قیام مردمی از یک سو و تلاش همهجانبه قذافی از سوی دیگر برای حفظ قدرت این کشور را به صحنه جنگ تمامعیار مبدل ساخت و سرانجام کشورهای غربی با تصویب قطعنامه 1973 در شورای امنیت و به بهانه امنیت مردم عملیات نظامی علیه لیبی را آغاز کردند که به رغم ادعای آنها به مرگ صدها غیرنظامی و تبدیل شدن لیبی به سرزمین سوخته شده است.
در کنار تحرکات مستقیم اروپاییها در قبال لیبی، ورود مستقیم ناتو به دخالت نظامی در این کشور که مقدمهای بر حضور نظامی آن در سراسر آفریقا خواهد بود، از نکات بسیار مهم است.
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو (NATO) در 4 آوریل 1949 میلادی (15 فروردین 1328) با هدف دفاع جمعی در واشنگتن پایهگذاری شد و هماکنون 28 عضو دارد.
قلب پیمان ناتو ماده 5 آن است که در آن کشورهای امضاکننده توافق کردهاند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله آن برخیزند. براساس توافقات اروپا و آمریکا و نشست 9 فروردین در لندن درباره لیبی، ناتو مسوولیت اجرای منطقه پرواز ممنوع بر فراز آسمان لیبی یا همان فرماندهی هوایی عملیات اشغال لیبی را عهدهدار شده و آمریکا مسوول عملیات زمینی است.
این اقدام ناتو در شرایطی صورت میگیرد که براساس اصول تاسیساتی، ناتو صرفا مسوول حفاظت از اروپا و آمریکا در برابر تهدیدات خارجی است و حق حضور در سایر نقاط جهان را ندارد. بر این اساس ناظران نظامی و سیاسی جنگ را اقدامی خارج از مرزهای تعهداتی ناتو و دومین جنگ خارج از خانه، پس از اشغال افغانستان میدانند که برگرفته از اهداف بلندمدت اعضای اصلی ناتو بویژه آمریکا، آلمان، فرانسه، انگلیس و ایتالیا است؛ اهدافی که نتیجه آن را در سیاستهای استعماری غرب باید جستجو کرد و حاصل آن نیز کشتار هزاران انسان بی گناه لیبیایی خواهد بود.
اهداف ناتو
الف) تحقق دکترین راهبردی ناتو:
ناتو زمانی با نام مقابله با شوروی سابق تشکیل شد و ادعا داشت که حوزه کاری آن نیز در این حوزه باقی میماند، اما بعد از فروپاشی شوروی عملا ناتو از این حوزه خارج شد و تلاش کرد تا اهدافی نوین را برای خود طراحی و اجرا کند.هرچند ناتو محدود به اروپا و آمریکاست، اما براساس استراتژی راهبردی آن تا سال 2020 مصوب در نشست 2010 لیسبون، حوزه فعالیت ناتو به پلیس بینالملل و گرایشات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی گسترش یافته است. در این استراتژی ناتو میتواند به عنوان تنها نیروی نظامی جهان برای به اصطلاح امنیت بینالملل وارد صحنه شود و به جای نیروهای حافظ صلح سازمان ملل ایفای نقش کند. در این دکترین، ناتو حضور نظامی در سراسر جهان از شرق آسیا گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین و... را اجرایی میکند، چنان که بخشی از آن را در لیبی میتوان مشاهده کرد. ناتو به دنبال گسترش این روند به سراسر آفریقا و خاورمیانه به عنوان مناطق استراتژیک جهان است، چنان که به صورت پنهان و آشکار با برخی کشورها توافقاتی داشته و در مناطقی مانند لیبی نیز به بهانه پایان دادن به کشتار مردم این سناریو را اجرا میکند. سران ناتو هر چند که تحرکات سایبری و فرهنگی و سیاسی را بر اصول خود افزودهاند، اما همچنان بر اصل نظامیگری تاکید دارند و آن را از راهبردهای خود میدانند چرا که در حوزه اقتصادی و سیاسی چندان توانایی ندارند، لذا برآنند با تحرکات نظامی نظیر آنچه در قبال لیبی روی داده اهداف خود را محقق سازند. البته ادعاهای آنها بیشتر جنبه بشردوستانه دارد تا مانع از اعتراضهای جهانی به اقدامات خود شوند.
ب) جبران شکست در افغانستان : ناتو سال 2001 در اولین ماموریت خارج از خانه وارد افغانستان شد تا به این وسیله قدرت جهانی خود را به نمایش گذارد.
نکته: با گذشت 10 سال از اشغال افغانستان ناتو نهتنها به اهداف خود نرسیده بلکه با مجموعهای از چالشها مواجه شده است. سران ناتو با کشاندن جنگ به آفریقا به دنبال سرپوش نهادن بر شکست خود در افغانستان هستند
از دیگر عوامل رویکرد ناتو به جنگ افروزیهای جدید میتوان به شکست آنها در افغانستان اشاره کرد. با گذشت 10 سال از اشغال افغانستان، ناتو نه تنها به اهداف خود نرسیده بلکه با مجموعهای از چالشها مواجه شده است. سران ناتو با کشاندن جنگ به آفریقا به دنبال سرپوش نهادن بر شکست خود در افغانستان و جلب رضایت ملتهایشان با رسیدن به پیروزی در جنگی جدید هستند، اما با توجه به شرایط آفریقا ازجمله لیبی، تکرار سرنوشت افغانستان دور از ذهن نیست. ناتو امید دارد با این پیروزی از یک سو قدرت جهانی خود را به نمایش گذارد تا به اصطلاح طرح جایگزین شدن به جای نیروهای سازمان ملل را محقق سازد و از سوی دیگر به نحوی اتحاد دوباره میان آمریکا و اروپا را اجرایی کند تا سدی در برابر ائتلافهای جدید شکل گرفته در صحنه بینالملل باشد. البته عدم مشارکت برخی کشورها در طرح حمله به لیبی و اعتراضهای صورت گرفته به این جنگ خود سندی دیگر بر تزلزل درونی ناتو است که در صورت ناتوانی در اجرای اهدافش در لیبی میتواند ابعاد گستردهتری به خود بگیرد.
