با منصور برزگر پیشکسوت افتخار آفرین و سرمربی اسبق تیم ملی

مشکل کشتی ایران ، فردی عمل کردن است

منصور برزگر نامی شناخته شده در کشتی ایران است.مربی سازنده و سختکوشی که نگاهی نافذ در این رشته دارد و از بین 100 کشتی‌گیر تشخیص می‌دهد کدامشان می‌تواند با تمرین و ممارست به بزرگی در جهان کشتی برسد.
کد خبر: ۳۹۳۶۳۰

دارنده مدال طلای جهان در سال 1973 تهران و نایب قهرمان دنیا در سال ‌های 1975 مینسک و 1977 لوزان که در عین حال مدال نقره المپیک 1976 مونترال را در کارنامه خویش دارد، طی 30 سال گذشته نیز در عرصه مربیگری و سازندگی در کشتی ایران نقش موثر و پر رنگی را ایفا کرده است. هدایت تیم ملی کشتی آزاد در عرصه رقابت‌های جهانی و المپیک طی این همه سال، از برزگر کیمیاگری ساخته است که خیلی‌ها او را در عرصه مربیگری با یوری شاهمرادف مربی شهیر روس‌ها می‌سنجند.

برزگر را به نوعی می‌توان علی پروین کشتی ایران به حساب آورد که حتی در 64 سالگی نیز از عشق‌اش به کشتی ذره‌ای کم نشده است و در هر کوی و برزنی که فرصت بیابد به آموزش کشتی می‌پردازد؛ از پایتخت گرفته تا مناطق دور دست کشور.در حقیقت برزگر کوزه‌گری است که فوت و فن آن را خوب بلد است. کسی که در سینه‌اش کلی حرف برای بزرگی کشتی دارد و معتقد است که می‌توان در جهان کشتی روس‌ها را پشت‌سر گذاشت و جلوتر از این تیم قهرمان جهان و المپیک شد. با کهنه سوار کشتی در تحریریه جام‌جم به صحبت نشسته‌ایم.

نگاهی به تاریخ کشتی کشورهای صاحب قدرت این رشته مشخص می‌کند که آنان به بهترین شکل از مفاخر کشتی خود استفاده می‌کنند، در حالی که متاسفانه در کشتی ایران همه چیز بر عکس است و استفاده بهینه‌ای از پیشکسوتان این رشته نمی‌شود و آنان یکی یکی ‌از گود خارج می‌شوند. شاید شما هم می‌توانستید نقشی را بازی کنید که کسانی چون یوری شاهمرادف، میخاییل مامیاشویلی و احمد آئیک در کشتی روسیه و ترکیه ایفا کرده‌اند. به نظر شما چرا چنین روندی بر کشتی ما حاکم است؟

برای پاسخ دادن به این سوال اجازه بدهید من از شما این سوال را بپرسم، آیا این وضعیت در ورزش ما، فقط منحصر به کشتی است؟ مگر در همین فوتبال ما از فوتبالیست‌های نخبه خود استفاده درستی صورت می‌گیرد که بخواهیم از کشتی چنین انتظاری داشته باشیم.

حرف شما درست، اما کشتی چون یک پیشینه تاریخی و ملی دارد و متعلق به ایران است، انتظار می‌رود که از پتانسیل و سرمایه‌های خود به بهترین شکل استفاده کند. همیشه می‌گوییم روس‌ها در کشتی از ما جلوتر هستند،آیا مگر غیر از این است که آنها سیستم برنامه‌ریزی خوبی دارند و از مفاخر کشتی خود به بهترین شکل استفاده می‌کنند، اما در کشتی ایران، اهل کشتی همدیگر را قبول ندارند.

در ادامه حرف شما باید گفت روس‌ها از کجا به اینجا رسیده‌اند که نه تنها در ورزش و کشتی که در همه زمینه‌ها یکی از قدرت‌های دنیا هستند. مشکل ما در کشتی این است که نمی‌خواهیم حرف حق کسی را قبول کنیم و بر‌مبنای خودمحوری پیش می‌رویم. به جای این‌که به بررسی علل عقب ماندن کشتی خود بپردازیم با همدیگر به مبارزه برمی‌خیزیم، در نتیجه نه تنها جلو نمی‌رویم بلکه عقب هم می‌رویم. متاسفانه بر کشتی ما فردگرایی حاکم است، در حالی که اگر بزرگان کشتی دورهم جمع شوند و با یکدلی امور کشتی را پیش ببرند، وضعیت تغییر خواهد کرد. البته این دورهم نشستن و همفکری کردن باید با یکدلی باشد نه این‌که در آن وضعیت هم تنها به فکر منافع فردی بود. باید بر مبنای واقعیت‌ها پیش برویم و ببینیم که چرا با وجود این لشکر بزرگ کشتی که حتی در دورترین نقطه کشور نیز باشگاه کشتی وجود دارد، تیم ملی ما از وضعیت خوبی به لحاظ برخورداری از پشتوانه‌هایی قدرتمند در اوزان مختلف برخوردار نیست.

