برخی تحلیلگران معتقدند مطالبات متعدد مردم به دنبال مدیریت بعضی قدرتهای استکباری ایجاد شده، اما نگاههای دقیقتر این مطالبات را نشأت گرفته از بیداری اسلامی در میان جوامع مسلمان، معرفی میکنند.
این مهم در تحلیل و نگاه مسوولان ارشد و قاطبه کارشناسان ما نیز درک و تحلیل میشود.کاظم جلالی، مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و نماینده شاهرود در مجلس عقیده دارد که کشورهای غربی در این خیزشهای انقلابی نقشی ندارند، اما علاقهمند به هدایت و مدیریت این تحولات هستند.وی در گفتوگوی کوتاهی با «جامجم» به سوالات ما در این زمینه پاسخ داد.
تحلیل شما از نقش کشورهای خارجی بویژه آمریکا در تحولات اخیر خاورمیانه چیست؟
آمریکاییها نه تنها در ایجاد خیزش عظیم اسلامی در تحولات اخیر منطقه نقشی نداشتند بلکه مخالف این خیزش بودند، ولی بعد از این تحولات، آنها در تلاش بودند تا این اتفاقات را مدیریت کنند.
البته نکته اساسی این است که سیاستمداران و دولتمردان آمریکایی با یک تناقض تاریخی در منطقه مواجه هستند و علیرغم این که همیشه دم از دموکراسی و حقوق بشر و ارزشهای انسانی میزنند ولی در منطقه همپیمانان خود را از خشنترین، دیکتاتورترین و جنایتکارترین حکومتها انتخاب کردند که این مساله نشان دهنده همان تناقض تاریخی است.
البته آمریکا در طراحی خاورمیانه بزرگ به دنبال حل این تناقض با ایجاد یک دموکراسی هدایت شده بود تا بتواند با آوردن تعدادی روشنفکر غربگرا، حاکمیت کشورها را به دست گیرد، اما آمریکا در این طرح نتوانست به اهداف خود برسد و همچنان بیم دارد که نتواند نقشی در این مدیریت داشته باشد.از اینرو به نظر میرسد تحولی که در منطقه ایجاد شده، کاملا مردمی و با رویکردی دینی است و به همین دلیل تمام توجه سران آمریکا به این امر معطوف شده تا بتوانند خودشان نیز در این میان نقشی داشته باشند.
در تحولات منطقه، کشورهای خاورمیانه چگونه میتوانند نقش ایفا کنند؟
جمهوری اسلامی ایران برخلاف آنچه برخی کشورها دخالت در امور داخلی کشورها را به آن نسبت دادهاند، در این تحولات دخالتی نداشته است و اگر این کشور آنقدر قدرتمند است که توانسته نقش چشمگیری در تحولات منطقه داشته باشد، باید به آن دست مریزاد گفت. اما باید بدانیم که پیام انقلاب اسلامی ایران منطقه را دچار تحول کرده است. چون ما با انقلاب خود توانستیم هیمنه ساختار قدرت در عرصه بینالمللی و ایالات متحده آمریکا را با شعارهای اصیل خود متحول کنیم و این امر به معنای صدور یک نوع تفکر است نه دخالت در امور داخلی کشورها.به هر حال آمریکا در تلاش است نقش اصلی را در مدیریت تحولات ایفا کند اما آیا موفق خواهد شد یا خیر؟ قضاوت در این زمینه زود هنگام است ولی پیشبینی میشود شاید آمریکا در مقاطعی بتواند در برخی کشورها از سرعت تحولات بکاهد یا با مهره چینیها و جابهجایی آنها تحولات را به سمت و سویی هدایت کند که از محتوا تهی شود.
به نظر شما تحولات، چه فرصتها و تهدیدهایی را برای کشورها در پی دارد؟
اگر این تحولات به سمت و سویی حرکت کند که دموکراسی و مردمسالاری در داخل منطقه حاکم شود و از نوع دموکراسی تقلبی و دلخواه آمریکا نباشد، میتواند منافع منطقه را تامین و آن را به سمت ثبات هدایت کند، اما اگر دخالت آمریکا و انگلیس شدید باشد، منطقه دچار یک نوع عدم ثبات خواهد شد.
بعد از این تحولات و با پیروزی انقلابهای منطقهای، آیا این کشورها به سمت حکومتهای دموکراتیک حرکت خواهند کرد؟
مطالبه مردم به سمت مردمسالاری است؛ اما به نظر میرسد غرب با این مساله مقابله میکند و نمیخواهد مردمسالاری ـ به شکلی که منافع غرب تامین نشود ـ شکل گیرد.
غربیها از مردمسالاری با نوع حکومت جمهوری اسلامی ایران، تجربه کاملا تلخی دارند و لذا در مقابل ایجاد چنین حکومتهایی مقاومت نشان میدهند.البته باید گفت شاید در کوتاهمدت این اندیشه در برخی کشورها جواب دهد؛ اما در درازمدت پاسخگوی ملتها نخواهد بود.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....