کردم. احساس میکنم ما هنوز میتوانیم در پروژههای مختلف دیگری هم با یکدیگر کار کنیم و هیچ حد و مرز و محدودیتی در این رابطه وجود ندارد. گور از جمله فیلمسازانی است که شرایطی را فراهم میکند که تو در مقام بازیگر میتوانی انواع و اقسام چیزها را تجربه کنی و کوشش داشته باشی تا متفاوت باشی.
کار کردن با او متفاوت از کار کردن با بقیه فیلمسازان است؟
هر فیلمسازی روشها و شیوههای خاص کاری خودش را دارد. او هم مثل خیلیهای دیگر ضمن این که انعطافپذیر است، بعضی وقتها بشدت خشک میشود. با این حال، احساسم این است که در همکاری با او توانستهام به نقطهای برسم که تا قبل از این هیچ وقت نرسیده بودم و کمتر کسی هم توانسته به آن برسد. او از هر حرکت و اقدام تازهای استقبال میکند و سر صحنه فیلمبرداری فضایی را خلق میکند که به تو اجازه میدهد تا آنجا که لازم است پیش بروی و کاراکترت را گسترش بدهی. این مساله یکی از آن جنبههای بانمک و لذتبخش کار با اوست.
شما بازیگری هستید که همه احساس خود را در جلوی دوربین با چهرهتان نشان میدهید. به همین دلیل، همکاری با یک انیمیشن حکم یک کار ویژه را دارد. آیا «رانگو» با بقیه انیمیشنهایی که کار کردهاید تفاوت دارد؟
بازیگری در یک فیلم انیمیشن کاملا متفاوت از فیلمهای زنده است. برای قرض دادن صدای خود به یک کاراکتر کارتونی باید یک حس ویژه و مخصوص داشته باشی و این حس را پیدا کنی. همه چیز در اینجا در صدای شما خلاصه میشود. در اتاق ضبط صدا شما هستید و یک میکروفن در جلوی لبهای شما باید به تصویر فیلم که از روبهرو پخش میشود نگاه کنی و غرق در آن دنیای انیمیشنی بشوی. اگر خودت را به آن نسپاری نمیتوانی کار را به جلو ببری. ما هنگام ضبط دیالوگها پروسه ویژهای را طی کردیم. نکته مهم این بود که گور فضایی برای کار خلق کرده بود که کاملا واقعی به نظر میرسید. دنیای انیمیشن یک دنیای عجیب و غریب است و تو باید این دنیا را باور کنی.
برخلاف اغلب انیمیشنهای موفق چند سال اخیر، «رانگو» سهبعدی نیست. آیا مخالف انیمیشن سهبعدی هستید؟ اگر انیمیشنهای سهبعدی فراگیر شوند چه احساسی خواهید داشت؟
من از طرفداران فیلمهای سهبعدی بویژه در قالب انیمیشن هستم. خیلی دلم میخواست «رانگو» هم به همین صورت ساخته شود، ولی دلیل اصلی امر را نمیدانم که چرا این فیلم به صورت دوبعدی تولید شد.
استقبال تماشاگران از فیلم خوب بود. آیا قسمت دومی هم در کار خواهد بود؟
به احتمال خیلی زیاد بله. البته تهیهکنندگان فیلم هنوز به صورت رسمی چیزی در اینباره نگفتهاند. آنها هیچ صحبتی با من یا گور وربینسکی نکردهاند. ولی به صورت معمول وقتی فیلمی با اقبال عمومی روبهرو میشود، راه برای تولید قسمتهای بعدی و دنبالههای آن فراهم میشود.
وقتی فیلمنامه «رانگو» را خواندید، چه چیزی بیشتر از هر چیز دیگر شما را جذب آن کرد؟
دپ: بازیگری در یک انیمیشن کاملا متفاوت از فیلمهای زنده است. برای قرض دادن صدای خود به یک شخصیت کارتونی باید یک حس ویژه و مخصوص داشت و توانایی آن را داشت که همه چیز را در صدا خلاصه کرد
حال و هوای وسترن و روحیهای که کاراکتر اصلی داشت. احساس میکردم اگر قرار است یک انیمیشن جدید ساخته شود باید حال و هوایی متفاوت از دیگر انیمیشنهای موفق سالهای اخیر داشته باشد. «رانگو» شما را به فضای غرب قدیم و تعدادی از فیلمهای کلاسیک تاریخ سینما میبرد. همیشه دوست داشتم در یک فیلم وسترن بازی داشته باشم. یک وسترن انیمیشنی هم برای خودش غنیمتی است!