در واقع شما نبود نگاه سیستماتیک و فردگرایی و اختلافات جامعه کشتی را آسیب اصلی کشتی ایران می‌دانید؟

بله، اجازه بدهید در این رابطه خاطره‌ای تعریف کنم. یک بار با برادران خادم و اکبر فلاح در فرانسه یکی از مربیان کشتی این کشور را دیدیم و چیزی که این مربی به ما گفت خیلی جالب بود؛ این‌که اگر 20 کشتی‌گیر در اختیار داشته باشد می‌تواند 2 مدال جهانی کسب کند چون کشتی فرانسه مثل هاکی روی یخ ما است و اساسا آنها کشتی‌گیر ندارند.حالا ما با این همه کشتی‌گیر باید چنین وضعیتی داشته باشیم؟ گرچه بیشترین مدال تاریخ ورزش ایران در المپیک را کشتی کسب کرده است، اما آیا سقف توانایی ما فقط همین مدال‌ها بوده است؟ به هیچ وجه. معتقدم یکی از آفت‌هایی که همواره در کشتی ایران وجود داشته این است که به جای یکدلی و همفکری، همواره به صورت فردی پیش رفته‌ایم. ما باید مشکلات کشتی را به صورت ریشه‌ای بررسی کنیم. روسیه در حالی قدرت اول کشتی دنیاست که تنها 4، 5 استان و مرکز کشتی‌خیز دارد. جمهوری‌های مستقلی چون داغستان که نه تنها روسیه که کشتی کشورهایی مثل ازبکستان را هم تغذیه می‌کند. این در حالی است که ما استان‌های مازندران، همدان، خراسان، کرمانشاه، لرستان، آذربایجان‌ها، اصفهان، فارس و خوزستان را داریم که همگی کشتی‌خیز هستند.

سوال این است که چگونه باید از این سرمایه‌های انسانی بکر استفاده بهینه کرد؟

به نظرم برای این‌که از لشکر کشتی بخوبی استفاده کنیم باید با یکدلی و صداقت پیش برویم و اجازه ندهیم برخی با دلال بازی مانع کشف استعداد‌ها شوند. این مشکلات جزئی است که کشتی را به این حال و روز انداخته است. باید کلی فکر کرده و کلان به قضیه نگاه کنیم و از فردگرایی بپرهیزیم، چون توان رقابت پایاپای با روس‌ها را داریم و حیف است که به آنها نرسیم. یک بار از یوری شاهمرادف پرسیدیم که شما چگونه به این سطح رسیده‌اید. جالب این‌که او نگفت اصولی‌تر کار می‌کنیم، بلکه گفت: «ما بیشتر از شما کار می‌کنیم». براستی در کجای ایران ما مدرسه ورزش داریم که در کنار تحصیل، دانش‌آموزان به صورت علمی به یک رشته ورزشی هم مشغول باشند.

البته در این رابطه اخیرا وزارت آموزش و پرورش اقداماتی را انجام داده است.

ما در آموزش و پرورش امکانات بسیار خوبی داریم که بلااستفاده مانده است. یکی از مشکلات این است که معلمان ورزش‌هیچ رشته‌ای را به صورت تخصصی دنبال نکرده‌اند و به صورت کلی مثلا در 5 رشته فعال هستند. باید مربی فوتبال، کشتی و همه رشته‌ها را در آموزش و پرورش داشته باشیم. حتی در نیروهای مسلح هم امکانات بسیار خوب ورزشی وجود دارد. ورزش ایران اگر می‌خواهد رشد کند باید از امکانات همه بخش‌ها و بویژه آموزش و پرورش استفاده کرده و از موازی‌کاری بشدت پرهیز کند. در کنار اینها باید زمینه را برای فعالیت مردان متخصص فراهم کنیم. مثلا برای رشد کشتی کرمانشاه باید برادران محبی و زرافشانی فعال شوند، در خراسان نباید امیر توکلیان تنها باشد. اگر می‌خواهیم کشتی ما به روزهای اوجش برگشته و افتخاراتش تداوم داشته باشد، باید از تمام پیشکسوتان در جای خود استفاده کنیم. این درست که امروز کشتی فرنگی ما رشد خوبی داشته که حاصل زحمات محمد بنا و دیگر مربیان این رشته است، اما این رشد نباید مقطعی باشد که اگر محمد بنا مثل من روزی پیر شد و رفت، کشتی فرنگی هم بخوابد.

