شما مربیگری را از تیم دسته سومی لورکا آغاز کردید، چون به خاطر مصدومیت زانو نتوانستید بازی کنید. از ابتدا هم چنین خیالی داشتید؟
دورههای مربیگری را در زمان بازی گذراندم و احساس میکردم باید در دنیای فوتبال بمانم. همیشه در حال جمعآوری اطلاعات و یادداشت برداشتن و آنالیز بودم و کارم را دوست دارم. در کنار مربیگری شطرنج هم زیاد بازی میکردم و این به تقویت قوه آنالیزم کمک میکرد. همیشه از استراتژی خوشم میآمد و دوست داشتم برنامههای حریف را تحلیل کنم.
ولی شطرنج واقعا با فوتبال قابل مقایسه است؟ بازیکنان برخلاف مهرههای شطرنج حرکات آزادانهای دارند!
بازیکنان سرنوشت توپ را داخل زمین تعیین میکنند و استعداد این کار را دارند اما در عین حال میتوانید نحوه حرکت را به آنها بیاموزید و بخش عمدهای از بازی بر اساس استراتژی پیش از بازی است. اگر بتوانید استعداد بازیکنانتان را تشخیص دهید، میتوانید از آنها بازیکنان بهتری بسازید. اگر بازیکنی مثل مسی داشته باشید نیمی از کار حل شده، اما مربی خوب همیشه به فکر نیم دیگر کار است. اینکه چه زمان باید دفاع کنید و در زمان حمله چگونه عمل کنید.
این تدابیر بستگی به حریف ندارد؟
همیشه نه. هر تیمی از جمله والنسیا هویت خودش را دارد و فاکتورهای زیادی تعیینکننده هستند. اینکه مثلا چند بازیکن باید در حمله باشند، 4 بازیکن یا 6 بازیکن؟ کدام بازیکن حریف باید یارگیری نفر به نفر شود؟ هر مربی در کنار پاسخ دادن به این سوالات باید بداند سعی دارد چه کاری در زمین انجام دهد و با چه هدفی حفظ توپ میکند. اینکه توپ را برای دفاع حفظ میکند یا برای طراحی و تحمیل بازی خودش؟ هر تیم یا حتی کشوری شیوه خودش را دارد. مثلا تیمهای ایتالیایی علاقه زیادی به تصاحب توپ برای مدت زیاد ندارند و بیشتر ترجیح میدهند در زمان حمله حریف فضای حداقل را در اختیار مهاجمان آنها قرار دهند.
تصمیمات شما بر اساس دانستههای خودتان است یا شخصیت بازیکنان تیم؟
یک مربی باید خودش را با بازیکنانش وفق دهد. من در این فصل وظیفه داشتم والنسیا که 2 مهره اصلی (داوید ویا و داوید سیلوا) را از دست داده بود، بازسازی کنم. سال گذشته ما بازیکنانی داشتیم که دقیقا طبق خواستههای من بودند، ولی با از دست دادن 2 بازیکن تلاش کردیم همان ترکیب را تا حدی حفظ کنیم. ما امسال بیشتر در عمق بازی میکنیم و بازیکنان صاحب توپ حریف را تحت فشار قرار میدهیم. ولی خود من تیمهایی که درصد تصاحب توپ بیشتری دارند و با توپ کار میکنند را ترجیح میدهم. اگر شما مسی را داشته باشید کار ساده است. او 5 بازیکن را دریبل میکند و گلش را به ثمر میرساند. اما اگر این طورنباشد باید از 3 بازیکن استفاده کرد. ما بازیکنی مثل مسی را نداریم، ولی برنامه تیمیمان به نحوی است که بتوانیم با چند بازیکن کار مسی را انجام دهیم.
برای انتقال خواستههایتان به بازیکنان از چه ابزاری استفاده میکنید؟
گاهی دور هم مینشینیم و 15 یا 20 دقیقه از یک بازی را میبینیم. البته این بخش از فیلم را من خودم از بین فیلم بازیهای مختلف انتخاب میکنم و به هر بازیکنی اطلاعاتی در مورد بازیکن مقابلش میدهم.
تصور میکنید اصول مربیگری که اشاره کردید در تمامی باشگاهها و کشورها قابل استفاده است؟ یکی از مربیان اسپانیایی در گفتوگو با ورلد ساکر میگفت در انگلستان کار تاکتیکی و تکنیکی چندانی انجام نمیشود، ولی در اسپانیا این موارد برای مربیان ارزش زیادی دارد.
مربی باید پیش از هر چیز درک کند در کجا مربیگری میکند. سزار (دروازه بان والنسیا که سابقه بازی برای تاتنهام در زمان مربیگری خوانده راموس را داشت) میگفت راموس میخواست در مدت زمان کوتاهی تغییرات سریعی در تیم بدهد و این مستلزم تغییر ذهنیت تیم بود که در زمان کوتاه میسر نبود و نتوانست بازیکنان را با خودش همراه کند. بازیکنان تاتنهام این تغییر را قبول نکردند. ولی برای ردنپ تنها مهم است بازیکنان در ساعت مقرر سر تمرین باشند و بازیکنان این برخورد را دوست دارند. یکی از دوستان من که دستیار مارتین اونیل در آستون ویلا بود هم اشاره میکرد شیوه کار اونیل مشابه هری ردنپ است و این مورد قبول بازیکنان انگلیسی است و تغییر این شیوه خیلی مشکل است. در انگلستان آنالیز حریفان معنای چندانی ندارد، ولی دقیقا میدانند که در زمین از بازیکنان چه میخواهند.
ماهنامه ورلد ساکر
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....