در مورد کاراکتر کلانتر فیلم که به جای او صحبت میکنید، پیشنهاداتی هم به گور وربینسکی دادید؟
نیازی به این کار نبود. شخصیتپردازی او به قدری کامل و غنی بود که دیگر ضرورتی برای اضافه کردن چیزی به آن وجود نداشت. به جای این کار، تمام تلاشم این بود که شخصیت کلانتر فیلم را به بهترین شکل ممکن با صدایم خلق کنم. این وجه کار اهمیت بیشتری داشت.
بازی در فیلمهای خاص کودکان و نوجوانان به خاطر آن است که خودتان پدر شدهاید و صاحب فرزند هستید؟
تا حد زیادی بله. میخواهم در فیلمهایی هم حضور داشته باشم که مناسب حال آنان است و میتوانند به تماشای آن بنشینند. واقعیت امر را بخواهید، زندگی من تا تاریخ 27 ماه می 1999 حکم یک خیال را داشت. از آن روز که دخترم به دنیا آمد، تازه احساس کردم که متولد شدهام و دارم زندگی میکنم. کل زندگی حرفهای من تحت تاثیر این رویداد و مسائل پس از آن است.
دستمزدهایی که میگیرید صرف چه کاری میکنید؟
من هم مثل بقیه مردم یک زندگی خانوادگی دارم. این پولها خرج زندگی روزمره میشود. البته خرج ما بازیگران کمی بیشتر از خرج مردم معمولی است. در ضمن باید به فکر روزهای بازنشستگی هم بود.
از زندگی در فرانسه راضی هستید؟
بله. فرانسه و بقیه کشورهای اروپایی یک فرهنگ و تاریخ غنی و بزرگ دارند. مردم اروپا خیلی خوب میدانند برای چه زندگی میکنند!
آیا یک زندگی معمولی و طبیعی دارید؟
فکر میکنم همین طور است. خب، من آدمی دمده و قدیمی هستم، از آن آدمهایی که دوست دارد جلوی یک دریاچه بنشیند و چند ساعت به فضای پیش روی خود خیره شود. آدمی خجالتیام که کمی هم خیالپرداز است. در همه حال از شهرت متنفرم. حاضر بودم هر کاری بکنم تا این اتفاق نیفتد و مشهور نشوم.
جالب است که از مهمانیها و مراسمهای هنری دوری میجویید و به دنبال شایعات نیستید.
ما در جامعهای زندگی میکنیم که شایعهپرداز است و تعجب میکنم بعضیها کار و زندگی خود را رها میکنند تا به خلق شایعات برای شما بپردازند. اگر کسانی پیدا میشوند که مینشینند و شایعهبافی میکنند، بگذار این کار را انجام دهند. ولی من تمام سعی خودم را میکنم تا بهانه و سوژهای به دست آنها ندهم.
تازه از فیلمبرداری چهارمین قسمت «دزدان دریایی کارائیب» فارغ شدهاید. کار روی این فیلم چگونه بود؟
همه عوامل تولید فیلم خوشحال بودیم که دوباره دور یکدیگر جمع میشدیم. دیدار مجدد با کاراکتر جک اسپارو برایم جذاب بود. بازی در فیلم کار چندان مشکلی نبود، زیرا آن را قبل از این سه بار تجربه کرده بودم. فرق این یکی با قسمتهای قبلی این بود که راب مارشال به جای گور وربینسکی روی صندلی کارگردان نشسته بود. جای او در این پروژه واقعا خالی است.
قسمت چهارم به این ترتیب متفاوت از قسمتهای قبلی خواهد بود؟
نه چندان. این قسمت از هر نظر دنبالهای بر سه قسمت قبلی است که این بار اکشن و ماجراجویی آن کمی بیشتر شده است.
بعد از «آلیس در سرزمین عجایب» و «توریست»، «انیمیشن رانگو» سومین کار موفق شما در یک سال اخیر است. چه احساسی دارید؟
هر بازیگری دوست دارد فیلمهایش با استقبال خوب تماشاگران روبهرو شود. آدم خوششانسی هستم که 3 فیلمم پشت سر هم با موفقیت مالی و انتقادی همراه بودهاند. سعی میکنم کارهایم را با دقت انتخاب کنم و کمی مشکل پسند هستم.
کار جدید چه دارید؟
یک درام ترسناک دلهرهآور به نام «سایههای تاریک». این فیلم همکاری تازهام با دوست قدیمیام تیم برتن است. تا به حال بیش از 5 فیلم به صورت مشترک با هم کار کردهایم. قصه فیلم یک افسانه گوتیکوار درباره زندگی یک ومپایر است که با انواع و اقسام هیولاها، جادوگرها، اشباح و آدمهای گرگنما رودررو میشود.
رویترز
مترجم: مهبد آستانی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....