ایرادی که امروز متوجه مدیریت فدراسیون کشتی است این است که چون تخصصی نیست همیشه این تهدید متوجه رئیس فدراسیون و کشتی است که مسیر را اشتباه بروند. گرچه محمدعلی صنعتکاران به عنوان یکی از استخوان‌خردکرده‌های کشتی، نایب رئیس فدراسیون است، اما متاسفانه او هم مدیریت گذشته‌اش را ندارد و به نوعی در وضعیت فعلی هضم شده است.

به نظر من صنعتکاران قدرتی ندارد که بخواهیم منتقد او باشیم، او در فدراسیون دست و پایش بسته است.

البته بیان این مساله به هیچ‌وجه نافی توانمندی‌های محمد رضا یزدانی خرم در راس فدراسیون کشتی نیست. به هر حال او مدیر باتجربه‌ای است که می‌تواند مدعی باشد هنر مدیریتی‌اش در گرفتن بودجه بیشتر و امکانات بهتر برای کشتی است. اما این دلیلی نمی‌شود که او خود را در استفاده از پیشکسوتان و کارکشته‌ها محدود کند. وقتی نگاهمان به بزرگی کشتی نباشد، چنین وضعیتی در کشتی طبیعی است.

متاسفانه برخی که با فدراسیون کشتی همکاری می‌کنند نگاه کاسبکارانه دارند و مشغول دلال بازی هستند. حرکاتی از این افراد دیده‌ام که در طول تاریخ کشتی از هیچ‌کس سر نزده است. نمی‌خواهم نام کسی را ببرم اما انتقادی که دارم این است که در کشتی باید منافع ملی را ارجح بر هر منفعتی شمرد. به‌طور کلی معتقدم هر کسی یک ایرادی دارد، همان طور که منصور برزگر هم دارد. در مدیریت کشتی نمی‌توان گفت که یزدانی خرم مقصر است. او معتقد است در کار مدیریتی‌اش خوب کار کرده و اگر ایرادی هست به زیر مجموعه‌ها برمی‌گردد. به نظر من نکته‌ای که مهم است سیستم انتخاب رئیس فدراسیون است که باید در آن تجدیدنظر شود. این کار زمانی صرفا با سلیقه رئیس سازمان تربیت بدنی صورت می‌گرفت و حالا نیز در انتخاباتی فرمایشی؛ انتخاباتی که معلوم نیست بر چه مبنایی استوار است. معتقدم اگر انتخابات فدراسیون‌ها پایه و مبنای درستی داشته باشد، می‌توانیم به نتایج بهتری دست یابیم. بنابراین باید شرایط رئیس فدراسیون کشتی شدن از هر نظر مشخص باشد، از شرایط سنی گرفته تا سابقه مدیریتی و نگاه تخصصی. در کنار آن باید روش کارکردن در استان‌ها نیز مشخص و علمی باشد.

در واقع این بخش از انتقاد شما متوجه سازمان تربیت‌بدنی است، یعنی معتقدید نگاه سازمان باید دست‌کم در رابطه با کشتی تخصصی و دقیق باشد.

می‌گویم سازمان تربیت بدنی به کشتی کم توجه است. در حالی که وضعیت رشته مدال‌آوری چون کشتی نباید این‌گونه باشد. می‌پرسم بودجه‌ای که برای فدراسیون کشتی در نظر می‌گیرند آیا درخور آن است و حرکت‌هایی که در کشتی شده، شایسته بوده است؟ بطور مسلم چشم به هم بزنیم المپیک لندن فرا رسیده ‌است و آن وقت دیگر زمان آن نیست که بگوییم سازمان تربیت بدنی برای کشتی چه کرده است. بی‌تردید اگر می‌خواهیم در آن بازی‌ها موفق عمل کنیم باید از همین امروز به فکر باشیم. در سفری که برای دیدن رقابت‌های قهرمانی اروپا به فنلاند رفته بودیم رئیس فدراسیون کشتی این کشور به من و دیوید موسل بز روس ‌گفت که فنلاند حاضر است برای کسب یک مدال برنز المپیک لندن 10 میلیون پوند هزینه کند و از ما خواست که در این جهت با تیم ملی فنلاند همکاری کنیم. فرض کنید که اگر ما از کشتی 5 مدال می‌خواهیم که حداقل 2 تای آن طلا باشد، چقدر باید برای کشتی هزینه کنیم؟ این است که می‌گوییم بین انتظار‌ها و توجهات به این رشته تناسب وحود ندارد.

اما آیا صرف تزریق پول می‌تواند گره‌گشای مشکلات کشتی باشد؟

من مساله مالی را که اشاره کردم منظورم کل برنامه‌ریزی برای حضور در المپیک بود که طبعا هر برنامه‌ای نیاز به بودجه دارد و گرنه پول به تنهایی حلال مشکلات نیست.