ج) اجرای اهداف نظام سلطه: هر چند که ناتو در ابتدا برای حفظ امنیت و ثبات اروپا و آمریکا تاسیس شده بود، اما در نهایت در مسیر اجرای اهداف اقتصادی و سیاسی نظام سلطه قرار گرفت.
نظام سلطه که سیطره بر جهان را همواره در سر دارد از ناتو به عنوان بازوی نظامی تحقق این اصل بهرهبرداری کرده است. کشورهای غربی که در خاورمیانه و آمریکا در عراق منابع نفتی خود را از دست دادهاند به دنبال منابع جدید میگردند که محور آن را آفریقا تشکیل میدهد.
ناتو به عنوان رکن نظامی غرب با حضور در لیبی سعی دارد ضمن تحقق این خواسته سایر اهداف غربیها از جمله جلوگیری از حضور سایر بازیگران در آفریقا، ایجاد جنگهای داخلی در این قاره برای تامین منافع کارخانههای اسلحهسازی، سیطره بر قاره آفریقا برای جلوگیری از حضور فعال این قاره در عرصه جهانی و... را اجرایی کند. ناتو تلاش دارد از ابزار نظامی برای حفظ برتری جهانی غرب در برابر قدرت های نوظهور استفاده کند و به نوعی وضع موجود را به نفع غرب تغییر دهد. مقابله با کشورهایی مانند چین و اتحادیههای اقتصادی منطقهای و حتی اتحادیه آفریقا در این رابطه قابل تعریف است.
د) اهداف یکجانبه آمریکا : ریاست آمریکا بر ناتو موجب شده است تا این پیمان عملا به بازیچهای برای اهداف آمریکا مبدل شود.
اوباما، رئیسجمهور آمریکا به رغم ادعاهای صلحطلبانه خویش به دنبال استمرار نظامیگری در جهان است. براساس دکترین راهبردی آمریکا حضور در آفریقا از ارکان اصلی است. با توجه به این که آمریکا توان نظامی و اقتصادی آغاز جنگ جدید را ندارد و افکار عمومی نیز با این سیاست همراهی نمیکند، اوباما ضمن جایگزین کردن ادعای حمایت از ملتها در برابر حاکمان دیکتاتور از ناتو به عنوان سرپوشی برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکند. به عبارت دیگر ناتو همچون افغانستان در آفریقا نیز قربانی سلطهطلبی آمریکا و صهیونیستها میشود. آمریکا برای تکمیل پروژه خود حتی از فرماندهی ناتو در لیبی خودداری و آن را به کانادا، فرانسه و انگلیس واگذار کرد و خود صرفا جنبه هدایتگر را برعهده گرفت. آمریکا با این رویکرد در صورت پیروزی در جنگ خود را فاتح و هدایتگر جنگ معرفی میکند و سایرین را کنار خواهد گذاشت و در صورت شکست نیز نامی از آمریکا برده نمیشود و حتی این کشور عدم حضور مستقیم خود را عامل کشتارها و ناکامیها معرفی میکند تا بار دیگر لزوم حضور گسترده نظامی خود در جهان را به همگان گوشزد کند. در مجموع آمریکا تلاش دارد در هر شرایطی از ناتو به عنوان مهرهای برای رسیدن به خواست خود بهرهبرداری کند.
نتیجهگیری
با توجه به تحولات اخیر در لیبی در نهایت میتوان گفت که غرب بویژه آمریکا باردیگر رویاهای خود را در قالب ناتو احیا کرده و سعی دارد تا ضمن سرپوش گذاشتن بر شکستهای خود در افغانستان از آن برای تامین منافع جدید در آفریقا و سراسر جهان بهرهبرداری کند. در این چارچوب اعضای ارشد ناتو با سوءاستفاده مالی و انسانی از سایر اعضا منافع استعماری خود را طلب میکنند. هر کدام از بازیگران به میزان قدرت خویش به دنبال استفاده از این شرایط برای رسیدن به اهدافشان هستند، در حالی که همگان ادعای حمایت از مردم و حقوق بشر را سر میدهند و با قطعنامههای سازمان ملل به اقدامات و اشغالگریهای خود جنبه قانونی میدهند. با این وجود عدم اعتماد ملتهای آفریقا به غرب و نیز اختلافات داخلی ناتو به مانعی در برابر این پیمان برای جنگطلبیهای جدید آن مبدل شده است چنان که این پیمان توان آغاز جنگ در لیبی را داشته اما احتمال به پایان بردن موفقیتآمیز این جنگ با ابهامات بسیاری مواجه است که تکرار سرنوشت ناتو در افغانستان و آمریکا در عراق را از هم اکنون در اذهان عمومی تداعی میکند. اکنون ناتو وارد بازی بزرگی به نام لیبی شده که به رغم محاسبات گسترده هر گونه تغییر ناگهانی میتواند تمام این محاسبات را با چالش و حتی رسوایی بزرگ تبدیل کند، هر چند که این دخالت نظامی با ادعاهای به اصطلاح بشردوستانه همراه شده باشد.
قاسم غفوری / جامجم
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....