او در مورد مهمترین اتفاق زندگیش میگوید: من علاقه زیادی به زایندهرود دارم و از هر فرصتی استفاده میکنم تا بتوانم کنار آن قدم بزنم و حتی قایقرانی کنم.
البته الان وقت کمی دارم. یک بار در زایندهرود با قایقهای پارویی در حال قایقرانی بودم دیدم یک قایق در کنار ما چپ شد و 2 پسر جوان که درون قایق بودند به بیرون پرت شدند.
یکی از آنها شنا بلد نبود و دیگری هم سعی میکرد خودش را هر جور شده نجات دهد. من هم که همراه یکی از دوستانم بودم سعی کردم به آنها کمک کنم و هر دو به آب زدیم. خوشبختانه غریق نجات هم نزدیک بود و به کمک آمد.
من هم تا جایی که توانستم کمک کردم تا آنها را بالا بکشم و خوشبختانه آنها نجات یافتند. هیچوقت این لحظات را تجربه نکرده بودم و هر کاری از دستم بر آمد انجام دادم.
هر وقت این خاطره را به یاد میآورم حس خوبی به من دست میدهد.
گاه و بیگاه آن دو پسر جوان را که اکنون بزرگ شدهاند میبینم و از اینکه توانستم به آنها کمک کنم، خیلی خوشحال هستم.
این حس خوب را دوست دارم تجربه کنم. فکر میکنم امدادگران لذت بسیاری میبرند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....