قدری بحث را باز کنیم، زمانی که شما در راس تیم ملی بودید این انتقاد همواره وجود داشت که به مربیان جوان میدان نمی‌دهید و اجازه نفس کشیدن به کسی را نمی‌دهید. هر چند در آن مقطع برخی کارهایتان نشان‌دهنده نگاه تیزبین شما بود، مثلا روی عباس حاج‌کناری دست گذاشتید و سرمایه‌گذاری کردید که سال 97 در مسکو قهرمان دنیا در وزن 62 کیلوگرم شد. ضمن آن‌که همیشه برای بزرگانی همچون علیرضا دبیر، علیرضا حیدری و عباس جدیدی رقیب تراشی می‌کردید تا روند پشتوانه‌سازی متوقف نشود. در حالی که امروز چنین شرایطی بر تیم ملی کشتی آزاد حاکم نیست و خود مربیان تیم نیز مدام از نبود پشتوانه انتقاد می‌کنند. سوال این است که امروز کشتی ما با عقب‌زدن منصور برزگر به چه عایدی رسیده است؟

برزگر: یک بار از یوری شاهمرادف پرسیدیم که شما چگونه به این سطح رسیده‌اید. جالب این‌که او نگفت اصولی‌تر کار می‌کنیم، بلکه گفت« ما بیشتر از شما کار می‌کنیم.»

به این بپردازم که می‌گفتند برزگر همه کاره است و خودخواهانه ترکیب تیم ملی را انتخاب می‌کند. در حالی که اصلا این طور نبود و من از نظر تمام اعضای کمیته فنی استفاده می‌کردم. در این کمیته اول اجازه می‌دادم همه نظرات خود را بیان کنند تا تحت‌تاثیر نظرات من قرار نگیرند. بعد که همه اظهارنظرها می‌شد من هم نظراتم را بیان می‌کردم و با رای‌گیری به تصمیمات واحدی در کمیته فنی می‌رسیدیم. اما نمی‌دانم چرا وقتی تصمیمات کمیته فنی اعلام می‌شد همه چیز به نام من تمام می‌شد. گویا عده‌ای تنها می‌خواستند با جاخالی دادن پشت من پنهان شوند تا ترکشی متوجه آنها نشود. در عین حال من از پشتوانه‌سازی غافل نبودم، زمانی که امیر خادم در اوج بود علیرضا حیدری را به تیم ملی آوردم. در جام جهانی آتلانتا او حتی نتوانست یک امتیاز از کشتی‌گیران بزرگ بگیرد، اما حیدری در نهایت صاحب 6 مدال جهان و المپیک شد. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم اما من از المپیک 96 آتلانتا به این طرف هیچ وقت دلم نمی‌خواست مربی تیم ملی شوم.المپیک بارسلونا استعفا دادم، رفتیم پیش دکتر غفوری‌فرد، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی و او تاکید کرد بمانم، همان‌طور که مهندس هاشمی‌طبا رئیس بعدی سازمان هم به کار من اعتقاد داشت. در حقیقت بعد از المپیک 96 آتلانتا همیشه با اجبار و رودربایستی سرمربیگری تیم ملی را پذیرفتم، اما باز‌هم همه خودشان را پشت من پنهان می‌کردند. افتخار من این است که زمانی حسن و حسین محبی با من این اختلاف نظر را داشتند که چرا برای ما حریف علم می‌کنی؟ در حالی که هنر من این بود وگرنه هنوز هم با حسن و حسین محبی بهترین دوست هستیم. در گذشته بعضی وقت‌ها اتفاقاتی می‌افتاد که همه فکر می‌کردند کار من بوده است. یک بار برگزاری رقابت‌های جام تختی در مازندران به هم خورد، همه می‌گفتند برزگر باعث این اتفاق شد، در حالی که من رفته بودم قضیه را جمع و جور کنم، اما همه فکر کردند من مخالف میزبانی آنها بودم. متاسفانه طی آن دوران خیلی‌ها ظاهر قضیه را می‌دیدند و حاشیه‌ها را گردن من می‌انداختند. معتقدم اگر امروز در کشتی پشتوانه‌سازی نمی‌شود به خاطر این است که یک بعدی فکر می‌کنم و عده‌ای تنها به فکر حفظ خود هستند، در حالی که من هیچ‌وقت دنبال حفظ کردن خودم نبودم. من از سال 56 سرمربی تیم ملی بودم، آن هم در شرایطی که خیلی‌ها مخالف این مساله بودند، اما مرحوم بلور آن زمان تاکید داشت که پیراهن سرمربیگری تیم ملی برازنده من است. اگر در این برهه هم می‌خواستم با یزدانی‌خرم همکاری کنم برای سرمربیگری تیم ملی نبود. در همان مقطع اولیه‌ای که او به عنوان رئیس فدراسیون انتخاب شد مجبور شدم بنشینم کنار تشک، چرا که باید حفظ آبرو می‌کردم تا او تنها نماند. دیدید که در دوحه 2006 کشتی آزاد 4 طلا گرفت، در حالی که در گوانگجو با وجود آن‌که سطح مسابقات پایین بود 3 طلا گرفتیم. به هر حال مربیان کنونی ما سرمایه‌های موجود کشتی هستند و باید به آنها اعتماد کرد. گرچه در کنار مربیان تیم ملی باید مدیریت تیم ملی هم داشته باشیم تا بعضی از مربیان، تیم ملی را به سمت خود محوری نبرند، چون خود محوری، کشتی را به سمت تعطیل شدن می‌برد. اگر می‌خواهیم موفقیت مستمری در کشتی داشته باشیم باید اصولی حرکت کنیم. یا باید الگوی موفقی ارائه کنیم یا این‌که از الگوی موفق دیگر کشورها استفاده کنیم و در راه من درآوردی بی‌حاصل گرفتار نشویم.

