وی تصریح کرد: ایده اولیه این پروژه از آقای محمودی بود. بعد از صحبت کردن به نقاط مشترکی رسیدیم و از آن زمان به بعد او مطلقا روی فیلمنامه کار کرد. با هم یکسری کتاب خواندیم و فیلم رد و بدل کردیم. خوشبختانه آقای محمودی اهل مطالعه و سینماست و به نقاط مشترکی در کاراکترها رسیدیم. اتفاقا آن چیزی که گره کار ما را باز کرد، با وجود اینکه 3 قسمت فیلمنامه کامل داشتیم و از بقیه ماجرا باخبر نبودیم، تعریف مشخص از شخصیت بود؛ چرا که روال قصه ما در زمان بازنویسی تغییر کرد و تغییراتی در سیر حوادث داشتیم و وارد فاز دیگری شد.علاوه بر آن دوستان بازیگری که برای این پروژه دعوت شدند، هیچ کدام بدون آن که فیلمنامهای داشته باشند کار را پذیرفتند. در واقع همه بازیگران بعد از شناخت کاراکترها، قرارداد بستند و کار را شروع کردند.
وی افزود: از سوی دیگر تئاتری بودن آنها و پیشینه غنی تمام بازیگران به من خیلی کمک کرد، چرا که وقتی کاراکتر را برایشان روشن کردم، آنها راجع به آن فکر کردند و شخصیت را تجزیه و تحلیل کردند. شاید باور نکنید، اما برخی مواقع که ما در کار به مشکلی برمیخوردیم خود بازیگران کمک میکردند؛ چون خیلی خوب کاراکترها را شناخته بودند. تعریف مشترک من به عنوان کارگردان و بازیگری که نقش را بازی میکرد به کار کمک کرد تا آنها پیشنهادهای خوبی در چارچوب کار بدهند که به بهبود کار کمک کند.کارگردان سریال بچهها نگاه میکنند با توضیح این که بازیگران در طول کار بداهه نیز داشتهاند، گفت: البته این بداهه در چارچوب کار بود و فرق آن با دیگر بداههها در این بود که ما در سریالهای مناسبتی، بازیگرمان بدون آن که پیشینه و تبعات این سکانس را بداند، سعی میکند سکانسی که کار میشود را بامزه دربیاورد و کاری میکند تا لحظات شوخ را به وجود آورد، ولی ما در مجموعه «بچهها نگاه میکنند» با بازیگرانی رو به رو بودیم که برای بداهه مرز داشتند و این مرز به خاطر تعریفی بود که از کاراکتر داشتند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....