واقعیت این است که با توجه به تغییر و تحولی که در قوانین کشتی به وجود آمده، مدال‌آوری در این رشته امروز خیلی راحت شده است. تغییر و تحولاتی که از زیبایی‌های کشتی کم شده و به تبع آن از اقبال مردم به این رشته کاسته است. زمانی مردم حتی جزئیات کشتی را نیز دنبال می‌کردند، اما حالا که کشتی در هُل دادن خلاصه شده علاقه مردم نیز با کاهش مواجه شده است. به نظر می‌رسد با این قوانین اگر 6 ماه یک کشتی‌گیر مستعد زیر نظر یک اهل فن کار کند می‌تواند مدال جهانی کسب کند.

دقیقا حرف شما درست است. فدراسیون جهانی - فیلا- زیبایی کشتی را از بین برده است. البته فیلا به غلط دوست دارد همه کشورها شانس کسب مدال داشته باشند. طبق قوانین قبلی کشورهای ضعیف هیچ شانسی برای کسب مدال نداشتند، اما من در جلسات فیلا پیشنهاد کردم که برای ارتقای سطح کیفی کشتی آن را مانند فوتبال منطقه‌ای برگزار کنند و در واقع مسابقات مقدماتی جهانی برای آن ترتیب دهند مثل فوتبال. در این شرایط مثلا کشورهای شبه جزیره هند، کشورهای عربی و سایر نقاطی که کشتی ضعیفی دارند با هم رقابت کرده و تیم برتر آنها راهی رقابت‌های جهانی می‌شود، به این ترتیب برای آنها هم انگیزه رقابت ایجاد خواهد شد. درست مثل فوتبال ما که آرزویش راهیابی به جام جهانی است و هیچ وقت دنبال قهرمانی در جام جهانی نیستیم. به هر حال در شرایط کنونی و با این قوانین اشتباه، متاسفانه مربیان ما به شاگردانشان می‌گویند هل بده، نه این درست نیست، بلکه کشتی‌گیر باید کاری کند که حریف وادار به فرار از تشک شود. در قوانین قدیم اگر پای کشتی‌گیر را می‌گرفتی و او می‌خواست از تشک فرار کند، مجبور بودی او را به وسط تشک برگردانی تا امتیاز بیشتری بگیری. برخی می‌گویند فلانی کاربلد است، در صورتی که او در زمان کشتی گرفتنش هم هیچ‌وقت نتوانست از پای مخالف زیر بگیرد و الان کشتی‌گیران ملی ما هم با این مشکل مواجه هستند. بی‌شک هر مربی باید چیزی برای ارائه کردن داشته باشد. کشتی رضا یزدانی با حریف ازبکستانی‌اش را در فینال وزن 96 کیلوگرم بازی‌های آسیایی گوانگجو به خاطر بیاورید، یزدانی پایش را روی پای حریف گذاشت و با دوخم در نهایت از او امتیاز گرفت، ببینید چه کسی این را به او یاد داده است. می‌خواهم بگویم ما باید از قوانین فیلا به نفع خودمان استفاده کنیم، یعنی کاری که در کشتی فرنگی انجام می‌شود. نباید دنبال گلادیاتور بازی در کشتی باشیم، این روش آمریکایی‌هاست و اگر خوب بود که آنها تا این حد در کشتی افت نمی‌کردند. کشتی واقعا یک جنگ است؛ حمله دارد، عقب‌نشینی دارد، دفاع دارد، دفاع از بغل دارد و باید تن به تن جنگید. در کشتی ریزه‌کاری‌های زیادی وجود دارد که باید به آنها آگاه باشیم. باید طوری برنامه‌ریزی شود که از مربیان خیلی خوب سراسر کشور استفاده شود. امروز خوشحالم که محمد طلایی و علیرضا رضایی به عنوان مربیان تیم‌های نوجوانان و جوانان انتخاب شدند، چون اگر این دو نفر بتوانند شهامت، جنگندگی، زیرگیری درست، کارکردن دست‌ها و باراندازهای بی‌نقص خود را به نوجوانان و جوانان انتقال دهند کشتی متحول می‌شود. به هر حال اعتقاد دارم باید با تحقیق و پژوهش علمی در کشتی به جلو گام برداریم.

البته کادر فنی تیم ملی هم باید چشمان تیزبینی داشته باشد و با ارتباط خوب با مربیان در جای جای کشور، از پشتوانه‌سازی غافل نباشد.

همین‌طور است، ما وقتی در دهه 90 در سبک وزن با خلأ مواجه بودیم و در رقابت انتخابی غلامرضا محمدی به ناصر زینل‌نیا باخت با همین نگاه پشتوانه‌سازی پشت غلامرضا محمدی ایستادیم. تصمیمی که در نهایت به کسب 4 مدال جهانی در سبک وزن از سوی او منجر شد. حالا هم برای اوزانی مثل 55 و 60 کیلو باید کار زیادی صورت گیرد، همان‌طور که ما برای رسیدن به عباس حاج‌کناری در وزن 62 کیلوی سابق، چندین نفر را عوض کردیم. در 57 کیلو هم مهره‌هایی مثل اویس ملاح و علی‌اکبر دودانگه را داشتیم که محمد طلایی را رو کردیم. اینها یک دید وسیع می‌خواهد، درست است که سرمربی تیم ملی وظیفه پشتوانه سازی ندارد، اما او باید با برنامه چشم به آینده بدوزد.

یکی، دو سال است که کادر فنی برای رفع خلأ موجود در وزن 55 کیلو، روی حسن رحیمی سرمایه‌گذاری کرده است، در حالی که رحیمی نه تنها تاکنون جواب نداده، بلکه در کنار او به نفرات دیگر میدان زیادی نرسیده است.

به نظر من در کنار این میدان‌دادن به جوانان، باید برای رفع نقاط ضعف آنها کار جدی شود. چند ماه پیش به دلیل عمل جراحی در بیمارستان بستری بودم که اعضای تیم ملی به ملاقاتم آمدند. در آن ملاقات به حسن رحیمی گفتم که برای مدال گرفتن باید سبک کشتی گرفتن خود را تغییر دهد. متاسفانه در حالی که من تنها توصیه فنی به او کردم، برخی جار و جنجال راه انداختند که برزگر می‌خواهد روحیه تیم را تخریب کند. در حالی که من همیشه به شاگردانم روحیه داده‌ام، دنیا کشتی‌گیران ما را به خاطر شجاعتشان می‌شناسند. من می‌گویم شاید حسن رحیمی توانایی کسب مدال داشته باشد، اما باید یک گروه متخصص نه تنها برای او که برای کلیه کشتی‌گیران وجود داشته باشند. نباید صرفا به غلامرضا محمدی یا منصور برزگر به عنوان سرمربی تیم ملی متکی بود. روسیه بیش از 10 مربی به مسابقات جهانی می‌آورد که جملگی درباره موفقیت تیمشان صحبت می‌کنند، ما هم باید این یکدلی را داشته باشیم. برخی‌ها درکنار تشک فکر می‌کنند آن کسانی که روی سکو نشسته‌اند، دلشان می‌خواهد که کشتی‌گیران ملی زمین بخورند! براستی چرا باید این تفکر بر کشتی ما حاکم باشد؟ این واقعا دردناک است. امروز به خاطر همین ذهنیت‌های غلطی که وجود دارد دیگر دلم نمی‌خواهد به دیدن مسابقات جهانی بروم. چرا که ممکن است هنگام برگزاری مسابقات بغل دستی من یک جوکی تعریف کند و من بخندم، بعد به دلیل همین ذهنیت‌های غلط، بگویند فلانی از شکست ما خوشحال است یا برعکس. به نظر من اگر امثال ما که کنار هستیم و هم مربیان تیم ملی، گروهی متحد و همفکر را تشکیل دهیم می‌توانیم کشتی را به روزهای اوجش بازگردانیم. گروهی که تنها به اهتزاز پرچم کشورمان فکر کنند؛ نه این‌که اگر من باشم دیگری نباید باشد. این من و تویی‌ها و بدگویی‌ها در کشتی مانعی بر سر راه سربلندی این رشته است.

برزگر: در کشتی می‌توان روس‌ها را گرفت، مشروط به آن‌که قدر سرمایه‌های خود را بدانیم و با کار جمعی و برنامه‌ریزی شده به جلو قدم برداریم

اگر امروز من در باره کشتی بحث می‌کنم، هدفم تخریب کسی نیست. بحث من فنی و علمی است. این‌که بنیان این کار را فدراسیون کشتی بگذارد یا سازمان تربیت بدنی، فرقی نمی‌کند. ما مربیانی داریم که نویسنده خوبی هستند اما کارگاهی نیستند ؛ آنها فقط تئوری پردازان خوبی هستند. اعتقاد دارم یک گروهی می‌روند دانشگاه افسری، یکی افسر رزمی می‌شود، یکی افسر اداری. در حالی که این افراد با هم فارغ‌التحصیل شده‌اند، اما اگر جای آنها را عوض کنیم هیچ یک در حوزه دیگر موفق نخواهد بود. بنابراین باید با دید همه جانبه نگر کشتی را پیش ببریم، در این صورت می‌توانیم سال‌ها به کشتی دنیا فخر بفروشیم. در حال حاضر می‌توانیم حرف اول کشتی دنیا را بزنیم چون واقعا امروز در دنیا کشتی‌گیر چندان مطرحی وجود ندارد در حالی که در دهه ‌90 ستارگان بزرگی از روسیه و آمریکا در همه اوزان وجود داشتند. امروز روس‌ها خیلی بهتر از ما نیستند، همان‌طور که در کشتی فرنگی آنها را گرفتیم در کشتی آزاد هم می‌توانیم روسیه را بگیریم، چون ما هیچ چیز از آنها کم نداریم.

شما در شرایطی برای سال‌ها در راس تیم ملی قرار داشتید که هیچ‌گاه از این تضمین برخوردار نبودید که برای 4 سال هدایت تیم ملی را عهده‌دار خواهید بود. اما این تضمین بعد از المپیک پکن به کادر فنی فعلی داده شد تا پایان المپیک 2012 لندن به کار خود ادامه خواهند داد. تازه شما کشتی‌گیران بزرگی در اختیار داشتید که هریک از آنان ساز خودش را می‌زد.

این وضعیت که هرکس‌ساز خودش را می‌زد بعد از این اتفاق افتاد که ما 6 ماه استعفا دادیم و برخی محمدرضا طالقانی رئیس وقت فدراسیون کشتی را دوره کردند و او دیگر نتوانست به شکل دلخواهش مدیریت کند. من اگر بعد از المپیک آتلانتا استعفا کردم همه ناراحتی‌ام به خاطر این بود که سوم شده بودیم و معتقد بودم می‌توانستیم دوم یا اول شویم. از روس‌ها بهتر بودیم همان طور که در جهانی 95 آنها را گرفتیم، از آمریکا هم خیلی بهتر بودیم، اما نگذاشتند این اتفاق بیفتد. حالا چه کسانی نگذاشتند، کی بود و چطور شد بماند. ولی همان آقا در آتن و سیدنی هم به تیم ملی ضربه زد. به هر حال من هم معتقدم امنیت شغلی برای کادر فنی یک ضرورت است.

اما خود شما هم بعضا اشتباهات بزرگی داشته‌اید، مثل این‌که برای حضور در المپیک 2004 آتن و با وجودی که می‌دانستید علیرضا دبیر از ناحیه کتف آسیب دیده است، اجازه دادید او در المپیک به میدان برود، در حالی که در همان موقع شما علی اصغر بذری را هم در اختیار داشتید.

البته علیرضا در المپیک آتن خودش باید پهلوانی می‌کرد و کنار می‌رفت. من نظرم روی اصغر بذری بود اما در عین حال نمی‌توانستم بذری را در ترکیب تیم بگذارم، چون اضافه وزن زیادی داشت و می‌ترسیدم سر وزن نرسد که اگر آن اتفاق می‌افتاد می‌شد پیراهن عثمان. علیرضا دبیر بسیار انسان خوب و فهمیده‌ای بوده و هست. من به واسطه یک نفر به او پیغام دادم که کنار بکشد، حالا اگر به او پیغام را نرسانده‌اند مقصر از پیغام‌رسان بوده است. چون نمی‌خواستم خودم به او بگویم. بهتر بود خودش گذشت می‌کرد.

نمی‌شد این مشکل را با برگزاری مسابقه انتخابی حل کرد؟

مشکلی که در کشتی ما باب شده عدم شرکت در مسابقات انتخابی است که شاید از دوره خود من این وضعیت به وجود آمد. معتقدم وقتی کار گروهی باشد و نخواهیم گناه را گردن کسی بیندازیم شاید در کوتاه مدت نتیجه‌ای نگیریم، اما در دراز مدت نتیجه خواهیم گرفت.

البته یک اشتباه دیگر هم مرتکب شدید؛ این‌که علیرضا حیدری را خیلی زود وارد چرخه مربیگری کردید و او به واسطه ناکامی در جهانی 2007 کنار رفت و یک استعداد خوب مربیگری سوخت شد.

به هر حال کشتی میدان جنگ است و نباید به واسطه یک شکست کسی کنار بکشد. مشکل علیرضا حیدری این بود که هنوز هم تب کشتی گرفتن داشت و به واسطه همین تب بود که نتوانست در مربیگری موفق باشد و کنار کشید.

جایی اظهارنظر کرده بودید که تنها رضا یزدانی می‌تواند در المپیک لندن مدال طلا بگیرد، در چه وضعیتی هستیم که فقط یک کشتی‌گیر ما شانس مدال طلای المپیک دارد آن هم رضا یزدانی که اصولا برای وزن 96 کیلو از فیزیک مناسبی برخوردار نیست.

هنوز هم سر این حرف خود هستم. شما نگاه کنید در 66 کیلو مهدی تقوی در گوانگجو به کشتی‌گیر ژاپنی باخت و در 55 و 60 کیلو فعلا به کشتی‌گیری نرسیده‌ایم که اطمینان خاطرمان باشد. فقط در 96 کیلو رضا یزدانی به واسطه روحیه جنگندگی و جسارت خود می‌تواند پشت نامداران جهان را به خاک بمالد. فراموش هم نکنیم که او گاتسالوف نامدار و نفر اول این وزن را 2 بار خاک کرد، پس این شانس و توانایی را دارد که در المپیک طلا بگیرد.

مشکل مهدی تقوی چیست؟

مشکل اصلی تقوی غرور اوست و بهای زیادی که در تیم ملی به او دادند. مشکل دیگر تقوی فنی است. او اگر بخواهد طلای المپیک بگیرد باید با دید وسیع فنی بارها و بارها حریفانش را تحلیل کند و بیشتر از گذشته تلاش کند و عیب‌های فنی‌اش را بپوشاند؛ ضعف‌هایی که برای خود ما مشخص است.

پیش از المپیک لندن، جهانی استانبول را در پیش داریم،به نظر می‌رسد ترکیب تیم ملی برای حضور در این دو رویداد مشخص است، آیا این روند ما را به سر منزل مقصود می‌رساند.

معتقدم کشتی ایران مثل نفت است، هر وقت عملیات اکتشاف داشته باشیم به نفت می‌رسیم. کشتی هم به همین صورت است. مربیان تیم ملی اگر دید خود را وسیع تر کنند موفق خواهند شد.

به همکاری‌تان با محمدرضا یزدانی‌خرم رئیس فدراسیون کشتی، به عنوان مدیر تیم‌های ملی اشاره کردید، چه اتفاقی افتاد که این همکاری قطع شد؟

زمانی که محمدعلی صنعتکاران(نایب رئیس کنونی فدراسیون) همکاری‌اش را شروع کرد به او گفتم مدیریت تیم‌های ملی را به من واگذار کنند اما خود او دوست داشت مدیریت تیم‌های ملی را نیز بر عهده داشته باشد، در نتیجه من رفتم دنبال استعدادیابی. دوست داشتم بنیان خوبی در این زمینه بگذاریم. در این رابطه با آموزش و پرورش تعامل خوبی داشتیم؛ کارهای زیادی انجام شد، سی‌دی‌های آموزشی تهیه کردیم و هنوز این سی دی‌ها خرید و فروش می‌شود. من با یزدانی خرم هیچ مشکلی نداشته و ندارم، اما مشاوره بد به او دادند؛ برخی‌ها فکر ‌کردند با کنار گذاشتن منصور برزگر از کمیته مربیان فیلا و کنار گذاشتن محمد توکل از نایب رئیسی فدراسیون جهانی، خودشان همه کاره می‌شوند.

در صورتی که هیچ وقت این طوری نیست. نمی‌دانم مشکل آقایان مشاور چه بود، اگر من در جلسات فنی فیلا شرکت می‌کردم چه اتفاقی می‌افتاد؟ من در جلسات فیلا نظر مربیان ایران را منتقل می‌کردم. چون از همه خواسته بودم نظراتشان را به من بدهند تا آنها را در فیلا منعکس کنم. اما در مورد تیم ملی باید بگویم که امروز خیلی خوشحالم که در تیم ملی نیستم و به زندگی شخصی‌ام می‌رسم. چون تیم ملی همیشه من را از زندگی شخصی‌ام دور می‌کرد. هر چند امروز از کشتی دور نیستم و در باشگاه غدیر کشتی‌گیران را تمرین می‌دهم و رسول خادم و علیرضا دبیر هم در شورای شهر محبت کردند و سالنی را در ولنجک به نام من زده‌اند. قرار است سال آینده هم در کلاس مربیگری فیلا که توسط انستیتوی کشتی در تهران برگزار می‌شود تدریس کنم.البته باز هم به شهرستان‌ها خواهم رفت و استعدادیابی را ادامه خواهم داد. به هر حال من عاشق کشتی هستم و هیچ وقت خود را جدا از کشتی نمی‌دانم.

و حرف آخر؟

حرفم تنها در با هم بودن و با هم کار کردن است. به هر حال اگر می‌خواهیم از روس‌ها در کشتی سبقت بگیریم باید برنامه‌ریزی داشته باشیم و منیت‌ها را کنار بگذاریم.

حجت‌الله اکبرآبادی- امید توفیقی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها